بعد از ملاقات با گنبد فیروزهای هفتصدساله، مسیری را در پیش گرفتیم که به طبیعت اروپایی جذابی رسید و ناگهان دو اژدهای چینی ما را غافلگیر کردند؛ دو اژدهای قرینه که بر دل کوه حجاری و همنشین مقرنسها و تزیینات اسلامی ایرانی دوره ایلخانی شده بودند؛ این فقط یکی از تجارب منحصربهفرد تور آشناسازی (فم تور) زنجان بود. گزارش پیش رو، روایتی است از سفر به شهر جهانی ملیله، ملاقات با دو سایت میراث جهانی بشر در دو استان همجوار، چشیدن خوراکیهای سنتی و تاریخی منطقه و دیدن جاذبههای طبیعی و تاریخی و هنری زنجان مخصوصا آنهایی که قرابتی با اصفهان دارند؛ یعنی ملیلهکاری، مسجد چهلستون، پاساژ عالیقاپو، بازار قیصریه، معبد داشکسن و گنبد سلطانیه.
تصمیمگیری برای رفع مشکل اوقافی حصه، پیگیری مشکل کشاورزان در رابطه با تپههای تاریخی و از سرگیری کار تلهکابین صفه سه محور اصلی صحبتهای وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در اتاق بازرگانی اصفهان بود. شماری از فعالان بخشهای مختلف در این جلسه مشکلات اصفهان را بیان کردند و سپس عزت الله ضرغامی پیرو اتفاقات سفر، نکاتی را بیان کرد که شگفتانگیز بودند. چرا؟ چون کمتر رنگی از میراث و گردشگری و صنایعدستی را داشتند و بیشتر به دغدغههای کشاورزی و معیشت مردم معطوف میشدند. این نکته وقتی بیشتر به چشم میآید که بفهمید مشکلات حلنشده بسیاری در حوزه میراث، باستانشناسی و صنایعدستی وجود دارد که نفس اصفهان را به شماره انداختهاند.
اتاقی وجود دارد که مخاطبان در گروههای پنج نفری واردش میشوند و با کمک تکنولوژیهای واقعیتافزوده (AR) و واقعیت مجازی (VR) خودشان را در کارگاه بهترین هنرمند قلمزن معاصر میبینند. هنرمند مشغول کار است و طی پنج دقیقه مراحل ساخت نفیسترین اثرش را به مخاطب نشان میدهد.
قصه از آنجا شروع شد که یک سال از کرونا گذشته بود و دختر کوچکم یکساله بود؛ با تمام شببیداریها، خستگیها و استرسهای کرونا و همه مشکلات درسی پسر بزرگترم.
میپرسند: «دوباره آب باز شد؟» میگویم: «بله! زایندهرود جاری شده» و این دو جمله تفاوتهای ماهوی دارند: در اولی، زایندهرود وجود ندارد، هویت ندارد، انگار سرچشمهاش شیر آب است و زایندهرود، سینک یا مسیر انتقال آب به مزارع و این دقیقا تعریفی است که طی بیش از بیست سال اخیر مسئولان مختلف از زایندهرود بین مردم جا انداختهاند. حالا ما باید تلاش کنیم حتی در کلاممان هم حرمت و هویت زایندهرودِ ایران را نگه داریم. همانطور که هیچکس به تخت جمشید بهعنوان انبار سنگ نگاه نمیکند، زایندهرود را هم نمیشود مسیر انتقال آب دانست.
ساعت شش صبح آخرین روز اردیبهشت سال اول قرن نو، یک گروه از علاقهمندان میراث فرهنگی تور طلوع و تزئینات را در کاخ موزه جهانی چهلستون تجربه کردند و این آغاز یک روز پررویداد برای جواهر دولتخانه صفوی ایران بود. به مناسبت هفته میراث فرهنگی، مرضیه حکمت(عضو هییت علمی و مدیر گروه موزه و گردشگری دانشگاه هنر اصفهان )و لیلا میرقدر(پزوهشگر حوزه موزه و گردشگری و استاد مدعو دانشگاه هنر اصفهان) )با همکاری ادارهکل میراث فرهنگی استان اصفهان این تور را طراحی و اجرا کردند. در گزارش پیش رو درباره این تور ویژه صحبت میکنیم و در گفتوگو با برگزارکنندگان به این سؤال پاسخ میدهیم که موزهها چطور میتوانند به چنین مقاصد گردشگری جذابی تبدیل شوند که گردشگران دلشان بخواهد نه یک بار، که بارها دیدن آنها را تجربه کنند. راستی به نظر شما چقدر راه داریم تا به جایی برسیم که برای هر بنای تاریخی، تقویمی طراحی شده باشد تا بر اساسش بدانیم بهترین زمانها برای دیدن طلوع، غروب، ماه کامل و… چه مواقعی است و هر هفته کدام تورهای تجربهمحور و ویژه برای بناهای متنوع اصفهان برگزار میشوند؟
«در نوروز امسال برخی بناهای شاخص مانند مسجد جامع عتیق در خور نامشان بازدید نداشتند. باید با برنامهریزی منسجم به توزیع گردشگری و توازن بازدیدها کمک کنیم.» این، بخشی از توئیت مدیرکل میراثفرهنگی اصفهان است که همه ما را به تأمل وامیدارد؛ بهخصوص وقتی یادمان باشد که متخصصان تاریخ و گردشگری معتقدند اگر بخواهید فقط یک اثر شاخص را که نماینده معماری دوره اسلامی ایران است، به جهان معرفی کنید، بدون شک مسجد جامع عتیق اصفهان برترین گزینه است.