اباعبدالله
این نرفتن باارزش است
۱۱:۳۶ - سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳

این نرفتن باارزش است

تلویزیون را خاموش می‌کنم. خسته و کلافه‌ام! از اینکه هر روز خیل عظیم عشاق را می‌بینم و می‌دانم که نمی‌توانم به آن‌ها بپیوندم؛ از اینکه هر روز یک‌ نفر «حلالم‌کنید، عازمم» گذاشته و قرار نیست من عازم باشم.

آقای مشکوک
۰۹:۴۹ - سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۳

آقای مشکوک

با نوای «هلابیکم یا زواری» مردان عرب، راهش را به‌ طرف موکب‌های کنار جاده کج می‌کند. با چشم دنبال جایی برای نشستن می‌گردد.