به گزارش اصفهان زیبا؛ در جهان مدرن امروز با تعاریف خاصِ بشر و نسبتش با آدمیت و انسانیت، فاصله و تغییر و رویکردهای فکریای که در حرکت روبهجلو انسان در مسیر تکامل شکل میگیرند، رمضان شاخصی است از همشکلشدن و ازبینبردن فاصلهها؛ فاصله توهمِ تمدنی انسان عصر حاضر.
آدمها بر سر قصه «تغییر»، به تعاریف مختلفی از بودن رسیدهاند. روی دکمهها و تراشههای پیدا و ناپیدا، ضرباهنگ زندگی تندتر از گذشته به عصیانگری رسیده است، الگوریتمها به جان آدمها افتادهاند و مدام تغییر را روی ریل حرکتی اجتنابناپذیر میبرند.
اما هلال باریک ماه رمضان فارغ از تمام نعرههای پیشرفت و حرکت، بدون نیاز به هیچ تعریفی، باز بر قله طلوع و جاودانگی میایستد و داعیهدار تغییر شگرف الهی میشود. با آمدن ماه خدا، چیزی در عمق جامعه تکان میخورد؛ چیزی قدیمی، ریشهدار و نامآشنا که غبار روزمرگیها را میتکاند، در جانها دگرگونی ایجاد میکند و ندا درمی دهد.
در همین لحظات است که باز صدای اذان بر منارهها طنینانداز میشود و خاطرههای مشترکی از «بودن» دوباره نفس میکشند. نقارهها به صدا میآیند و دلها را بیدار میکنند. در این میان انسانها متفاوتاند. شاید برخی روزه نگیرند، شاید برخی کمرنگتر با رمضان همراهی کنند، شاید بعضی از این ماه فاصله گرفته باشند و باورهایشان از عبادت و رمضان به بازتعریف و رسیدن به فهمی مشترک نیاز داشته باشد، اما هنوز هم صدای اذان مکث کوتاهی است در حسی الهی که در بطن جامعه جریان دارد.
شبها و روزهای رمضان تصویر عجیبی دارند؛ زیستبوم، به فاصله یک روز، تعریف جدیدی پیدا میکند. جوانی که شاید در طول سال کمتر به مسجد برود، در این ماه دلیل حضوری دارد برای نفس کشیدن در ملکوت مسجد؛ هرچند این حضور کوتاه باشد.
مادری را میبینیم که با زبان روزه، از کار روزانه خسته است، اما تا نیمهشب دعا میخواند یا کسانی که تردید به جانشان افتاده باز به »چه کنم چهکنم« میافتند و رمضان برایشان نوعی کشش درونی برای غلبه بر تردیدهایشان میشود؛ کششیکه همان حس الهی است که نه با تبلیغ ساخته میشود و نه با گذر زمان از بین میرود. بلکه ریشه در فطرت دارد؛ در نیاز انسان به معنا. رمضان قوت دلهاست، اکسیر پایداری. بسیاری تلاش میکنند در این ماه، زبانشان نرمتر و دلشان آرامتر باشد. این پایداری، اتفاقی نیست؛ از جنس باور عمیق است.
حرکت جمعی رمضان، بیش از آنکه به ظاهر وابسته باشد، به حس مشترک وابسته است؛ حسی که میگوید ما در این ماه، میتوانیم نسخه بهتری از خودمان باشیم. حتی اگر این تلاش کامل نباشد، حتی اگر فقط چند روز دوام بیاورد، باز هم اثرش در حافظه فردی و جمعی میماند. رمضان مثل موجی است که هر سال میآید. شاید شدت و ضعف داشته باشد، اما مسیرش قطع نمیشود.
در دنیایی که بسیاری از حرکتهای جمعی، زودگذر و هیجانیاند، رمضان ثباتی آرام دارد. قرنها آمده و رفته و نسلها تغییر کردهاند، اما این ماه همچنان جایگاه خود را حفظ کرده است. این پایداری، نشان میدهد که ریشهاش در عمق جان انسان است، نه در ظاهر مناسک. اگر هم فاصلهای ایجاد شود، رمضان به ما یادآوری میکند که معنویت، حتی در عصر تکنولوژی، قابل حذفشدن نیست. شاید شکل بیانش عوض شود، شاید روایتش مدرنتر شود، اما نیاز به آن باقی است. انسان امروز، بیش از هر زمان دیگری، تشنه آرامش و معناست و رمضان، با همان حس الهی و جمعیاش، پاسخی آرام به این تشنگی میدهد.
پس روایت امروزیِ رمضان، روایت تضاد نیست؛ روایت تداوم است؛ تداومی خاموشناپذیر، روایت مردمی که شاید پراکندهتر از گذشته باشند، اما هنوز در لحظهای مشترک، دلهایشان به یک حس عمیق الهیگره میخورد و همین گره خوردن نشانه پایداری و حرکتی است که از جنس ایمان است، حرکتی که هر سال تکرار میشود، چون ریشه در جان دارد، نه در ظاهر زمان.



