حرف
اتاق گفت‌وگو
11:20 - یکشنبه 23 دی 1403
شهری برای گفت‌وگو شهری برای زندگی

اتاق گفت‌وگو

چترم را می‌بندم و سرم را رو به آسمان می‌گیرم. دهانم را باز می‌کنم. چند دانه برف روی زبانم می‌افتد، خنک می‌شوم و می‌خندم. لحظه‌ای رد نشده که یک دانه هم ناغافل خودش را می‌کوبد توی عدسی چشمم. چشمم می‌سوزد.

از حرف تا عمل
11:09 - سه‌شنبه 22 آبان 1403

از حرف تا عمل

آدم خوبی بودم. همچنان با شدت و حدت، طلب شهادت می‌کردم. سال‌به‌سال وصیت‌نامه‌ها را با لحن عارفانه‌تری بازنویسی می‌کردم.