اریخ اصفهان بهجز ظلالسلطانهای ویرانگر، نام آبادگران زیادی را هم در خود دارد؛ بهعنوانمثال، محمدحسینخان صدراصفهانی که نردبان قدرت را پلهپله از علافی (علوفهفروشی) تا صدراعظمی ایران بالا رفت. در این میان، اصفهان خوشبخت بود ؛ چراکه او در عصر فتحعلیشاه مدتی حاکم اصفهان شد و ردپای سازندگیهایش هنوز هم در اینسو و آنسو به چشم میخورد. چهارباغ خواجو را که با الگوگرفتن از چهارباغ صفوی ایجاد شد، میتوان دلپذیرترین و آشناترین یادگار صدر اصفهانی دانست. سفر کوتاه ما از دروازه حسنآباد در خیابان فرشادی آغاز میشود و در پل خواجو به پایان میرسد.
بخش مـهـمــی از خاطرات جمعی ما در خیابانها شکل میگیرد. ساختمانها، مغازهها، فضاهای سبز و تفرجگاهی، مبلمان شهری و از همه مهمتر محلههایی که مکان زندگی، رفتوآمد، تفریح و مراوده مردم با همدیگر میشوند، مؤلفههای اصلی هویت یک خیابان هستند. در این میان بعضی از خیابانها شاخصههای ویژهای دارند و به این لحاظ حجم بیشتری از خاطرات جمعی شهروندان بهواسطه آنها شکلگرفته است. ازجمله این خیابانها، خیابان «ولیعصر» تهران است که شاید برای یکبار هم که شده در پیادهروهای عریض و خنک از سایههای درختان بلند چنارش قدم زدهاید.
اگر ارتباط را از پایههای مقوم جامعه بدانیم، بیگمان خیابان برای یک جامعه شهری از مهمترین بسترهای شکلگیری خواهد بود. آنچه در این یادداشت به آن میپردازم این است که یک خیابان دوستداشتنی برای شهروندان کجاست؟ همچنین از این رهرو، به برخی گوشههای خیابان و اهمیت آن در زندگی روزمره خواهم پرداخت. گوشههایی که ممکن است برخی از ما گمان کنیم حذفشان از خیابان و تجمعشان درجایی که از چشم رهگذران خیابان محو باشد برای شهر بهتر است! اما آیا واقعا همینطور است؟
شاید هیچ خیابانی در اصفهان تعریض و تکمیل آن به اندازه خیابان شمسآبادی طول نکشید، خیابانی که شاختنش به شکل امروزی حدود 10 میلیون تومان در 1352 خرج روی دست شهرداری گذاشت و 12 سال هم طول کشید تا بالاخره کشمکشها به ساختن آن بینجامد. داستان جالب خیابان شهناز سابق و آیتالله طالقانی فعلی را در ادامه بخوانید.
وقتی در دورههای مختلف از شهر اصفهان سخن میگوییم یعنی دقیقا کجا؟ اصفهانی که در قرون اولیه اسلامی بود، یک شهر دوهستهای در شمال پل شهرستان و محله جوباره کنونی بود. اصفهانی که در دوره دیلمیان به دور آن حصار کشیدند، محله جویباره و اطرافش را شامل میشد. اصفهانی که عصر صفوی را تجربه کرد به یکباره چند برابر گردید و به سمت جنوب متمایل شد. اصفهان عصر قاجار بسیار کوچکتر شد. اصفهان عصر پهلوی کجا بود؟
هر جهان، وجهههای خاص خویش را داراست؛ «جهان سنت» وجوهی دارد و «جهان مدرن» وجوهی دیگرگونه. این وجوه، در علم، دین، هنر، سبک زندگی و… مشهودند، اما شاید بتوان عنوان داشت اساسیترین وجه تمایز این دو جهان، تمایز «انسان» برآمده از هر عصر است؛ بدین معنا که «خواجه حافظ شیرازی» و «مهدی اخوان ثالث» علیرغم همصنف بودن، متعلق به دو جهان متمایزند؛ همانگونه که «هراکلیت» و «کانت» نیز هم. حافظ، مخلوق جهان سنت است و در عین حال خالق آن؛ همانگونه که کانت برخاسته از عصر مدرن است و همزمان، تداومبخش آن. به عبارت رساتر، هر جهان، انسان مختص خویش را دارد.