شما میخواهید همهچیز آنطور روایت شود که میخواهید! مثلا بگویم دلیل اینکه من به آن خانه برنگشته بودم، بهخاطر اتفاقی بود که سه سال پیش توی آن خانه رخ داده بود! آدمی است دیگر؛ دوست دارد زمین و زمان را بههم بدوزد. شما از اینکه اینطوری مسائل را بههم گره بزنید، نان میخورید! بله… بله… متوجهم! من باید بروم سر اصل مطلب! اینها همه حاشیهاند. برای شما هرچیزی که خارج از آن خانه گفته شود، حاشیه است. شما چه میدانید، تمامی آن خانه حاشیه بود! منظورم این است که اصل مطلب جای دیگری بود. جای دیگر منظورم از نظر مکانی نیست.
در دنیای ادبیات داستان و داستان کوتاه به اندازهای که رمان مورد توجه قرار میگیرد، دیده نمیشوند. فکر میکنم همین باعث شده است که ناشرهای مختلف مجموعههای گوناگونی از داستانهای کوتاه یا بلند را به بازار روانه کنند. مجموعههایی که براساس جنسیت، ملیت و حتی مضمون دستهبندی شده است. نشر ماهی هم از این قائده مستثنی نیست و یکی از مجموعههای داستانیاش را به نویسندگان امروز آمریکا اختصاص داده است.