ده دقیقه از شروع «زندهشور» که گذشت، در دلم گفتم: «ای کاش تنها بودم و کمی اشک می ریختم.» نه در راستای انتقال خوب غم موجود در سکانس که معتقدم غلوآمیزی فراوانی داشت، بلکه اشک در رثای جفای آدمی که دست به قتل نفس دیگری به هر دلیلی، میزند.
ماجرا از دهه فجر امسال شروع نشد، اما دهه فجر امسال نقطهای بود که همهچیز را عریان کرد. همزمان با وقایع دیماه و تحریم جشنواره فیلم فجر از سوی بخشی از هنرمندان، مدیران سینمایی ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان تصمیم گرفتند سانس ویژه هنرمندان را حذف کنند.
صنعت سینما و تلویزیون ایران، بهعنوان یکی از ابزارهای قدرتمند فرهنگی، میتواند با بهرهگیری از ظرفیتهای بومی و محلی استانهای مختلف، نهتنها به غنای محتوایی آثار خود بیفزاید؛ بلکه به توسعه اقتصادی و فرهنگی مناطق مختلف کشور کمک کند.
هنر همیشه آینهای برای آنکه روح زمانه را در خودش بازتاب دهد، بوده است؛ یکزبان بیمرز که از دل افراد حرف میزند و به زبان خلاقیت، فریاد میکشد یا سکوت میکند.
اسم روستای درهبید را از چند سال پیش شنیده بودم، اسمی که تنها با یک تکجمله و دقایقی از مستند روایت فتح شهید آوینی برایم یادآوری میشد.