عکاسی، باغ و شانس زندگی من است. باغی که وقتی سالهای دور لحظهای در آن باز شد، پایم را لایش گذاشتم و با فشار خود را به درونش هل دادم؛ همانطور که آینده مانند باغ زیبایی است که برای بعضیها یک لحظه در آن باز میشود و آنهایی که هوشیارترند پایشان را لای در میگذارند، سپس با فشارخود را درون آن باغ هل میدهند.این تعبیری است که در کتاب «مردی با دوربین عکاسی» که شرح زندگی و کارش است، به کار میبرد. حالا در آستانه 80سالگی هرچند آردش را بیخته و الکش را آویخته، اما هنوز دست از علاقه و تفرجش در باغ عکاسی نکشیده است.