اگر از شما بخواهند زنان حماسهساز تاریختان را نام ببرید، اسمی به خاطر دارید؟ تاکنون تصاویر کدامیک از زنان تأثیرگذار در پایههای این نظام و حکومت را در تلویزیون و رسانههای بصری دیده و آنها را به طور خلاصه و نه کامل، میشناسید؟ تاکنون این عبارت را در هشتگهای اجتماعی و مرورگرهای مختلف جستوجو کردهاید؟ شاید اولین تصویری که پس از شنیدن واژه «زن» به ذهنتان خطور میکند، موجودی ضعیف با روحیهای کاملا احساسی باشد که وظیفهاش تنها معطوف به خانهداری و تربیت فرزند و حضور کمرنگتر در عرصههای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی است.
بیایید به شهریور ماه سال 1359 برویم. وقتی که مردم ایران از رسانهها شنیدند حملاتی از سوی کشور عراق در همسایگیشان به مرزهای ایران رخ داده و بعد هم دیری نپایید که جنگی خانمانسوز میان دو کشور رخ داد و تا هشت سال سایه شومش را بر سر این دو ملت مسلمان پهن کرد. اینکه در آن سالها چه بر رزمندگان در جبهههای جنگ و چه بر مردم در نقاط مختلف کشور گذشت، روایتی بسیار مفصل دارد که هنوز با گذشت بیش از سه دهه ناگفتههای بسیاری از آن برجای مانده است. هرچند که این دفاع هشتساله در سه دهه اخیر از سوی نویسندگان، شاعران، فیلمسازان، نقاشان، عکاسان و… به روایتهای بیشماری درآمده، اما شاید آنچه بیش از هرچیز از نگاه نسلهای غایب در جنگ پنهان مانده، روایتهای سینه به سینه و شفاهی مردمی است که در آن سالها طعم تلخ وحشت را با تمام وجودشان احساس کردند.