شهید زرین
NONE
۰۸:۳۹ - دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹

من از پدر پُرم!

آدرس ابتدای خیابان ابن‌سیناست، پله‌های ساختمان را که بالا می‌رویم، تابلوی دکتر علی‌اصغر زرین، دندان‌پزشک، راهنمای مسیرمان می‌شود، آن روز هیچ نوبتی برای بیماران در نظر نگرفته، وقتش را خالی کرده تا از پدر بگوید؛ از شهید عبدالرسول زرین، صیاد خمینی، گردان تک‌نفره؛ تک‌تیرانداز برجسته‌ای که نامش در رویترز به‌عنوان برترین تک‌تیرانداز جهان آورده شده است. دکتر علی‌اصغر زرین، پنجمین فرزند شهید، در زمان شهادت پدر هشت سال بیشتر نداشته، اما خاطرات او در ذهنش چنان زیبا نقش بسته که می‌تواند ساعت‌ها از او بگوید؛ از عطر گل یخ پدر، که همیشه موقع بیرون رفتن پشت گوش‌های علی‌اصغر می‌زده، از موتورسواری با او برای رفتن به مسجد و بازار و محله‌ها، از حساسیت پدر به اسراف و دروغ، از لحظه برگشت او از کردستان و قمقمه آبی که همراهش بود، مزه آن آب هنوز زیر زبانش مانده است، از انتظار کشیدن و سر از پا نشناختن برای یک‌لحظه دیدن او، از خداحافظی که روبه‌روی قامت بلند پدر ایستاد و از او خواهش کرد نرود، اما در جواب شنید: اگر نروم بچه‌ها قتل‌عام می‌شوند و در تمامی لحظات گفتن خاطرات، کلامش با بغض گره خورده بود؛  اما زمانی که خاطره انتظار کشیدن پدر را تعریف کرد، بغضش به اوج رسید.