رمان شبی از شبهای زمستان مسافری، نوشته ایتالو کالوینو، به مانند بسیاری از داستانهای کلاسیک و مدرن در یک ایستگاه قطار شروع میشود، اما در همان ابتدای داستان جملهای وجود دارد که به خواننده یادآور میشود که این بار با یک نوع متفاوت از داستان سروکار دارد: «… ابری از دود نخستین پاراگراف را میپوشاند». ما در حال خواندن یک داستان نیستیم، ما داریم یک فراداستان را میخوانیم. فراداستان چیست؟ چه تفاوتی با داستانهای رئالیستی و مدرن دارد؟ چه نمونهها و دستهبندیهایی دارد؟ از چه زمانی بوجود آمده است؟ اینها پرسشهایی هستند که پاتریشا وو در کتاب مهم خود به نام فراداستان به آنها پاسخ میدهد.