یکی از وجوه بارز شهر اصفهان که از دیرباز بر پیشانی این شهر کهن نقش بسته و بیشک از افتخارات آن به شمار میرود، این است که اصفهان همواره و در دورههای مختلف تاریخی شهروندانی از ادیان و ملیتهای مختلف را در خود جای داده و امکانات شهری موجود خود را به نحوی برابر و یکسان در اختیار آنها قرار داده است.
وش برنامهریزی و مدیریت شهری باید تغییراتی را در خود ایجاد کند و بهجای روشهای کمی و آماری و در نظر گرفتن مؤلفههای اقتصادی و سیاسی، روشهای کیفی هم بهکاربرده شده و برای برنامهریزی شهر باید مؤلفههای فرهنگی مانند نیازها، ارزشها و هنجارهای مردم، صنایع فرهنگی و… در نظر گرفته شود.
یوسف درویشی، استادیار دانشگاه پیامنور اردبیل در رشته جغرافیا و برنامهریزی شهری است. او اهل تالش است و در اردبیل زندگی میکند؛ اما عشق زیادی به اصفهان دارد و معتقد است اگر دیگر استانها و شهرهای کشور الگوی شهر اصفهان در حوزههای شهرسازی و خدمات شهری را در پیش بگیرند، کشور آینده بهتری پیش رو خواهد داشت. اینکه او برای چهارمین جشنواره ملی شهرپژوهی و اولین جشنواره فنپژوهی شهری شهرداری اصفهان دو اثر ارزشمند در قالب کتاب ارسال کرده، موضوع گزارشی است که پیش رو دارید. درویشی در این گفتوگو ابتدا درباره ضرورت برگزاری چنین جشنوارههایی برای دریافت و اجرای ایدههای شهری و بعد درباره دو اثر ارسالیاش برای این جشنواره سخن گفته است.
زندگی شهری با توسعه شهرنشینی به یک رهیافت فرهنگی نیاز دارد که این رهیافت همان توسعه فرهنگی است تا نقش دولت و مردم و نهادهای میانجی را سامان دهد. فرهنگ، کالایی در حال تغییر و دگرگونی و در تعامل با انسان و محیط است و سطح زندگی، تکنولوژی، درآمد سرانه و… بر کیفیت آن تأثیر میگذارد. توسعه فرهنگی، فرهنگ یک شهر یا جامعه را تغییر میدهد.
فولکلور از ترکیب دو واژه انگلیسی Folk به معنای مردم یا عامه و Lore به معنای شناخت ساختهشده که به معنی مجموعهای از رفتارها، دانستنیهای مردمی، آدابورسوم، اعتقادها، ترانهها، افسانهها، امثال و جز آن است. چه در اروپا بهعنوان زادگاه اصطلاح فولکلور و چه در ایران درباره معنا و معادل فولک یا عامه چالشها و نظرهای متفاوتی وجود داشته است. اصلیترین مشکل بر سر راه تعریفی یکسان از این اصطلاح به این بازمیگردد که مفهوم عامه وابسته در نظر گرفته میشود و معمولا با توجه به یک قشر فرادست شناسایی میشود. ازاینرو عامه در مقایسه با طبقه بالا، باسواد و فرهیخته معنا میشد و بر گروههای بیسواد نافرهیخته دهقان و حتی وحشی، ابتدایی یا غیر متمدن دلالت میکرد.