سفرهای سیاسی مقامات عالیرتبه کشورها همیشه مورد توجه عموم و در صدر اخبار بوده است، زیرا عمدتا نتایج این سفرها منجر به توافقات یا زمینهساز ارتباطهای سیاسی و اقتصادی میشود. ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. هرچند این روابط با توجه به شرایط خاص سیاسی حاکم بر کشور و دولتهایی که با ایدئولوژیهای متفاوت بر سر کار آمدهاند، همواره با چالشهایی مواجه بوده است. به عنوان مثال، در دوره ریاستجمهوری محمود احمدینژاد شاهد کاهش جدی سفر مقامات رسمی کشورهای مهم جهان به ایران بودیم؛ اما در چند سال اخیر و با مطرحشدن برجام شخصیتهای مهم سیاسی زیادی به ایران سفر کردند و متقابلا دیپلماتها و فرستادههای ایرانی نیز به کشورهای مختلف دعوت شدند.
منازعه میان رئیس دولت و رئیس مجلس شورای اسلامی پس از تصویب مصوبه «اقدام راهبری برای رفع تحریمها» وارد فاز تازهای شده است. گویا حسن روحانی و قالیباف تعارفهای معمول و عادی سیاسی را کنار گذاشته و هرکدام سیاست خویش را دنبال میکنند. درگیری سیاسی روحانی و قالیباف به اینکه یکی خود را حقوقدان و دیگری را سرهنگ خطاب میکند بازنمیگردد، حتی اختلاف دیدگاه آنان مربوط به سالهای قبل و بعد از تیرماه سال 1378 و کنترل اوضاع خیابانهای تهران نیست، چراکه میتوان اینهمه را در ظرف تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری ریخت و بخشی از آن کارزار را به حال و هوای روزهای تبلیغات و فضای حاکم بر کل کشور مربوط دانست.
مجلس یازدهم در کدام فضا سیر میکند و کنشهای تقنینی و نظارتی آن ملهم از چه فضای گفتمانی است؟ برای کنکاش در این خصوص، ازنظر گذراندن بریدهای از اولین نطق ریاست مجلس یازدهم شاید پر بیراه نباشد، وقتیکه محمدباقر قالیباف در فرازی از نطق خود اشاره میکند: «تهدید نخست، کاهش سرمایه اجتماعی نظام است که […]