اما اینکه امروز یکی در جایگاه ریاستجمهوری و دیگری در جایگاه رئیس مجلس ایفای نقش و همچنان تلاش میکنند با توجه به آن جوّ هیجانی تصمیم گرفته و اقدام به موضعگیری سیاسی کنند، در وضعیت امروز اساسا به بالابردن هزینه برای کشور و مردم خواهد انجامید. اما میتوان اختلاف هر دو شخص را به مسئله هستهای مربوط دانست. گویا موضوع مذاکره درباره سیاستهای هستهای کشور، قرار گرفتن در صف مخالفان و موافقان و حمایت از برجام یا نقد و نفی آن و موافق یا مخالفت با سایر سیاستها در مسئله هستهای به نقطهای رسیده که توانایی به چالشکشیدن سایر سیاستهای خرد و کلان کشور را برای اهل سیاست دارد. در واقع موضوع هستهای برای سیاستمدارانی که در فضای عمومی اقدام به کنش سیاسی میکنند به یک ابرچالش تبدیل شده است. تجربه تلخ و ستیزه جویانه رئیس دولت دهم و ریاست مجلس نهم در همین زمینه مثالزدنی است. روزی که محمود احمدینژاد فیلم برادر رئیس مجلس را در صحن علنی پخش کرد و علی لاریجانی با صدای بلند و خطاب به مردم گفت: بگذارید همه از بداخلاقیهای ایشان اطلاع پیدا کنند و… برونداد اوج این درگیریهای سنگین بود. گویا هر دو شخصیت سیاسی بهیکباره تصمیم گرفته بودند در صحن علنی خردهحسابهایی را که از زمان مذاکرات هستهای با اتحادیه اروپا و ریاست لاریجانی در شورای عالی امنیت ملی شکل گرفته بود، یکسره کنند. البته از دل آنهمه اختلافنظر و تک و پاتک هیچ آبی برای بهبوددادن وضعیت زندگی اقتصادی مردم گرم نشد. هر چه طرفداران احمدینژاد به لاریجانی تاختند و هر میزانی که نزدیکان رئیس مجلس، دولت و سایر ارکان نهاد اجرایی را به بدرفتاری و بروز رفتارهای هیجانی و بیبرنامه نواختند، تنها در این میان دامان کشور و مسائل سیاسی به سطح حاشیهها و بحثهای بیپایان رسانهای سوق داده شد. آنهم از سوی افرادی که مدعی کارکردن برای مردم بودند و قبلتر از این درگیریها، مخاطبان رویدادهای سیاسی هر دو شخصیت را برآمده از یک جریان سیاسی میدانستند. بخشی از اختلاف دیدگاه روحانی و قالیباف به بعد از شکلگیری مجلس یازدهم مرتبط است؛ چنانچه موضوع را تنها از دریچه مسئله هستهای و برجام نگاه کنیم، قالیباف تا اواخر سال 1397 برخلاف سایر اصولگرایان با نگاهی جانبدارانه درباره برجام سخن میگفت، چراکه رسیدن به برجام و انجام شدن مذاکره و بدهبستان در عالم سیاست را از دریچه نگاه حاکمیت درک میکرد. مرور سایتهای خبری نزدیک به قالیباف در بازه زمانی 1395 تا انتهای سال 1397 بازگوکننده همین روایت است. اما حضور نیافتن روحانی در مجلس هنگام معرفی وزیر صمت، غیبت او در جلسه سران قوا به بهانه ویروس کرونا و بازدید رئیس مجلس از بیمارستان امامخمینی، حاضرنشدن در مجلس شورای اسلامی در هنگام ارائه لایحه بودجه و لشکرکشی کنشگران فضای مجازی طرفداران دولت و فعالان رسانهای نزدیک به قالیباف پس از شیوع ویروس کرونا و سخن گفتن از «برخورد یک مدیر جهادی با ویروس» و «ترس از ویروس» بیشک در شکل گرفتن رفتارهای امروز بیتأثیر نبوده، اما اینهمه به رفتارهای سیاسی آنان به صورت مستقیم مربوط نیست. در واقع هر دو شخصیت دقیقا به نقطهای رسیدهاند که گمان میکنند راه انتخابی آنان در حلشدن موضوع هستهای مفیدتر است، همان مسیری که احمدینژاد و لاریجانی طی کردند؛ چراکه در گفتمان اغلب اهل سیاست و اقتصاد، رفع بخش گستردهای از مشکلات بروز یافته در اقتصاد، توزیع درآمد، توسعه صنایع بالادستی، توسعه زیرساختها، اجرای برنامه ششم و… به موضوع هستهای کشور و رفع تحریمها گره خورده است.
رویارویی به سبک روحانی
منازعه میان رئیس دولت و رئیس مجلس شورای اسلامی پس از تصویب مصوبه «اقدام راهبری برای رفع تحریمها» وارد فاز تازهای شده است. گویا حسن روحانی و قالیباف تعارفهای معمول و عادی سیاسی را کنار گذاشته و هرکدام سیاست خویش را دنبال میکنند. درگیری سیاسی روحانی و قالیباف به اینکه یکی خود را حقوقدان و دیگری را سرهنگ خطاب میکند بازنمیگردد، حتی اختلاف دیدگاه آنان مربوط به سالهای قبل و بعد از تیرماه سال 1378 و کنترل اوضاع خیابانهای تهران نیست، چراکه میتوان اینهمه را در ظرف تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری ریخت و بخشی از آن کارزار را به حال و هوای روزهای تبلیغات و فضای حاکم بر کل کشور مربوط دانست.
-
رضا صادقیان
خبرنگار




