مدتی است ویروس جدید کرونا شیوع یافته و تعدادی را به خود مبتلا کرده است. ویروس جدید سرایتکنندگی بسیار بالایی دارد و بیشتر کودکان و سالمندان را درگیر میکند؛ اما خطر جانی مرگ ندارد.
مدتی است دوباره نوع جدیدی از کرونا شیوع پیدا کرده است و از سویی افرادی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند، بیشتر امکان ابتلا به آن را دارند، از سوی دیگر اما، این بیماری، قدرت دفاعی بدن را ضعیف میکند
الان که دیگر کرونایی وجود ندارد و شهروندان از زدن ماسک خودداری و در فضاهای بسته و جمعی نیز بیشتر تردد میکنند، احتمال اینکه ابتلا به آنفولانزا افزایش یابد، بیشتر است.
بیش از سه سال نفسگیر از شیوع کرونا در جهان گذشت و حالا در شرایطی که یک ماه و نیم از شروع سال جدید در ایران میگذرد، سازمان جهانی بهداشت به تازگی از پایان وضعیت اضطراری کووید 19 خبر داد و به طور رسمی اعلام کرد که همهگیری بیماری کووید ۱۹ ناشی از کروناویروس از این پس دیگر یک وضعیت اضطراری برای بهداشت عمومی جهانی نیست.
معاون فنی مرکز مدیریت بیماریهای واگیر وزارت بهداشت با بیان اینکه در حال حاضر هر علامت سرماخوردگی را کرونا تلقی میکنیم، در این باره گفته است: «احتمال ادامه روند افزایشی کرونا وجود دارد و فعلا زندگیمان با کرونا خواهد بود.»
هوای آلوده این روزها باعث شده بیماریهایی مثل تنگی نفس بیش از پیش خودنمایی کند و پنجه خود را بر ریه خیلی از افراد بزند! اما برای اینکه بدانید علل و عوامل تنگی نفس چیست، راهنماییها و نظریه دکتر سمیه صادقی، فوق تخصص بیماریهای ریه و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان کمککننده است.
«روزانه پنج تا شش پرستار و ماهانه بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ پرستار به خارج از کشور مهاجرت میکنند.» این آماری است که چندی پیش «محمد میرزابیگی» که رئیس سازمان نظام پرستاری کشور است، در گفتوگو با «ایلنا» ارائه داد و از این مسئله ابراز نگرانی کرد. او همچنین گفته که اگر پرستاری طرح یا سربازی خود را گذرانده باشد، هیچ مانعی برای رفتنها آنها نیست؛ البته زمینهای هم برای جذب یا ماندگاری آنها در ایران وجود ندارد. مهاجرت پرستاران ایرانی به خارج از کشور موضوع جدیدی نیست، بلکه مقاصدی مثل قزاقستان، کشورهای حاشیه خلیجفارس و اربیل کردستان عراق و همچنین کشورهای اروپایی و آمریکایی همـواره برای پرستاران جـذاب بوده است.
محققان در مقالهای که در مجله علمی Science Immunology منتشر کردهاند، میگویند توانستهاند در آزمایشگاه از یک مدل موش که سیستم ایمنی آن اساساً مانند انسانها شده بود استفاده کنند و آنتیبادیهای موثرتری بسازند. پژوهشگران ابتدا دو بخش ژن انسان را به موش تزریق کردند تا سلولهای B را به تولید سریع […]
صدای خنده و هیاهوی دانش آموزان دوباره از پشت دیوارهای بلند مدارس به گوش می رسد و در این روزهای دلکش بهاری لابه لای آواز پرندگان می پیچید؛ دانش آموزانی که در دوسال گذشته، کرونا بی رحمانه آن هارا نشانه گرفت و از حضور فعال درمدارس و نشستن بر سر نیمکت های درس محرومشان کرد. […]
بعضی از ما در حد افراط از شویندهها، الکل و ماسک استفاده میکنیم و بعضی دیگر هم کاملا بیخیال سلامت خود و اطرافیان، رعایت بهداشت را کنار گذاشتهایم؛ حقالناس هم بماند! تلاشی نیز برای تقویت سیستم ایمنی و فعالیت بدنی خودمان نمیکنیم؛ حالا هم که با شایعشدن بیخطری اومیکرون! بیخیالتر از قبل شدهایم و بر این باوریم که ویروس فعلی خطری ندارد و با این اعتقاد از عوارض آینده آن غافلیم؛ اما شاید با خواندن متن زیر که حکایت از عوارض تمام ویروسهای قبلی و فعلی کروناست و با نظر دکتر ساحل جوانبخت، پزشک عمومی و مسئول طرح کووید خفیف و بیعلامت پژوهشکده قلب و عروق اصفهان ارائه شده است، تجدیدنظر کنید. این شما و این هم هشدارها و توصیههای کرونایی.
چندان دور از ذهن نبود که پای امیکرون خیلی زود به ایران هم باز شود! همین یک ماه پیش بود که سویه جدید کرونا به نام امیکرون که گفته میشود قدرت انتقال آن سه تا پنج برابر دلتاست در آفریقای جنوبی شیوع پیدا کرد تا آب پاکی را روی دست همه بریزد و خیالها را راحت کند که این ویروس مرموز و هزارچهره قصد کوتاهآمدن ندارد؛ آنهم درست زمانی که واکسیناسیون سرعت گرفته بود و میرفت که شرایط کرونایی تا حدودی کنترل و مدیریت شود.
همین اول کاری باید اعتراف کنم؛ هفت سال مستمر خبرنگار حوزه اجتماعی بودن، اصلا کار آسانی نیست. آدم از جنس فولاد هم که باشد، هرچقدر هم که عاشق و سرسپرده شغلش باشد، خیلی جاها کم میآورد و از پا میافتد و دلش یک جهان امنی را میخواهد تا در آغوشش پناه بگیرد؛ دنیایی که در آن آنقدر قدرت داشته باشد تا بتواند فرجام خوشی برای همه سوژههای گزارشهایش رقم بزند؛ یکی مثل سمیه 15ساله که به جرم قتل منتظر تقدیر چشمبهدر زندان دوخته، یا مثلا آرمان که شیشه عقلش را یکباره ربود و باعث شد روی پدر و مادرش چاقو بکشد. مادر مرد. پدر دیگر آن مرد سابق نشد و آرمان به حکم قاضی تا آخر عمر ساکن بخش کرونیک بیمارستان روانی شد، یا مثلا ملیکای پنجساله که زیر شکنجههای محمدجواد 40ساله تاب نیاورد و جان باخت، یا مثلا میلاد آروی که آتش وحشی سانچی، امان دیدن اولین فرزندش را نداد.