
پسرک از صبح زود، در کوچهپسکوچههای روستا، دانهدانه وارد خانهها میشد و وقتی بیرون میآمد، دو سه گوسفند پشت سرش بیرون میآمدند و به گله گوسفندهای ده ملحق میشدند.

نمیدانستم زندگی هم مثل قیمه باید جا بیفتد! باید خودم را مثل لپهها از مدتی قبل خیس دهم. باید از آن سفتی و سختی دربیایم. وگرنه دندان که هیچ، معده زندگی را هم نابود میکنم.

ساعت بهوقت جدال آفتاب و شرجی بهمنشیر است. زن کنار دیوار سیمانی حیاط، روی چهارپایه چوبی نشسته و ماهی سرخ میکند. گاهگاهی هم تکهماهی سرخشدهای را در دهانش میگذارد.

باز دفترم را پاره کرد. کتاب و دفتر که میدید، انگار جلوی گاو نر پارچه قرمز تکان بدهند، رم میکرد؛ حتی بدتر از اسب مشرحمت که یک روز بهتاخت رفت تا وسط جنگل.

ویژهبرنامه «عصر تجربه» به مناسبت هفته حماسه و ایثار مردم اصفهان، با حضور «حسن محمودی» نویسنده، روزنامهنگار و منتقد ادبی و بههمت حوزه هنری اصفهان در عمارت تاریخی سعدی اصفهان برگزار شد.









روزی شخصی نزد حکیمی رفت. حکیم در حال مطالعه بود. بهمحض ورود شخص، کتاب را بست و روبه شخص گفت: درود بر تو. شخص که گویا از خانواده نیاموخته بود که ابتدای امر سلامی کند، بدون مقدمه گفت: حکیم! عرضی دارم. حکیم گفت عرضت را بگو. شخص عرضش را گفت. سپس حکیم گفت: دیگر بگو. شخص اوقاتتلخی کرد که: ایبابا! حکیم وقت گیر آوردیها! موضوع چیز دیگری ست! این لطیفههایت هم خیلی وقت است قدیمی شده. حکیم خنده به دهانش خشک شد و گفت: نگذاشتی لطیفهمان را درست تعریف کنیم، اما بههرحال… بگو ببینیم مرگت؛ ببخشید، امرت چیست؟









در دنیای ادبیات داستان و داستان کوتاه به اندازهای که رمان مورد توجه قرار میگیرد، دیده نمیشوند. فکر میکنم همین باعث شده است که ناشرهای مختلف مجموعههای گوناگونی از داستانهای کوتاه یا بلند را به بازار روانه کنند. مجموعههایی که براساس جنسیت، ملیت و حتی مضمون دستهبندی شده است. نشر ماهی هم از این قائده مستثنی نیست و یکی از مجموعههای داستانیاش را به نویسندگان امروز آمریکا اختصاص داده است.









نشست خبری اولین جشنواره ملی داستان کوتاه کوتاه «ذکر خیر» با محوریت نگارش داستان کوتاه و با شعار «در کار خیر قلم بگذاریم» با هدف پرداختن به اقدامات خیرخواهانه در ارتقای بهداشت و سلامت عمومی جامعه در سالن امام هادی(ع) حــوزه مــعــاونــت بــهــداشتی دانــشـگاه علومپزشکی اصفهان و با حضور کمال حــیــدری، مـعــاون بــهــداشــتــی دانشگاه علومپزشکی اصفهان و رئیس هیئتمدیره مجمع خیرین بهداشت و سلامت استان اصفهان «امام هادی (ع)» و محمدحسن مردانی، دبیر این جشنواره برگزار شد.









اختتامیه چهارمین جشنواره سراسری دانشجویی داستان کوتاه زایندهرود در کتابفروشی اردیبهشت جهاد دانشگاهی واحد اصفهان با حضور سرپرست جهاد دانشگاهی، دبیر چهارمین دوره جشنواره و نماینده داوران این دوره برگزار و بهصورت زنده از طریق شبکههای مجازی پخش شد.
مهدی ژیانپور، سرپرست جهاد دانشگاهی واحد اصفهان و مدیر چهارمین دوره جشنواره سراسری دانشجویی داستان زاینده رود در این برنامه گفت: «جشنوارهها محل تلقی پاسداشت و پویاییاند و هم آوردگاه. بستری برای احترام و رقابت. عمیقا معتقدم فضای فرهنگی و اجتماعی ما نیاز به پدیدههای مستمر دارد. جشنوارهها چنین هستند.









از وقتی خبر درگذشت استاد بسیار عزیزم محمود نیکبخت را در صفحه اینستاگرام حامد قصری خواندم تمام فایلهایم را گشتم تا عکسهایی را که از او و پنجرههایی که به رویم باز کرد پیدا کنم و بگذارم. عکس آن پنجرههای پشتی مسجد را که شاید در اولین دیدارش در خانهاش نشانم داد. رفته بودم تا نظرش را روی داستانهایی که به او داده بودم بگوید. گفت چای میخورید یا پالوده گرمک؟ نخواستم زحمت بدهم در حالیکه عرق میریختم گفتم چایی. گفت پالوده گرمک بخورید تا چای دم کنند. بهتر از خودم فهمیده بود چه میخواهم در رو به بالکن را باز کرد و من پرسیدم میتوانم بروم بالکن؟









74 اثر به داوری نهایی چهارمین دوره جشنواره سراسری دانشجویی داستان کوتاه زاینده رود راه یافتند. به گزارش دبیرخانه چهارمین دوره جشنواره سراسری دانشجویی داستان کوتاه زاینده رود،74 اثر از آثار شرکت داده شده در جشنواره به مرحله نهایی داوری راه یافتند. اسامی نویسندگان راه یافته به مرحله نهایی داوری جشنواره بدون ترتیب حروف […]









تجربه ثابت کرده است در زندگی، یک نفر هست که در گوشت بزند.