حتی اگر اول هفته از یکشنبه شروع شود، پنج شنبه بین التعطیلین باشد، نخواهی در صف نانوایی معطل شوی، نانها تفمال نباشد، همه مردم حلیم را با شکر بخورند، ساعت کاری از ۱۰ صبح به بعد شود، قطار مترو همیشه جایی برای نشستن داشته باشد، پایت در اتوبوس لگد نشود، اتوبان ترافیک نباشد، سر کلاس غیبت کنی و استاد نیامده باشد، ناهار قورمه سبزی داشته باشید، ته دیگ سیب زمینی زیاد باشد، تیکه آخر پیتزا سهم تو شود، بنزین سه هزار تومانی شود، در بورس سود کنی، پلی لیست آهنگهای محبوبت در ماشین پخش شود، واتساپ پیامهای پاکشده را نشان ندهد، دوشنبهها نود پخش کند، در جیب شلوارت پول پیدا کنی، هر دو طرف بالشت خنک باشد، رایانهات قطع نشود، شهاب حسینی مجری برنامه نباشد، لوبیاهای لوبیاپلو جدا باشد، ماشین ایرانخودرو به نامت در بیاید، در خیابان آشنا نبینی، شوهر عمهات ضامن وام نباشد، پنیر صبحانه لیقوان باشد.
بازهم یک نفر هست که معتقد است همه بد هستند و فقط او خوب است؛ برای همین بزند در گوشت و بگوید:« چرا شنبه اول هفته نیست؟ پنجشنبه را چهکسی تعطیل کرد؟ این نان چرا تف ندارد؟ چرا هفت صبح سرکار نیامدی؟ در مترو جایت را به سالمندان بده، چرا اتوبان ترافیک نیست؟ چرا حلیم را با نمک نمیخوری؟ چرا ته دیگ کاهو نداریم؟ چرا بنزین سه هزار تومانی میزنی؟ چرا در بورس سرمایهگذاری کردی؟ چرا بالشت خنک نیست؟ لوبیاهای لوبیاپلو را چه کسی جدا کرد؟ چرا در قورمهسبزی لوبیا قرمز ریختی؟ چرا سمند ثبتنام کردی؟ چرا شوهر عمه را به عنوان ضامن بانک معرفی نکردی؟ چرا نود پخش میشود؟ چرا برای صبحانه پنیر پگاه نداریم؟»
چهکسی لوبیاهای لوبیاپلو را جدا کرد؟
تجربه ثابت کرده است در زندگی، یک نفر هست که در گوشت بزند.
-
کیمیا صادقی
خبرنگار




