جهانگردانی که در دورههای مختلف تاریخی به ایران سفر کردهاند، چه تجربهای از حضور در آیینهای محرم داشتهاند و تجاربشان را چگونه روایت کردهاند؟ برای پاسخ به این سؤال میتوانیم به تکتک سفرنامههای جهانگردان فرنگی رجوع کنیم و از میان روایتهایشان به دنبال پاسخ سؤالمان بگردیم؛ اما راه سادهتر و جذابتر رجوع به کتابی با عنوان «محرم از نگاه گردشگران فرنگی» به روایت و تصویرگری مهدی تمیزی است. این کتاب توسط سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان منتشر شده و به لحاظ انتشار تصاویر کتب چاپ سنگی و معرفی میراث ناملموس ایرانیان از دریچه نگاه راویان خارجی بسیار حائز اهمیت است.
دهه اول محرم، بهویژه تاسوعا و عاشورا را میتوان مهمترین زمان گردشگری مذهبی در ایران دانست؛ زمانی که امسال به سه روز تعطیلی متوالی تبدیلشده و به نظر میرسد برای سفر مناسب باشد؛ اما باوجود تذکرهای مکرر ستاد کرونا و اقدامات برخی از مهمترین مقاصد گردشگری محرمی در جلوگیری یا کاهش ورود گردشگران، به نظر میرسد با دگرگونی زیادی رو به رو شده است. در ادامه به سه اقدام محرمی با توجه به فراگیری ویروس کرونا نگاهی میاندازیم. برگزارنکردن مراسم عزاداری، آنلاین برگزارکردن یا برگزاری همراه با محدودیت و رعایت پروتکلها؛ سه رویکردی است که امسال متولیان برگزاری رویدادها در قبال آیینهای محرمی در پیش گرفتند و به نظر میرسد امسال شماری از گردشگران محرم باید از خانه این مراسم را دنبال کنند.
اصفهان را نماد و ویترین معماری و تمدن ایران در بعد از اسلام معرفی میکنند؛ اما پیدا شدن نشانههای حیات و زندگی جمعی در «تپه اشرف» به ما گفت که این شهر پیش از اسلام نیز زیستگاه بشر و یکی از مراکز تمدنی در فلات ایران بوده است. شاید بسیاری فراموش کرده بودند که اگر در شرق اصفهان تپه اشرف ما را به دوران اشکانیان میبرد، در غرب این شهر نیز کوه آتشگاه ما را به عصر ساسانیان متصل میکند. این مطلب مروری کوتاه دارد بر کوه آتشگاه و چالشهای آن و نیز به نکتهای باریک درباره حفاظت از میراث فرهنگی مشترک اشاره میکند.
دولتخانۀ صفوی بهعنوان یادگاری از آخرین دوره پایتختی شهر اصفهان، در زمان صفویان، یکی از عظیمترین مجموعه کاخهایی بود که میتوان در پایتختی مشاهده کرد. گسترۀ یک و نیم فرسنگی این مجموعه از شرق به میـدان نقشجهان، از غرب به خیابان چهارباغ، از جنوب به باروهای شهر (باروی واقع در قسمت شمالی مدرسۀ چهارباغ) و از شمال به دیوار کاخ عالیقاپو محدود شده بود؛ محدودهای بسیار واجد ارزش که نهتنها شـاردن (جهانگرد و ســفــرنامـهنویس فرانسوی) بلکه بسیاری دیگر ازسیاحان و جهانگردان نظیر کمپفر آلمانی نیز آن را ستوده و زیباییهایش را در کروکیها و گراورهایی به تصویر کشیــدهاند.
خیابان چهارباغ در شهر اصفهان جایگاهی دارد که هم نکات مثبت و هم نکات منفی، خواهناخواه به آن تحمیل میشوند. قصه چهارباغ فقط در کالبد خیابان و جدولبندی آن خلاصه نمیشود؛ بخش مهم آن معطوف به «چهارباغیان» است؛ یعنی کسانی که در چهارباغ میروند و میآیند. اصولا خیابان بدون مردم معنا ندارد. خیابان وقتی خیابان است که مردمی از آن گذر کنند. این مردم هم جزوی از تاریخ و هویت خیابان محسوب میشوند؛ پس باید موردمطالعه قرار گیرند. رفتار، نگاه، رویکرد، کنش، وسیله نقلیه، آواز و خلاصه همهچیز آنها در خیابان به همین امر معطوف میشود.
هفت فعال حوزه گردشگری در وبیناری دوساعته به میزبانی شش ارگان مختلف (اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی با همکاری جهاد دانشگاهی اصفهان، سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان، اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی، جامعه هتلداران اصفهان و انجمن صنفی کارفرمایان شرکتها و دفاتر خدمات مسافرت هوایی، جهانگردی و زیارتی اصفهان) درباره فراز و فرودهای صنعت گردشگری در دوران کرونا صحبت کردند، به تجزیه و تحلیل شرایط پیشآمده بر صنعت گردشگری ایران و جهان پرداختند و راهحلهایی را برای برونرفت از اوضاع کنونی بیان کردند.
مدیرکل دفتر ثبت آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی آب پاکی را روی دست طرفداران «خونبس» ریخت و اعلام کرد که به هیچ عنوان این رسم به نام میراث ناملموس ثبت نمیشود و در دستور کار شورای ملی ثبت میراث فرهنگی ناملموس هم قرار نگرفته است. این خبر در پی موجی که در دنیای مجازی علیه طرفداران این رسم قبیلهای راه افتاد، اعلام شده است. بر چه چیزهایی دقیقا میتوان عنوان «میراث ناملموس» را اطلاق کرد؟ برای پاسخ به این پرسش میتوان به کتاب «قدرت نرم میراث ناملموس، اسناد حقوقی و مالی برای حفاظت از میراث ناملموس» ترجمه آتوسا مؤمنی که از سوی «بنیاد میراث ناملموس اصفهان» حمایت شده است، مراجعه کنیم.
صائب تبریزی را همگان میشناسند؛ شاعری که در اصفهان برای همیشه آرام گرفت و مقبرهای هم برایش ساخته شد، اما در حمله افغان قبر او گم شد؛ چنانکه دویست سال بعد پیدا و عمارتی بر آن بنا شد که اکنون نیز در حاشیه خیابانی به همین نام، پابرجاست. این مطلب، داستان ساخت عمارت مذکور است که اکنون خود یکی از میراث فرهنگی اصفهان محسوب میشود. صائب تبریزی از شعرای عصر صفوی است. او به دربار صفوی راه یافت و مدتی را نیز به سیاحت هند رفت.
سه شهر قزوین، تبریز و اصفهان از یکسو و سه کشور هند، ایران و ترکیه از سوی دیگر، یک وجه مشترک مهم و پیونددهنده شاخص در هنر خوشنویسی دارند؛ چهرهای تاریخی به نام «میرعماد حسنی» که میراث جاودانه او همچنان نهفقط در این شهرها و کشورها که در شماری از موزهها و مجموعههای خصوصی دنیا جاری است. به مناسبت سالروز قتل این چهره مهم تاریخ خوشنویسی، پای صحبتهای محمدرضا عموزاد مهدیرجی نشستیم تا او در جایگاه نویسنده کتاب «بینظیر خطه خط (مروری بر زندگی و آثار میرعماد حسنی)» برایمان از زندگی پرفرازونشیب هنرمندی بگوید که گرچه ناجوانمردانه کشته شد و برای همیشه در جوار نقشجهان آرمید، اما میراثش هنوز در جایجای جهان جاری و ساری است.
قدمبهقدم محله حسنآباد، درفشان است و گل سرسبد همه درَر این محله تاریخی که به نقشجهان میپیوندد، امامزاده احمد است، امامزادهای که هم یکی از مهمترین مقاصد گردشگری شهر اصفهان محسوب میشود و هم به لحاظ تزئینات معماری و میراث تاریخیاش جایگاه مهمی در چرخه گردشگری و میراث کهنشهر ما دارد، اما رهاشده و مهجور مانده و از شلختگی بصری و بیتوجهی و تخریبهای ریزریز رنج دوران میبرد؛ آنقدر که اگر این بیتوجهیها ادامه یابد بعید نیست که بهزودی دیگر میراثی به نام امامزاده احمد نداشته باشیم.
نتایج کاوشهای باستانشناسی در تپه اشرف این روزها برگهایی به تاریخ اصفهان میافزاید؛ از سفالها و چاه سنگی تا اسکلتهایی که شواهد محکمی از انتخاب اصفهان برای زیست در دوره حکومت اشکانیان محسوب میشوند. در فصل هفتم کاوشهای تپه اشرف، بقایای یک اسب و یک بانوی اشکانی به دست آمد و در جدیدترین یافتههای این فصل، باستانشناسان با دختری نوجوان که روی در آسمان کشیده و یک لنگه گوشواره برنزیاش را هنوز با خود دارد، ملاقات کردند.