یک زوج جوان، یک خانواده و مردی که به نظر میرسد به سفری کاری آمده، مهمانانی هستند که قرار است به خارجیها نشان بدهند ایران مقصدی امن در دوران کروناست. ضدعفونی هواپیما و فرودگاه، رعایت پروتکلها در هتلها و رستورانها و حتی شهر آبی و فروشگاهها را در فیلم میبینیم و جملات کوتاهی هم در تأکید بر جو مناسب سفر به ایران به نمایش درمیآید؛ این اولین تیزر تبلیغاتی رسمی با عنوان «سفر ایمن در ایران» است.
«کوچه کازرونی» نام آشنایی در خیابان چهارباغ است. از بخشهای ناگفته تاریخ خیابان چهارباغ، ارتباطی است که این خیابان با خاندان کازرونی در اصفهان دارد. این خاندان در آبادانی و رونق چهارباغ در زمان خودشان نقش مهمی داشتند. هنوز هم دو کوچه پررونق و بزرگ چهارباغ به نام کوچه کازرونی در این خیابان خودنمایی میکنند. درواقع میتوان گفت سه برند اصفهان، یعنی صنعت نساجی، خاندان کازرونی و چهارباغ در اینجا به هم میرسند. این متن کندوکاوی است برای تبیین این ارتباط جالب.
امروزه دوچرخهسواری کوهستان در کشور عزیزمان در ردههای مختلف آن، روند رو به رشدی دارد و علاقهمندان زیادی را از همه گروههای سنی به سمت خود کشانده است. شاید بتوان گفت در اکثر خانهها یک دوچرخه وجود دارد و میتوان با بسترسازی و ارائه راهکارهای مناسب، افراد را به فعالیت ترغیب کرد. از مزایای مهم آن در حال حاضر میتوان به کمهزینه بودن در شرایط اقتصادی کنونی، فاصله داشتن افراد از یکدیگر و امکان اجرای آن بدون سفرهای برون استانی و نیاز به وسایل نقلیه عمومی اشاره کرد. بااینحال، اجرای برنامه به روشهای مرسوم و سنتی، شاید روند تبدیل آن از ورزش به صنعت گردشگری را کمی ضعیف کند و نیازهای گردشگران در نظر گرفته نشود.
میزبانی اصفهانی، وزیر سوئیسی را به سفیر گردشگری ایران بدل کرد؛ آیا عمر این گزاره، در حد همین 24 است یا ما میتوانیم کاری کنیم که تولید محتوای گردشگری صورت گرفته پیرامون سفر وزیر امور خارجه سوئیس به اصفهان عمر و دامنه اثرگذاری بیشتری داشته باشد؟ پاسخ به این سؤال روشن است؛ حتما میدانیم و همه باید تمام تلاشمان را در هر حدی که از دستمان برمیآید انجام دهیم تا این سفر را به برگ برنده و کورسوی امید گردشگری اصفهان و ایران در دوران تاریک کنونی تبدیل کنیم.
استاد جواد دیواندری هنرمند شیشهگری با حرارت مستقیم است. هنرمندی که متولد یکم آذر ماه ۱۳۴۷ در سبزوار است و با تجربهای بیستساله، هنر و دانش را به هم میآمیزد و آثاری خلق میکند چشم نواز. شیشهگری سنتی این است که شیشهها بهصورت شمش مورد استفاده قرار میگیرد و مستقیم بر روی شعلۀ مشعل با […]
وزیر امور خارجه سوئیس مستقیم از برن به اصفهان سفر کرد تا دیدن ایران را از قلب تاریخی این کشور کهن آغاز کند؛ چراکه ایگنازیو کاسیس در کنار پزشک و دیپلمات بودن، دل درگرو میراث فرهنگی و گردشگری هم دارد؛ آنقدر که در دیدار با جواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان، برای سفر به ایران ابراز علاقه کرده و حالا هم که راهی این کشور شده ترجیح داده پیش از آغاز دیدارهای رسمیاش در پایتخت، به مناسبت یکصدمین سالگرد روابط دیپلماتیک ایران و سوئیس، اصفهان را ببیند. گزارش پیش رو، روایت اصفهانگردی این مقام بلندپایه است به همراه گفتوگو با مسعود نیکآئین، مدیرکل تشریفات استانداری اصفهان که این بازدید را نقطه آغازین قدرتمندی برای فعالیتهای ستاد احیای گردشگری کرونازده اصفهان میداند.
ایگنازیو کاسیس در نیم روز اول سفرش به ایران، به دیدار میراث جهانی رفت. او، همسرش و هیات همراه از مسجد جامع عباسی، مسجد شیخ لطفالله، گالری موزه سردر قیصریه و کاخ عالیقاپو دیدن کردند
رئیس موسسه فرهنگی اکو دو روز مهمان اصفهان بود و طی جلسات مختلفی با مسئولان استانداری، میراث فرهنگی و شهرداری اصفهان از یکسو و بخش خصوصی از سوی دیگر، به بررسی زمینههای همکاری در حوزههای مختلف بهویژه فرهنگی و گردشگری پرداخت؛ اما چه گفتوگوها و تصمیمهایی در این سفر انجامشده و نتایج مورد انتظار از این دیدارها چیست؟ پاسخ این پرسش را در گفتوگو با سید حسن قاضیعسگر (معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری اصفهان)، فریدون الهیاری (مدیرکل میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری استان اصفهان) و سرور بختی (رئیس موسسه فرهنگی اکو) میخوانید. الهیاری: باید به ظرفیت منطقه اکو با 500 میلیون نفر جمعیت توجه کنیم اولین ساعات حضور رئیس موسسه فرهنگی اکو در اصفهان با یک جلسه کاری با حضور فریدون الهیاری، مدیرکل میراث فرهنگی اصفهان و سید حسن قاضیعسگر، معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری اصفهان همراه بود.
درست همین لحظه که روزنامه را میخوانید، افرادی هستند که بیل و کلنگ و فلزیاب در دست سنگ به سنگ دنبال گنج بوده و اشخاص دیگری هم، نه در پی گنج که به دنبال افراد گنجیاب یا کسانی که پتانسیل تبدیلشدن به گنجیاب را دارند، میگردند؛ چون گنج واقعی در جیب آنهاست: پول میدهند تا ابزار و بستههای آموزشی بخرند و همین برای استادان آموزش گنجیابی کافی است. در سوی دیگر ماجرا نیز محوطههای باستانی، صخرههای طبیعی و واجد ارزشی هستند که به طمع گنج تخریب میشوند. در گزارش امروز به صنعت گنجیابی نگاهی میاندازیم.
محیطزیست یا میراث؟ معلوم است که انتخاب باید با حفظ هر دو باشد و هر تصمیمی که یکی از این دو را نادیده بگیرد، محکوم به شکست و حذف است. حالا خبری منتشر شده با این عنوان «قدیمیترین منطقه حفاظتشده جهان به نام میراث فرهنگی سند خورد» و این مفهوم که قلعه قمیشلو به نام اداره کل میراث فرهنگی منطقه سند خورده است؛ درحالیکه منطقه قمیشلو منطقه حفاظتشده و زیر نظر سازمان حفاظت از محیطزیست است. انتشار این خبر کشمکشی بین دو ارگان به راه انداخته ولی راستش را بخواهید برای ما مردم اینکه کلید قلعه دست چه ارگانی باشد اهمیتی ندارد؛ این مهم است که قلعه بهعنوان یک اثر تاریخی واجد ارزش حفظ شود و به همان اندازه هم مهم است که محیطزیست منطقه فدای پروژههای خام گردشگری نشود.
نهتنها گردشگران غیر اصفهانی، بلکه چهبسیار اصفهانیها که از کنار پل خواجو عبور میکنند، عمارتی زیبا و آجری با دو گنبد کوچک به چشمشان میخورد که درست نمیدانند چه هست. باریکتر که میشوند میفهمند یک مقبره است. قبر کیست؟ کنار پل چه میکند؟ چه زمانی ساخته شده و آیا مثل همهچیز مربوط به عصر شاهعباس است؟! این مطلب کاوشی است در جهت پاسخگویی به این سؤالات. در همه دنیا این قانون ساده، جاری و ساری است که باید آنکسانی که دوستمان داشتند، دوستشان بداریم. آری این بنا آرامگاهی است بیگنبد و بارگاه و خاموش. صاحب مقبره پروفسور پوپ از آن دسته آدمها بود که بهشدت اصفهان را دوست داشت.
ایام عزاداری و سوگواری فخر اولاد آدم، حضرت سیدالشهدا (ع) علتی شد تا به دیدار حاج استاد علی نریمانی برویم، شاعر هشتادوپنجسالهای که از پانزدهسالگی تاکنون عمر خود را صرف تعزیه کرده و مهمترین داراییاش را همین میداند، سراینده کتابهای «دیوان اشعار قائمی» که در دو مجلد به چاپ رسیدهاند و کتاب «تعزیهنامه قائمی». او همچنین هشت مجلس تعزیه را بهصورت کامل سروده و مجالس زیادی را ویراستاری کرده است. این چهره شاخص تعزیه، امروز برای ما از تهدیدها و موانع یکی از مهمترین میراث فرهنگی مذهبی اصفهان روایت میکند.