گفت‌وگو با حسین صبوری، نویسنده فعال کوی ولی‌عصر(عج)

تا بگویم که آزاد کرد، کشته شد

حسین صبوری، متولد ســـال 1357، نویسنده و فیلم‌نامه‌نویس ساکن محله ولی‌عصر اصفهان است. او که از کودکی به دنیای هنر علاقه‌مند بود، پس از فارغ‌التحصیل‌شدن در رشته اقتصاد در دوره‌های مختلف هنری انجمن سینمای جوان شرکت کرد و در سال 1393 اولین رمان خود را با نام «موشک‌ها و یک کاشی» با مضمون جنگ و آنچه بر شهر دزفول در این دوران گذشت، با همکاری انتشارات امیرکبیر به مرحله چاپ رسانید.

تاریخ انتشار: ۱۲:۱۷ - سه شنبه ۸ مهر ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
تا بگویم که آزاد کرد، کشته شد

به گزارش اصفهان زیبا؛ حسین صبوری، متولد ســـال 1357، نویسنده و فیلم‌نامه‌نویس ساکن محله ولی‌عصر اصفهان است. او که از کودکی به دنیای هنر علاقه‌مند بود، پس از فارغ‌التحصیل‌شدن در رشته اقتصاد در دوره‌های مختلف هنری انجمن سینمای جوان شرکت کرد و در سال 1393 اولین رمان خود را با نام «موشک‌ها و یک کاشی» با مضمون جنگ و آنچه بر شهر دزفول در این دوران گذشت، با همکاری انتشارات امیرکبیر به مرحله چاپ رسانید که بسیار موردتوجه خوانندگان قرار گرفت؛ زیرا این کتاب گویای یک دوران تاریخی مهم از کشور است.

رمان «موشک‌ها و یک کاشی»؛ بیانگر دوران جنگ

این نویسنده جوان در این خصوص گفت: رمان «موشک‌ها و یک کاشی» سرگذشت پیرمردی کاشی‌کار اهل خراسان است که برای مرمت یک امامزاده به شهر دزفول سفر می‌کند و در این برهه از زمان جنگ بین ایران و عراق رخ‌ داده و این پیرمرد درگیر جنگ و وقایع آن می‌شود.

صبوری با اشاره به اینکه شهر دزفول در زمان جنگ بیشتر از تمام شهرهای کشور مورداصابت موشک‌های جنگی قرار گرفت، اذعان کرد: تمام سعی من در زمان نگارش این کتاب این بود که بتوانم گوشه‌ای از مصیبت‌های جنگ، رشادت‌های رزمندگان و آنچه بر سر پیر، جوان، کودک و میهن عزیزمان آمد را بازگو کنم.

او در سال‌های بعد رمان دیگری با عنوان «تا بگویم که آزاد کرد، کشته شد» را نوشت که از سری کتاب‌های سرداران ایران است و به سفارش انتشارات امیرکبیر نوشته شد و هدف، نام‌بردن و نگارش زندگینامه فرماندهانی بود که هرکدام در زمان خود باعث آزادی و سربلندی بخشی از ایران شدند.

نقش‌بستن برخی چهره‌ها در حافظه تاریخی کشور

این نویسنده اصفهانی درباره نگارش این کتاب توضیح داد: از میان همه بزرگان این سرزمین، مردانِ مردی وجود دارند که دشمنان این مرزوبوم را سرنگون کرده‌اند و چهره‌شان در حافظه تاریخی ایرانیان نقش بسته است؛ از سیمای اسطوره‌ای رستم و فریدون گرفته تا چهره دلیرانی چون آریوبرزن و سورنا، از شاه اسماعیل صفوی تا رئیس‌علی دلواری، از چمران و متوسلیان تا کاظمی و صیاد شیرازی و همچنین قهرمانان واقعی رمان من، الله‌وردی خان و فرزند بزرگوارش امام‌قلی‌ خان، که پس از مرگ پدرش به فرمانروایی ایالت فارس در امپراتوری صفوی رسید.صبوری ادامه داد: از مهم‌ترین اقدامات او فتح هرمز و پایان‌دادن به تسلط ۱۱۷ساله پرتغالی‌ها بر خلیج‌فارس است.

او عنوان کرد: کتاب «تا بگویم که آزاد کرد، کشته شد» بسیار موردتوجه مخاطبان قرار گرفت؛ به‌طوری‌که یکی از تهیه‌کنندگان بنام کشور به نام مجیدرضا بالا، پس از خواندن این رمان تصمیم گرفت سریالی پنجاه‌قسمتی از روی آن بسازد و به بنده پیشنهاد نگارش فیلم‌نامه این کتاب داده شد که اکنون تا قسمت 22 به مرحله نگارش درآمده و امیدوارم که سریالی شایسته و موردتوجه مخاطبان قرار بگیرد؛ چراکه گویای بخش مهم تاریخی از کشور عزیزمان ایران و رشادت‌های بزرگ‌مردانی است که برای رهایی وطن از چنگ نامردان تا پای جان جنگیدند و خدمتگزاری کردند.

ایران؛ مرهون خدمات فرماندهان شرافتمند نظامی

این فیلم‌نامه‌نویس اصفهانی اظهار کرد: هدف از نگارش مجموعه کتاب‌های «سرداران ایران» که هر کدام توسط نویسنده‌ای و در خصوص یکی از سرداران بزرگ ایران از گذشته تاکنون نوشته ‌شده است، نمایاندن بخش اندکی از زوایای پنهان چهره آنان بوده و امیدواریم در پرتو درخشش نام و یاد این فرماندهان و سرداران بزرگ نظامی ایران، زندگی امروز را روشن‌تر ببینیم و فردا و فرداها را هم‌سنگ تاریخ میهن رقم بزنیم.

صبوری با اشاره به اینکه بسیاری از بناها، خدمات و آبادانی که امروز در کشور می‌بینیم مرهون خدمات صادقانه برخی سرداران شرافتمند ایرانی است، بیان کرد: خوشحالم که در این رمان توانستم دو تن از بزرگ‌ترین سرداران ایرانی را معرفی کنم و به مردم بشناسانم.او که چند داستان کوتاه دیگر نیز آماده چاپ دارد، افزود: در حال حاضر دو طرح سریال دیگر نیز در دست دارم که پس از اتمام فیلم‌نامه «سرداران ایران» به آن‌ها خواهم پرداخت.

نویسندگی امروز؛ مرهون تشویق‌های معلمان دیروز

این نویسنده جوان که از کودکی به دنیای نوشتن و هنر علاقه‌مند بود، گفت: در تمام دوران مدرسه عاشق دنیای ادبیات و داستان‌ها بودم و تحت تأثیر چند تن از معلمان درس ادبیات فارسی قرار گرفتم و شاید آغاز به کار نویسندگی من، از همان دوران کورکی و زنگ انشا، زیر نظر دبیران فرهیخته دبیرستان رقم خورد.

صبوری که ساکن محله ولی‌عصر اصفهان واقع در منطقه 13 است، مهم‌ترین مشکل این محله را ترافیک صبح و غروب در خروجی محله به سمت اتوبان اقارب‌پرست دانست و عنوان کرد: وجود بیمارستان میلاد و واقع‌شدن سه مدرسه در کنار آن باعث شده تا صبح زود و ظهر هنگام بازگشایی و تعطیلی مدارس و همچنین تعویض نوبت کارکنان بیمارستان شلوغی و ترافیک بیش‌ازحد ظرفیت در این منطقه رخ بدهد و خروجی شهرک به سمت اتوبان اقارب‌پرست قفل‌ شود و ساعت‌ها ادامه پیدا کند؛ به‌طوری‌که یک مسیر سه‌دقیقه‌ای در این زمان حداقل نیم‌ساعت طول خواهد کشید که بسیار آزاردهنده است.

ترافیک آزاردهنده خروجی محله ولی‌عصر به سمت اتوبان

او چاره رهایی از چنین وضعیتی را تعبیه یک خروجی دیگر در شهرک و یا حداقل اضافه‌کردن یک دوربرگردان دیگر برشمرد و ادامه داد: همچنین از بیمارستان خصوصی، بزرگ و پردرآمدی مثل بیمارستان میلاد انتظار می‌رفت که یک پارکینگ در مکانی که برای عبور مردم مزاحمتی ایجاد نکند، تعبیه می‌کرد که متأسفانه این اتفاق رخ نداده و عبور و مرور برای سکنه و اهالی محله ولی‌عصر آزاردهنده و خسته ‌کننده شده است.

این فیلم‌نامه‌نویس اصفهانی تنها فرهنگ‌سرای موجود در محله را فرهنگ‌سرای مادر و کودک برشمرد و توضیح داد: متأسفانه کلاس‌های این فرهنگ‌سرا، فقط مختص مادر و کودکان زیر هفت سال بوده و برای نوجوانان در این محله فرهنگ‌سرایی وجود ندارد.