الهی هیچ‌کس داغ جوون نبینه…

ورزش ایران در تاریخ خود لحاظ تراژدیک وغم‌بار کم‌نداشته است. فوت ورزشکاران جوان و قدیمی یکی از بدترین این لحظات تراژدیک هستند.

تاریخ انتشار: ۱۴:۰۳ - یکشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
الهی هیچ‌کس داغ جوون نبینه…

به گزارش اصفهان زیبا؛ ورزش ایران در تاریخ خود لحاظ تراژدیک وغم‌بار کم‌نداشته است. فوت ورزشکاران جوان و قدیمی یکی از بدترین این لحظات تراژدیک هستند.

لحظاتی که نه تنها خانواده ورزش را دچار شوک کرده است بلکه برای اکثر مردم جامعه لحظات سختی و تلخی را رقم زده است. اما خب برخی از مرگ‌ها هستند که کنارآمدن با آنها سخت‌تر از بقیه است. مخصوصاً اگر فرد متوفی جوانی باشد که در بهترین دوران ورزشی خود و در اوج جوانی از دنیا برود.

از ۴ مهر ۱۳۹۴ که روز درگذشت کاپیتان محبوب آن سال‌های پرسپولیس هادی نوروزی بود؛ ده سال و یک ماه و ده روز زمان گذشت تا بار دیگر ورزش ایران در غم یکی از بهترین پسران محبوب و دوست‌داشتنی عزادار شود. مخصوصاً که آن جوان توانسته باشد بارها در میادین بین‌المللی برای کشورش افتخارآفرینی کند.

صابر کاظمی جوان آرام و سربه‌زیر والیبال ایران، با آنکه حدود دو سال بود که به دلایل مختلف از تیم ‌ملی دور بود؛ اما والیبال‌دوستان ایرانی همیشه پیگیر او و عملکردش در تیم‌های باشگاهی بودند. برای هوادارانی که بازی‌های درخشان صابر را در مسابقات لیگ ملت‌های ۲۰۲۱، المپیک ۲۰۲۰ توکیو و در رأس همه، نقش ویژه او در قهرمانی تیم ملی ‌کشورمان در رقابت‌های قهرمانی آسیا ۲۰۲۱ در ژاپن را دیده بودند؛ ناخواستنی چیز این بود که صابر را نه در لیگ‌های معتبر که در لیگ‌هایی نظیر قطر و اندونزی ببینند.

روزی که پیاتزا سرمربی تیم‌ملی والیبال ایران شد؛ مردم یکی از مهم‌ترین رویاهای خود در تیم‌ملی تحت هدایت پیاتزا را بازگشت صابرکاظمی به جمع ملی‌پوشان وارائه بهترین نسخه از عملکرد او می‌دیدند.

کشورمان ایران با اینکه بهشت پشت خط‌زن‌ها محسوب می‌شود و یکی از خوش‌اقبالی‌های تیم‌ ملی آن است که رقابت بسیار جدی در این پست مهم و تاثیرگذار وجود دارد؛ اما بدون تعارف باید بپذیریم که اگر صابر در بهترین نسخه خود می‌بود؛ اختلاف فاحشی با سایر رقبا خود در این پست داشت.

شاید به همین دلیل بود که سرنوشت صابر کاظمی تا این اندازه برای مردم و اهالی والیبال مهم بود و تا آخرین لحظه‌ای که امکانش بود همه منتظر معجزه بودیم و تا ثانیه آخر نمی‌خواستیم دل را به منطق بسپاریم و مرگ مغزی این جوان رعنا را بپذیریم. ما که خبر نداریم ولی شاید پیاتزا هم این روزها غمگین باشد.

چه بسا صابر در ذهن این پیرمرد ایتالیایی یکی از ستون‌های احتمالی ایران در سال‌های آینده برای رسیدن به المپیک ۲۰۲۸ لس‌آنجلس بود. راستش را بخواهید هنوز هم باگذشت چند روز از فوت صابر، نوشتن درباره این جوان آق‌قلایی سخت و تاحدودی نشدنی است.

غم صابر از جنس غم‌هایی است که حتی قلم هم توان ادا کردن بهترین کلمات را برای او ندارد. پس چه‌بهتر که در حق صابر جفا نکرده و نوشتن در مورد صابر را به پایان برسانیم. باشد که جای او در بهشت مورد رشک همه‌ما باشد.