به گزارش اصفهان زیبا؛ آنچه در حال حاضر توسط دولت آمریکا و به طور خاص دونالد ترامپ در دستور کار قرار گرفته است، در واقع ادامه و تکامل همان جنگ ترکیبی و هیبریدی است که دشمنان طی چند دهه گذشته به عنوان یک راهبرد کلان و مداوم علیه جمهوری اسلامی ایران به کار گرفتهاند.
این جنگ همهجانبه، ابزارهای متنوع و پیچیدهای را در بر میگیرد که همزمان به کار گرفته میشوند؛ از جنگ دیپلماتیک و فشارهای سیاسی در مجامع بینالمللی گرفته تا جنگ اقتصادی بیرحمانه با اعمال تحریمهای حداکثری که در کنار جنگ فرهنگی و جنگ شناختی با هدف فشار مستقیم بر دولت و ملت ایران به شدت دنبال میشود تا در نهایت آثار مخرب خود را بر جای بگذارد. هدف اصلی و راهبردی از این فشارها چندلایه است.
در مرحله اول، میخواهند ایران را از نظر توان اقتصادی و صنعتی عقب نگه دارند و از جبهه مقاومت در منطقه جدا کنند. در مرحله دوم، به دنبال ایجاد بحران توسعه در داخل کشورهستند. پس از آن با کمبود درآمد، کسری بودجه و معیشت سخت و ضعیف برای مردم، آنها منتظرند تا نارضایتیها به سروصدا و اعتراضات خیابانی منجر شود. و در نهایت، در مرحله سوم، با بهرهبرداری از این ناامنیها و ورود نظامی، به دنبال براندازی کامل نظام و اجرای برنامههای شوم خود هستند.
ترامپ با توجه به شرایط فعلی و با تکیه بر آثار اقتصادی تحریمها که فشار زیادی بر دولت و ملت ایران وارد کرده، سوار بر موج اعتراضات معیشتی شد. او درصدد بود از طریق عوامل نفوذی داخل کشور و در صورت نیاز، با برخورد مستقیم و دخالت نظامی، به آخرین مرحله از این جنگ هیبریدی وارد شود. اما واقعیت ماجرا این است که ایران نیز در برابر این جنگ ترکیبی، یک راهبرد محکم در منطقه تحت عنوان «محور مقاومت» داشته است که توانسته توطئههای آنها را خنثی کند.
از جنگ طوفان الاقصی گرفته تا جنگ دوازده روزه، همه گامهایی بودند که برای تضعیف این محور برداشته شد. هم اکنون نیز آنها با اقتصاد مقاومتی که ایران به عنوان راهبرد داخلی دنبال میکند، مواجه هستند. در واقع شرایط یک رویارویی حداکثری بین آمریکا و متحدانش با راهبرد جنگ ترکیبی با ایران با داشتن راهبرد محور مقاومت و اقتصاد مقاومتی وجود دارد که به نوعی اوج زورآزمایی و فشاربین دو طرف است.
اگر بتوانیم این بحران را مدیریت کنیم، وضعیت اقتصادی اسفبار که روز به روز برای مردم سختتر میشود را کنترل نماییم، تورم را مهار کنیم و حداقل معیشت برای اقشار آسیبپذیر را تأمین کنیم، میتوانیم از این گردنه خطرناک عبور کنیم. اما اگر دولت در این زمینه موفق نشود و درگیریها دوباره اوج بگیرند، بحث اقدام نظامی آمریکا آخرین مرحلهای است که آنها هرگز از آن کوتاه نخواهند آمد. این مرحله بسیار حساس است.
آنها منتظرند نتیجه این جنگ ترکیبی، که به تعبیر خودشان براندازی نظام جمهوری اسلامی است، محقق شود تا بتوانند حاکمیت یک دولت دستنشانده و مطیع را مستقر کنند؛ همان چیزی که در لیبی، سوریه و عراق پیاده کردند و اکنون آخرین پرچم آن را در این جریانات به دست رضا پهلوی سپردهاند، به طوری که بخشی از شعارها در درگیریها نیز به نفع او داده میشود.
آمریکا درانتظار فرصت بهتری برای برداشتن آخرین گام است
اما در پاسخ به این سوال که در شرایط فعلی و با وجود تهدیدهای موجود، آیا امکان حملات نظامی از سمت آمریکا وجود دارد یا اینکه این تهدیدات بیشتر یک بلوف و فشار روانی است؟ باید بگویم زمانی آمریکا عملیات نظامی را آغاز خواهد کرد که شرایط خاصی فراهم شده باشد و بخش عظیمی از مردم در آشوبها درگیر شده باشند. اگر این درگیریها گستردهتر شود، کنترل نشود و افول نکند، دقیقاً همان سناریویی رخ میدهد که در سوریه، لیبی و عراق دیدیم؛ یعنی کنترل امنیتی از دست دولت خارج شود و بخشهایی از کشور به دست مخالفان بیفتد. آن زمان است که آمریکا آخرین گام، یعنی بحث حمله نظامی را پیش می کشد.
استراتژی دونالد ترامپ این است که وارد یک جنگ بلندمدت و هزینهبر نشود، برخلاف دولتهای قبلی آمریکا که در جنگهای افغانستان، عراق، سوریه یا لیبی درگیر شدند و هزینههای سنگینی دادند. او میخواهد با یک حرکت نظامی حداقلی، به حداکثر اهداف سیاسی خود برسد.
بنابراین، شرط لازم برای او این است که شرایط داخلی ایران از نظر آشوب و ناامنی به حداکثر برسد تا توان دفاعی و مقاومت نیروهای ایران تضعیف شود. او میخواهد زمانی اقدام کند که کمترین ضربه را بخورد و به راحتی درگیر یک جنگ طولانی نشود.
اکنون سنجش و ارزیابی از سوی آمریکا و متحدانش در جریان است تا زمان مناسب برای دخالت نظامی مشخص شود، زمانیکه همانطور که پیشتر اشاره کردم اوضاع ایران از لحاظ آشوب به اوج رسیده و دولت و نیروهای امنیتی دیگر نتوانند اوضاع را جمع کنند. هماکنون اما شاهد افول تنش داخلی در ایران هستیم و اغتشاشات تا حد زیادی کنترل و مهار شده، به همین دلیل است که تهدیدها نیز از سوی آمریکا طولانی میشود اما عملیاتی نمیشود.
آنها منتظر زمان بعدی هستند که شرایط برای آنها مهیاتر شود یا موقعیت بهتری برایشان ایجاد شود تا آن زمان اقدام کنند. اما به هر جهت، ترامپ قابل پیشبینی نیست. کما اینکه در بحث جنگ دوازده روزه، در بحث حمله به ونزوئلا و حتی در جنگ غزه، بسیاری اوقات دیدیم که او خلاف آنچه اعلام میکند، عمل میکند. این جزو سیاستهای پیچیده، این رئیسجمهور عجیب و غریب آمریکا است که دنیا را متعجب کرده است.
بنابراین، پیشبینی این است که با افول فعلی اغتشاشات، گزینه نظامی روی میز باقی میماند تا فرصتهای بعدی و جدیدتری برای آنها فراهم شود.
اما احتمال این هم وجود دارد که یک شبیخون ضربتی بزند. در این شرایط سیستم و نظام ما باید همیشه در حالت آمادهباش کامل باشد، زیرا تجربه نشان داده است که مواضع و صحبتهای رسمی دونالد ترامپ قابل اعتماد نیست و باید با هوشیاری کامل از این پیچ تاریخی عبور کرد.



