بررسی موضوع توهین به ادیان، از منظر حقوقی:

اهانت به مقدسات از منظر حقوق بشر

در ادامه اهانت به مقدسات زیر سایه حقوق دموکراتیک که طی ماه‌های اخیر در قالب هتک‌حرمت قرآن کریم، آن‌هم در کشورهای مدعی حقوق بشر بسیار دیده شده است، چهارشنبه هفته گذشته هم‌زمان با عید سعید قربان بار دیگر این اقدام در محل مسجد مرکزی شهر استکهلم تکرار شد.

تاریخ انتشار: ۰۹:۱۳ - یکشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۲
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
اهانت به مقدسات از منظر حقوق بشر

به گزارش اصفهان زیبا؛ در ادامه اهانت به مقدسات زیر سایه حقوق دموکراتیک که طی ماه‌های اخیر در قالب هتک‌حرمت قرآن کریم، آن‌هم در کشورهای مدعی حقوق بشر و آزادی بیان همچون سوئد، دانمارک و هلند بسیار دیده شده است، چهارشنبه هفته گذشته هم‌زمان با عید سعید قربان بار دیگر این اقدام در محل مسجد مرکزی شهر استکهلم تکرار شد.

طبق گزارش‌های موجود، فردی سوئدی که اصالتا هم عراقی است، با مجوز پلیس سوئد در برپایی تجمعی اعتراضی نسخه‌ای از قرآن کریم را پاره و به آتش کشید.

این اقدام با واکنش آیت‌الله سید علی سیستانی، مرجع عالی‌قدر شیعیان در عراق،  کشورهای عربی و اسلامی همچون ایران و همچنین نهادها و سازمان‌های بین‌المللی همچون اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد و در قالب بیانیه مواجه شد و سفرای سوئد در سطح گسترده‌ای در کشورهای اسلامی احضار شدند.

از سوی دیگر، صدها تن از مردم عراق به مقر سفارت سوئد در بغداد حمله و مقابل این سفارت تظاهرات بر پا کردند.

واکنش‌هایی که نخست‌وزیر سوئد اما در موضع‌گیری رسانه‌ای به آن‌ها نه‌تنها آتش زدن قرآن را محکوم نکرد، بلکه حمله به سفارت کشورش در عراق را محکوم کرد و صرفا خواستار حفظ آرامش شد؛ پیش‌تر نیز سیاست‌مداران سوئدی در پاسخ به این اقدامات توهین‌آمیز عنوان کرده بودند که گرچه از هتک‌حرمت قرآن انتقاد می‌کنند، مدعی هستند باید از «آزادی بیان» دفاع کرد.

طی روزهای گذشته برخی از مقامات کشورهای غربی نیز در واکنش به هتک‌حرمت قرآن کریم با احترام به احساسات و عواطف عمیقی که این اقدام برانگیخته است، عنوان کردند که آتش زدن قرآن توهین‌آمیز و ناشایست، اما لزوما غیرقانونی نیست؛ اظهاراتی که به گفته این مدعیان حقوق بشر در چارچوب و توجیه آزادی بیان عنوان‌شده و در مقابل اما پرسش‌ها و ابهام‌هایی را در خصوص توهین به ادیان از منظر حقوق بشر عنوان کرده است.

اینکه توجیه این‌گونه اقدامات به نام دموکراسی و آزادی در قالب حقوقی چیست و آیا در کنوانسیون‌های بین‌المللی و اعلامیه جهانی حقوق بشری توهین علیه مذهب جرم شناخته می‌شود یا خیر؟ موضوع‌هایی است که برای بررسی آن‌ها با امیر مقامی، کارشناس حقوق بین‌الملل و عضو هیئت‌علمی دانشگاه اصفهان، گفت‌وگو کردیم.

جنبه‌های حقوقی هتک‌حرمت مقدسات در آزادی بیان و قوانین حقوق بشری

به گفته امیر مقامی، ابعاد حقوقی هتک‌حرمت به قرآن کریم و ضرورت تفکیک جنبه‌های سیاسی و احساسی از جنبه‌های حقوقی آن بسیار پیچیده است.

به‌طور خلاصه و صرفا در چارچوب حقوق بین‌الملل بشر به نظر می‌رسد این قبیل اقدامات که پیامدهای اجتماعی و نتایج سیاسی آن از قبیل ترویج تبعیض مذهبی و اسلام‌هراسی قابل پیش‌بینی است، علاوه بر آنکه می‌تواند مصداقی از محدودیت‌های آزادی بیان و تجمع‌ها (در ارتباط با حفظ نظم عمومی و حق رهایی از ترس و تبعیض و حفاظت از حقوق و آزادی‌های دیگران و منع ترویج تبعیض و دعوت به تنفر وفق مواد ۱۸، ۱۹، ۲۰ و ۲۱ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و التزام به اهداف و اصول منشور ملل متحد وفق ماده ۴۶ میثاق ح.م.س، ماده ۱۰۳ منشور ملل متحد و بند ۳ ماده ۲۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر) باشد، خود نیز در جهت نفی آزادی دینی باورمندان مسلمان است.

او در ادامه این مقدمه می‌افزاید: «بدیهی است این آزادی باور، وجدان و مذهب نیز خود توجیهی برای دیگر نقض‌های طالبانی و داعشی حقوق بشر نیست. توازن میان حق آزادی بیان و اجتماع‌ها از یک‌سو و حمایت از افراد در برابر نفرت‌پراکنی قبلا در رویه دادگاه حقوق بشر اروپا موردتوجه قرارگرفته و اکنون لازم است این رویکرد تقویت شود.»

این استاد حقوق بین‌الملل دانشگاه اصفهان توسل به «حاشیه صلاحدید» یک دولت را در جایی که پیامدهای چنین تصمیم‌هایی کاملا پیش‌بینی‌‌پذیر و در جهت نفی آزادی مذهبی دیگران است، ناروا می‌داند و می‌گوید: «درواقع اگر از منظر آزادی بیان به این موضوع بنگریم، درحالی‌که نظام بین‌المللی حقوق بشر از نقد و جدل اعتقادی و مذهبی حمایت می‌کند، رویکرد عمدتا کارکردگرایانه‌ این نظام حقوقی با تمرکز بر عوارض و پیامدهای بیان و نه حقانیت آن (نظیر حقوق اشخاص، نظم عمومی و…)، همچنان توجیه توسل به آزادی بیان را در این موارد، دشوار می‌سازد.»

او می‌افزاید: «در این شرایط لازم است واکنش سیاسی و حقوقی ملل و دولت‌های اسلامی در خصوص این موضوع مدبرانه و اصول‌گرایانه باشد.»

آزادی بیان نباید منجر به نقض حق اساسی دیگران برای آزادی مذهب شود

مقامی در پاسخ به این پرسش که آیا در قوانین حقوق بشری مربوط به آزادی بیان و عقاید، محدودیت‌هایی در خصوص احترام به مقدسات وجود دارد یا خیر؟ می‌گوید: «آزادی بیان یک اصل مهم حقوق بشر است و از اصل عمومی آزادی ناشی می‌شود. در اسناد بین‌المللی حقوق بشر صراحتا چنین محدودیتی وجود ندارد؛ اما از برخی محدودیت‌های دیگر ممکن است استنباط شود؛ مثلا پیامدهای توهین برای نظم عمومی که موضوع داخلی هر کشور است، می‌تواند آزادی را محدود کند. مشخصا درباره توهین به ادیان و مقدسات هم اصل آزادی بیان بر اسناد بین‌المللی حاکم است؛ مگر تحت شرایطی. اول اینکه، توهین مزبور، محرک تبعیض و خشونت علیه متدینان باشد که این را باید از اوضاع‌واحوال هر قضیه سنجید. زمانی که توهین با اسلام‌هراسی و دعوت به تنفر از مسلمانان گره می‌خورد، این محدودیت قابل استناد خواهد بود؛ دوم اینکه، این توهین در شرایطی صورت گیرد که باورمندان مقدسات را سرکوب و آن‌ها را از آزادی مذهبی‌شان محروم کند. اینجا باید گفت آزادی بیان نباید منجر به نقض حق اساسی دیگران برای آزادی مذهب شود.»

توازن بین آزادی بیان و آزادی مذهب بسیار مشکل است

این استاد حقوق بین‌الملل دانشگاه اصفهان همچنین با بیان اینکه علاوه بر کشورهای اسلامی در برخی کشورهای اروپایی همچنان قوانین ضدکفر وجود دارد که گاهی با توسل به دکترین «حاشیه صلاحدید» توجیه می‌شود، خاطرنشان می‌کند: «طبق این دکترین، دولت‌ها بهتر می‌توانند اوضاع‌واحوال را رصد کنند و تشخیص دهند که آیا مقررات ضدکفر و مجازات‌های مربوط با هدف تأمین نظم عمومی سازگار است یا نه؟‌ اما به‌طورکلی توازن بین آزادی بیان و آزادی مذهب بسیار مشکل است و رویه دادگاه حقوق بشر اروپا و همین‌طور کمیته حقوق بشر عمدتا در جهت حمایت از آزادی بیان بوده است و خلاف آن در شرایط استثنایی اتفاق می‌افتد؛ به این معنا که اغلب نهادهای بین‌المللی به‌گونه‌ای عمل کرده‌اند که اهمیت آزادی مذهب را کم‌رنگ کرده‌اند؛ باوجوداین به نظر می‌رسد لازم است به این نکته توجه شود که باورمندان مذاهب هم حق دارند رها از ترس و تبعیض زندگی کنند.»

مقامی با اشاره به اقدام اخیر هتک‌حرمت به  قرآن کریم در سوئد و در پاسخ به این پرسش که آیا دادن مجوز برای چنین اقدام‌هایی از سوی کشورها قانونی است یا خیر؟ می‌گوید: «به نظر می‌رسد دولت‌های اروپایی چارچوب درون‌گرا و مبتنی بر گفتمان هژمونیک خود را برای پاسخ به این چالش در پیش گرفته‌اند که با ارزش‌های مدارا و صلح و عدم تبعیض در تعارض قرار گرفته است. متأسفانه بخشی از این وضعیت حاصل خودبرتربینی جهان‌بینی غربی است و بخش دیگر به جنبش‌های افراطی اسلامی مثل داعش و القاعده برمی‌گردد که توانسته‌اند حتی در اروپا هم برخی خلأهای معنویت‌گرایی را ولو به‌غلط پرکرده و نیرو جذب کنند. از طرف دیگر یکی از ریشه‌های این افراط‌گرایی نیز در تاریخ استعماری غرب ریشه دارد. همان‌طور که می‌بینید این مسئله‌ چندوجهی و بسیار پیچیده است؛ اما در بلندمدت اگر مسلمانان با چارچوب صحیح و معقول به این رفتارهای نفرت‌پراکن پاسخ دهند، تدریجا توازن شایسته‌تری میان آزادی بیان و حقوق باورمندان مذهبی به‌خصوص مسلمانان پدیدار می‌شود.»