گفت‌وگو با مریم احمدی درباره دو نشستی که در مجموعه عطرا، فهم از الگوی سوم زن را به روایت و کنش پیوند می‌دهد

عطرِ «آقا»خوانی طعمِ گفت‌وگو

خانه «امیرقلی امینی» برای من یادآور جلسه‌های زنانه‌ای است که کسی ورای دیوارهای خانه از آن خبر ندارد.

تاریخ انتشار: ۱۱:۰۱ - سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵
مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه
عطرِ «آقا»خوانی طعمِ گفت‌وگو

به گزارش اصفهان زیبا؛ خانه «امیرقلی امینی» برای من یادآور جلسه‌های زنانه‌ای است که کسی ورای دیوارهای خانه از آن خبر ندارد. هربار به اینجا پا گذاشته‌ام، جمعی از بانوان مشغول برپایی برنامه‌ای بوده‌اند و من هربار تعجب کرده‌ام که پشت دیوارهای این شهر، چه تکاپویی به‌آرامی می‌جوشد؛ همچون شنبه بعدازظهری که به جلسه «آقاخوانی» مجموعه عطرا دعوت شدم و در طبقه بالای عمارت چنین دیدم: دو بانوی راهبَر که با یک جمع محدود پنج‌شش‌نفری از دانشجویان، دور میزی نشسته‌اند و در حین تورق و مباحثه‌شان، چای لب‌سوزی در استکان‌های کمرباریک می‌خورند. شهادت رهبری، آن‌ها را به بهانه‌ای جدید دور هم جمع کرده است.

بیانات آن مرد خدا را ، حول دغدغه‌های زنانه‌شان می‌خوانند؛ هرچند دقیقه یک‌بار صدای کِیفشان از آشنایی بیشتر با ذات زنانه‌شان بلند می‌شود و دوباره که مشغول خواندن می‌شوند، گاه افسوس می‌خورند که چرا پیش‌تر نمی‌دانستند و صدحیف که عده‌ای هنوز هم نمی‌دانند.

نشست‌های «آقاخوانی» یکی از برنامه‌های گروه فرهنگی «عطرا» است. ما قبلا به بهانه تولید بازی‌واره «عطرین» در گزارش «گروه‌های فرهنگی در مسیرِ تولید محصولات فرهنگی» با آن‌ها آشنا شده بودیم. اکنون نیز با مریم احمدی، فارغ‌التحصیل دکتری فلسفه و کلام اسلام که ریاست هیئت‌مدیره این مجموعه را به‌عهده دارد، راجع به ماهیت و روند جلسه‌های جدید مجموعه صحبت کرده‌ایم. البته که شنیدن کی بود مانند دیدن و بودن در چنین جمعی.

درباره ماهیت مجموعه عطرا و فعالیت‌های آن توضیح دهید تا بعد به جلسه «آقاخوانی» برسیم.

داستان شکل‌گیری مجموعه عطرا به ۱۴۰۱ برمی‌گردد. آن زمان که فضای جامعه به واسطه اغتشاش‌ها ملتهب بود، مجموعه‌ای قصد تدوین طرحی برای هویت‌بخشی به دختران نوجوان داشت. در کنار چند نفر از کارشناسان حوزه نوجوان، من و خانم لبخندق نیز در این طرح حضور داشتیم و همین زمینه آشنایی ما با یکدیگر و ایجاد دغدغه درباره این موضوع شد. در جریان آن همکاری، متوجه شدیم دغدغه‌های مشترکی داریم؛ به‌ویژه درباره مسائل دختران نوجوان، موضوع هویت و اتفاق‌هایی که در ۱۴۰۱ در جامعه رخ داده بود. همین موضوع باعث شد همکاری‌مان را ادامه دهیم و به‌تدریج مجموعه عطرا شکل بگیرد. بعد از مدتی نیز مجموعه به‌صورت رسمی ثبت شد و افراد دیگری به ما اضافه شدند.

این دغدغه‌تان با چه هدف مشخصی دنبال شد؟

دغدغه اصلی ما در عطرا، تولید محتوا و محصولاتی درباره الگوی سوم زن در اندیشه و منظومه فکری رهبر شهید است. ما در تجربه‌هایی که داشتیم، احساس می‌کردیم بسیاری از بحث‌هایی که درباره این موضوع مطرح می‌شود، بیشتر در فضای نخبگانی و به‌صورت نظری و مفهومی دنبال می‌شود. هرچند مباحثی ارزشمند و ضروری هستند، به شکلی ارائه نمی‌شوند که برای مخاطب نوجوان، دانشجو یا حتی عموم بانوان قابل فهم و استفاده باشند؛ به همین دلیل، تلاش کردیم بحث الگوی سوم را به شکل عینی‌تر و ملموس‌تر و در قالب‌های مختلف ارائه کنیم؛ به‌شکلی که مخاطب نوجوان، دانشجو، فعال فرهنگی و تربیتی و سایر اقشار بانوان بتوانند با این مفهوم ارتباط برقرار کنند.
برای ما مهم بود که دختران نوجوان و بانوان، صرفا درباره الگوی سوم چیزی نشنوند؛ بلکه با نمونه‌ها و روایت‌های واقعی آن مواجه شوند و بتوانند تصویر متعادل‌تری از زن را بشناسند و درباره آن گفت‌وگو
کنند.

این نگاه تا الان چه خروجی‌هایی داشته است؟

یکی از نخستین کارهایی که انجام دادیم، طراحی اردوواره‌ای با عنوان «دختر ایران‌زمین» بود. در این برنامه، دختران دوره متوسطه اول و دوم از صبح تا بعدازظهر با ما همراه می‌شدند. تلاش کرده بودیم برنامه را به شکلی طراحی کنیم که فقط یک جلسه آموزشی نباشد و از قالب‌های مختلف مانند فیلم، کلیپ، بازی و گفت‌وگو استفاده کنیم.
بعد از آن، به سراغ بازی‌واره عطرین رفتیم که در بهمن سال گذشته از آن رونمایی کردیم؛ در حال حاضر نیز در مرحله پیش‌تولید برای فروش هستیم. عطرین یک بازی کارتی و پرونده‌ای است که با هدف تبیین الگوی سوم برای دختران دوره متوسطه اول و دوم طراحی شده است؛ به این شکل که داستان بازی درباره دختری ۱۸ساله به نام عطرین است که در مسیر زندگی خود با چالش‌هایی درباره هویت مواجه می‌شود. او در این مسیر با چمدانی از گذشته خود روبه‌رو می‌شود و بچه‌ها در جریان بازی با عطرین همراه می‌شوند و به او کمک می‌کنند تا با چالش‌هایی که در زندگی با آن‌ها مواجه می‌شود، روبه‌رو شده و آن‌ها را حل کند.

یکی دیگر از فعالیت‌های ما، کارگاهی با عنوان «به تنظیمات کارخانه‌ای‌ برمی‌گردیم» است.
در این کارگاه نیز موضوع الگوی سوم را برای مخاطبان مطرح می‌کنیم؛ اما تلاشمان این است که بحث را بیشتر از طریق روایت، به واسطه پخش انیمیشن، مستند و بخش‌هایی از فیلم‌های ایرانی و خارجی پیش ببریم. روایت‌های مختلف را مطرح می‌کنیم؛ نگاه شرق و غرب به موضوع زن را توضیح می‌دهیم و بعد به بحث الگوی سوم می‌رسیم.
تا الان این کارگاه را متناسب با گروه‌های مختلف، برای دانشجویان و جوانان اجرا کرده‌ایم؛ ازجمله در دانشگاه اصفهان، دانشگاه فرهنگیان، دانشگاه معارف و چند دانشگاه دیگر. در کانون‌های فرهنگی و تربیتی سطح شهر نیز این برنامه برگزار شده است.
این هم یکی از تولیدات ماست که همچنان در حال اجرا بوده. در ادامه هم، به تولید دیگری رسیدیم که همان نشست آقاخوانی است.

این جلسه‌ها چطور پیش می‌رود؟ احتمالا بعد از شهادت رهبری آغاز شده است.

بله؛ نشست آقاخوانی به‌تازگی شروع شده است. داستانش از این قرار است که می‌خواستیم با بچه‌های دهه‌هشتادیِ اتاق فکر عطرا، به مفاهمه بیشتری برسیم و نگاه و فکرمان را به هم نزدیک کنیم؛ به همین دلیل برای ارتقای فکری اعضای کادرمان و بر اساس دغدغه عطرا، یعنی ترویج و تبیین الگوی سوم زن در اندیشه رهبر شهید، تصمیم گرفتیم با هم جلسه‌های آقاخوانی را برگزار کنیم؛
به این شکل که مجموعه‌ای از بیانات رهبر شهید را درباره زنان یا بیاناتی را که در جمع زنان مطرح کرده بودند، استخراج کردیم و مشغول متن‌‌خوانی و گفت‌وگو شدیم.

چرا بیانات رهبری را برای قشر دانشجو انتخاب کردید؟

برداشتمان این بود که در فضای فرهنگی شهر، بیشتر برنامه‌ها برای مخاطب نوجوان طراحی شده است؛ البته این کارها بسیار مهم و ارزشمند هستند و منکر اهمیت آن‌ها نیستیم؛ اما احساس می‌کردیم برای مخاطب دانشجو، فضای گفت‌وگویی و فکریِ آزادی که بتواند در آن راحت صحبت کند، کمتر وجود دارد. این خلأ را به‌خصوص در میان دختران دانشجو احساس می‌کردیم.
از طرف دیگر، بچه‌ها معمولا کمتر با خودِ متن و بیانات رهبر شهید مواجه شده‌اند و بیشتر تحلیل‌های دیگران را درباره این بیانات شنیده‌اند. برای ما این مهم شد که بچه‌های ما مستقیما با کلام ایشان در تعامل باشند؛ چون معتقدیم رهبر شهید در حوزه فهم آیات و روایات و مبانی اسلامی، صاحب‌نظر بودند و بحثی که درباره الگوی سوم مطرح کرده‌اند، حاصل تأمل عمیق ایشان در مبانی اسلامی است؛ درعین‌حال، این بیانات روان و قابل فهم است.

روند برگزاری جلسه‌ها چطور است؟

به این شکل که هفته‌ای یک‌بار دور هم جمع می‌شویم و متن را قسمت‌قسمت پیش می‌بریم. عجله‌ای هم نداریم؛ چون معتقدیم این اتفاق باید با آرامش و تأمل شکل بگیرد. یکی از بچه‌ها بخشی از متن را می‌خواند و بعد نکته‌های مهم‌تر را من یا خانم لبخندق برای بچه‌ها توضیح می‌دهیم؛ درباره آن مباحثه کرده و نکته‌های تکمیلی را مطرح می‌کنیم؛ بچه‌ها هم اگر تجربه‌ای داشته باشند، چه موافق و چه مخالف، یا اعتراضی داشته باشند یا نکته‌ای را تأیید کنند، در جریان بحث مطرح می‌کنند. گاهی حتی به یک اختلاف‌نظر می‌رسند و درباره آن با هم گفت‌وگو می‌کنند. تأکید ما این است که فضای گفت‌وگو حتما صمیمی و دوسویه باشد. بچه‌ها باید احساس کنند واقعا در یک مباحثه شرکت کرده‌اند؛ نه اینکه صرفا آمده‌اند تا یک نفر صحبت کند و آن‌ها گوش بدهند.

شرکت‌کنندگان در جلسه‌ها همچنان همان اعضای کادر هستند؟

بنای ما این بود؛ اما به‌مرور بچه‌ها درخواست کردند که کار را گسترش دهیم و دوستان جدیدی به جمعمان اضافه شوند؛ البته دو نکته مهم را اینجا لحاظ کردیم: اول اینکه، نمی‌خواهیم جمعیت خیلی زیاد شود؛ مثلا ۵۰ یا ۶۰ نفر نباشد. وقتی تعداد افراد کمتر باشد، فرصت گفت‌وگو بیشتر است و بچه‌ها راحت‌تر وارد بحث می‌شوند. اگر جمعیت زیاد شود، دوباره جلسه به فضایی مونولوگ تبدیل می‌شود؛ یعنی من باید صحبت کنم و آن‌ها گوش بدهند؛ درحالی‌که هدف ما دقیقا ایجاد یک فضای گفت‌وگویی است.
از طرف دیگر، به این نتیجه رسیدیم که برای شکل‌گیری یک گفت‌وگوی جدی، مخاطب باید یک پایه مشترک داشته باشد؛ یعنی باید درباره یک مسئله، یک نقطه مشترک و یک مبنای اولیه داشته باشیم. ما نمی‌خواستیم فقط بیانات رهبر شهید را برای بچه‌ها بخوانیم؛ بلکه می‌خواستیم بچه‌ها یک پایه فکری درباره الگوی سوم داشته باشند و بعد روی همان مبنایی که با هم ساخته‌ایم، سراغ بیانات برویم؛به‌همین‌دلیل، بچه‌های کادر خودمان که در طول این سال‌ها با ما همراه بوده‌اند، پیشنهاد دادند کسانی که جدید به جمع آقاخوانی اضافه می‌شوند، ابتدا کارگاه «به تنظیمات کارخانه‌ای برمی‌گردیم» را بگذرانند تا این پایه اولیه را داشته باشند و بعد وارد جلسه‌ها شوند.
در حال حاضر، ما چهار جلسه در ماه برگزار می‌کنیم؛ سه هفته آقاخوانی داریم که در آن متن‌های رهبر شهید را می‌خوانیم و به همان شکلی که توضیح دادم، درباره آن‌ها با بچه‌ها گفت‌وگو می‌کنیم. یک جلسه دیگر نیز با عنوان «عطر مادر» برگزار می‌شود.

جلسه‌های «عطر مادر» چیست؟

ما در ابتدا سه هفته درباره مفهوم الگوی سوم در اندیشه و بیانات رهبر شهید صحبت می‌کنیم و بعد، در هفته چهارم، در قالب «در مسیر عطر مادر»، درباره مصادیق الگوی سوم و زنانی که این الگو را در زندگی خودشان زیست کرده‌اند، با بچه‌ها گفت‌وگو می‌کنیم.
در این جلسه‌ها، روایت زندگی زنی را می‌شنویم که این مفهوم را در زندگی خودش تجربه و زیست کرده است. گاهی یک شخصیت را انتخاب می‌کنیم که بخشی از زندگی‌اش برای ما برجسته و قابل توجه بوده است و با ابعاد زندگی‌اش آشنا می‌شویم. البته با اینکه جلسه عطر مادر با آقاخوانی کمی متفاوت است، این دو جلسه برای ما مکمل یکدیگرند و در کنار هم یک فصل آموزشی را شکل می‌دهند؛ درواقع، در آقاخوانی درباره مفهوم صحبت می‌کنیم و در عطر مادر به مصداق می‌رسیم. این دو در کنار هم باعث می‌شوند بچه‌ها ببینند آنچه در این سه هفته می‌خوانیم و آنچه رهبر شهید درباره الگوی سوم گفته‌اند، چیزی نیست که فقط در حد یک مفهوم باقی بماند؛ بلکه می‌شود آن را در زندگی تجربه و اجرا کرد؛ همان‌طور که این زنان آن را زندگی کرده‌اند. به نوعی می‌خواهیم بچه‌ها در این روایت‌ها، نسخه خودشان را پیدا کنند؛ مثلا در آخرین جلسه عطر مادر، درباره دو شهید بزرگوار از خانواده رهبر شهید صحبت کردیم. خاطره‌ها و مستنداتی درباره آن‌ها داشتیم که با بچه‌ها دیدیم و درباره‌شان گفت‌وگو کردیم؛ به‌همین‌دلیل، روی پوستر نشست‌ها نوشته‌ایم:

«از آقاخوانی تا عطر مادر؛ از دانش تا کنش». منظور ما از این عنوان این است که این دو جلسه در کنار هم، مسیر ما را از شناخت و فهم یک مفهوم به دیدن نمونه‌های واقعی و در نهایت به عمل و کنش می‌رسانند.

برای ادامه این جلسه‌ها چه برنامه‌ای دارید؟

فعلا می‌خواهیم همین روند را حفظ کنیم و به واسطه منابع تکمیلی مثل کتب خود رهبر شهید، با اندیشه و منظومه فکری ایشان ارتباط بیشتری بگیریم. در جلسه‌های عطر مادری هم با زنان و الگوهای زندگی بیشتری آشنا شویم. در این حین اما تدبیری هم برای توسعه جلسه‌ها داریم. چون درخواست‌های زیادی از طریق شبکه‌های اجتماعی داشتیم که ما هم می‌خواهیم در این جلسه‌ها شرکت کنیم. این درخواست‌ها به ما نشان داد که چقدر به چنین فضای گفت‌وگویی نیاز است. بچه‌ها دوست دارند فضایی داشته باشند که بتوانند خیلی راحت در آن حضور داشته، صحبت کرده و در فضایی صمیمی احساس کنند به یک جمع تعلق دارند، فضایی که در آن بدون قضاوت‌شدن بتوانند نظرشان را مطرح کرده و آزادانه درباره مسائل فکری صحبت کنند؛ به‌همین‌دلیل، در حال طراحی یک جلسه برای افرادی هستیم که می‌خواهند به جمع اضافه شوند. بچه‌ها یک جلسه به شکل ورکشاپ طراحی می‌کنند تا افراد جدید در آن شرکت کنند؛ درباره جریان کار با آن‌ها گفت‌وگو داشته باشیم و بعد بتوانیم ثبت‌نام را انجام دهیم. البته در مجموعه عطرا، این بسته محتوایی را برای خانم‌های فرهنگی و تربیتی هم داریم و گفت‌وگوها را برای این گروه نیز دنبال می‌کنیم؛ اما از نظر اجرایی، با توجه به بضاعت و اولویت مجموعه، تمرکز فعلی ما بیشتر بر فضای دانشجویی است.