زن، فرهنگ، هنر و رسانه

بیست و پنج سال حضور مستمر و فعالیت در عرصه رسانه، هنر و فرهنگ، برای من تنها یک سابقه حرفه‌ای نیست؛ روایتی است از زیستن در جهانی که در آن اندیشه، خلاقیت و احساس، هم‌زمان نفس می‌کشند.

تاریخ انتشار: ۱۳:۱۲ - سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
زن، فرهنگ، هنر و رسانه

به گزارش اصفهان زیبا؛ بیست و پنج سال حضور مستمر و فعالیت در عرصه رسانه، هنر و فرهنگ، برای من تنها یک سابقه حرفه‌ای نیست؛ روایتی است از زیستن در جهانی که در آن اندیشه، خلاقیت و احساس، هم‌زمان نفس می‌کشند. من در این سال‌ها آموختم که هنر، وقتی در بستر رسانه جاری می‌شود و فرهنگ، چون روحی در کالبد آن دمیده می‌شود، می‌تواند از یک اثر شخصی فراتر رود و به تجربه‌ای جمعی بدل شود، تجربه‌ای که هم زندگی فردی مرا غنا بخشید و هم در پیوند با جامعه، اثرگذاری خود را نشان داد.

از نخستین روزهای ورود به این عرصه کاری، این حرفه را نه صرفا به عنوان یک شغل، بلکه به عنوان یک مسیر زیستی برگزیدم. مسیری که در آن، هر پروژه فرصتی تازه برای آموختن بود و هر همکاری، دریچه‌ای به فهم عمیق‌ترِ جامعه. در طول این سال‌ها، با افتخار در کنار هنرمندان، اندیشمندان، فرهنگ‌سازان و همکاران توانمندی کار کردم که هر یک به سهم خود، به شکل‌گیری نگاه حرفه‌ای من یاری رساندند.

به عنوان یک زن در این عرصه، همواره کوشیده‌ام میان لطافت و اقتدار شغلی، تعادلی آگاهانه برقرار کنم. باور دارم زنانگی، نه مانعی در مسیر حرفه‌ای‌گری است و نه صرفاً یک ویژگی ظاهری. بلکه سرمایه‌ای است که می‌تواند به کار ما عمق، انسانیت و ماندگاری ببخشد. من در این سال‌ها یاد گرفتم که می‌توان آرام کار کرد اما محکم ایستاد؛ می‌توان مهربان بود، اما از اصول حرفه‌ای کوتاه نیامد. این، همان قدرتی است که بانوان در عرصه‌های فرهنگی، رسانه‌ای و هنری به خوبی می‌شناسند و آن را با تمام وجود تجربه کرده‌اند.

رسانه، هنر و فرهنگ برای من یک دانشگاه بوده است. در این سال‌ها آموختم که پیش از آنکه روایتگری کنم، باید شنونده‌ای دقیق باشم؛ پیش از آنکه اثری خلق کنم، باید اطرافم را با تمام پیچیدگی‌هایش بفهمم. این حرفه به من نشان داد که اقتدار واقعی، نه در هیاهوی رفتاری، بلکه در عمق نگاه، در صداقت کلام و در احترام به مخاطب نهفته است و فرهنگ، همان بستری است که این اقتدار را از سطح فردی به سطح اجتماعی می‌رساند.

امروز، پس از بیست و پنج سال کار، با اطمینان می‌گویم که این مسیر را آگاهانه و با عشق انتخاب کردم. هنوز هر پروژه جدید، برای من آغاز یک سفر است. هنوز هر اثر که به سرانجام می‌رسد، مرا به وجد می‌آورد. و هنوز باور دارم که حضور زنان در عرصه رسانه، هنر و فرهنگ، نه یک انتخاب ویترین‌پسند، بلکه ضرورتی اجتماعی است؛ چرا که ما می‌توانیم روایت‌هایی را ببینیم، بشنویم و منتقل کنیم که از نگاه دیگران پنهان می‌ماند.

من بانویی هستم در قلب رسانه، هنر و فرهنگ و آرزو دارم در ادامه این راه، سهمی هرچند کوچک در اعتلای فرهنگ این سرزمین داشته باشم؛ فرهنگی که ریشه در اصالت دارد و افقش به سوی روشنایی و بالندگی است. این باور، هر روز مرا برای ادامه این راه، استوارتر می‌کند.