از هیئت خادم‌الشهدا تا قاب‌های ماندگار؛ روایت پیوندی که با پیشنهاد شهید میثم رضوان پور به هنر متعهد گره خورد

نگاه یک شهید بر بومِ زوج هنرمند!

گاهی یک رفاقت، فراتر از چهارچوب‌های معمول دنیای ما، پلی می‌زند به دنیای دیگر. یک سرِ این پل در گلزار شهداست و سرِ دیگرش روی بوم‌های نقاشی زوجی که ۸ سال است رنگ و قلم‌مو را جز برای «شهیدان» به کار نگرفته‌اند.

تاریخ انتشار: ۱۲:۱۶ - چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
نگاه یک شهید بر بومِ زوج هنرمند!

به گزارش اصفهان زیبا؛ گاهی یک رفاقت، فراتر از چهارچوب‌های معمول دنیای ما، پلی می‌زند به دنیای دیگر. یک سرِ این پل در گلزار شهداست و سرِ دیگرش روی بوم‌های نقاشی زوجی که ۸ سال است رنگ و قلم‌مو را جز برای «شهیدان» به کار نگرفته‌اند. برای «امیرعلی راد» و همسرش «معصومه حسین‌زاده»، نقطه آغاز این مسیر پرپیچ‌وخم، نه یک تصمیم شخصی در خلوت آتلیه، که پیشنهادی جسورانه از سوی کسی بود که امروز جای خالی‌اش در میان ما حس می‌شود: شهید «میثم رضوان‌پور.»

جرقه‌ای در هیئت خادم‌الشهدا

سال‌ها پیش، در فضای پُرشور و معنوی هیئت «خادم‌الشهدای خمینی‌شهر»، امیرعلی راد و همسرش مسیری را پیش گرفته بودند که شاید کمتر کسی در آن روزگار به آن فکر می‌کرد. آن‌ها نقاشی می‌کردند؛ اما نه نقاشی پشت درهای بسته. آن‌ها هنرشان را به متن رویدادهای مذهبی آورده بودند. در آن روزهای پُر از شور حسینی، «نقاشی زنده» (Live Painting) تکنیک اصلی آن‌ها بود. راد روایت می‌کند: «ما میزی می‌گذاشتیم و همزمان با مراسم، از صفر تا صد یک نقاشی را در برابر دیدگان جمعیت به تصویر می‌کشیدیم.»

در همان هیاهوی معنوی، یک نفر نگاهش به این قلم‌زنی‌ها جلب شد. کسی که جنس هنر را می‌شناخت و دغدغه‌ «رسانه» داشت: «شهید میثم رضوان‌پور.» راد با یادآوری آن روزها می‌گوید: «آقا میثم یک روز پیش ما آمد و با همان نگاه نافذش گفت: «چرا این کار را نمایشگاهی نمی‌کنید؟» ما حتی فکرش را هم نمی‌کردیم که این آثار قابلیت برگزاری نمایشگاه داشته باشد. او یک پیشنهاد عجیب داد: «شما کار را تولید کنید، برگزاری‌اش با من؛ من مدیر اجرایی کار شما می‌شوم.”» این پیشنهاد، آن «جرقه»‌ای بود که مسیر هنری این زوج را تغییر داد. شهید رضوان‌پور، با حمایت بی‌دریغ خود، به آن‌ها اعتمادبه‌نفس ورود به فضای عمومی را داد. اولین نمایشگاه رسمی آن‌ها در ۲۱ تیرماه ۱۳۹۸ با عنوان «عفاف و حجاب» در گذر تاریخی چهارباغ اصفهان برگزار شد. امیرعلی راد با صدایی که لرزشی از ارادت در آن حس می‌شود، می‌گوید: «ما همه‌جوره مدیون این شهید بزرگوار هستیم. او بود که دست ما را گرفت و کلیدآغاز برگزاری نمایشگاه‌ها را زد. او به ما یاد داد که هنر متعهد، نباید در هیئت محصور بماند، بلکه باید به دل خیابان و میان مردم برود.»

زوجی که فقط برای «او» می‌کشند

امیرعلی راد (۳۷ ساله) و همسرش معصومه حسین‌زاده (۳۶ ساله)، تنها یک زوج هنرمند نیستند؛ آن‌ها مصداق بارز یک تعهد هشت‌ساله هستند. راد، مهندس ساختمان و کارمند ذوب‌آهن است و همسرش، کارشناسی ارشد هنرهای تجسمی دارد و فرهنگی است. اما فارغ از تخصص‌های آکادمیک، آن‌ها در یک نقطه به تفاهم مشترک رسیده‌اند: «فقط و فقط برای شهدا کار کردن.»

راد توضیح می‌دهد که در این ۸ سال زندگی مشترک، حتی یک اثر غیر از موضوع شهدا خلق نکرده‌اند. این یک انتخاب کاملا دلی است. «ببینید، هر هنری نیاز به ابراز وجود دارد. ما فکر کردیم چه بهتر که رسالت هنری ما به سمتی برود که حرفی برای گفتن داشته باشد. برای ما هیچ اتفاقی مهم‌تر از این نبود که از کسانی صحبت کنیم که اوج فداکاری بودند.»

این تعهد، ابعاد اقتصادی عجیبی هم دارد. در جهانی که هنر اغلب با برچسب قیمت سنجیده می‌شود، آثار این زوج «رایگان» هستند. راد با تأکید می‌گوید: «ما در این ۸ سال قریب به ۲۲۰ اثر داشته‌ایم. ما هیچ‌گونه دریافتی بابت آثارمان نداریم. همه چیز دلی است؛ از تهیه مواد و متریال گرفته تا صرف وقت و انرژی. این کار، معامله با شهداست و ان‌شاءالله تا ابد همین‌طور باقی می‌ماند.»

عبور از چهره‌نگاری؛ به سویِ «مفهوم»

برای سال‌ها، تکنیک اصلی آن‌ها «آبرنگ» بود. راد می‌گوید: «ما تکنیک‌های دیگر هم کار می‌کنیم، اما آبرنگ در این سال‌ها زبان ارتباطی ما با مخاطب بوده است.» تحول اصلی ولی در نمایشگاه اخیر آن‌ها یعنی «ایثار مادرانه» رخ داد. آن‌ها تصمیم گرفتند از «پرتره‌نگاری صِرف» فاصله بگیرند.راد درباره‌ این تحول فلسفی می‌گوید: «هر هنرمند متعهدی، خود را وام‌دار شهید آوینی می‌داند. ما همیشه جمله‌ معروف ایشان را که “هر که می‌خواهد ما را بشناسد، داستان کربلا را بخواند” بر روی آثارمان می‌نوشتیم. اما تصمیم گرفتیم این معنا را به منصه ظهور بگذاریم. ما نمی‌خواستیم فقط صورت شهید را بکشیم. شهید، یک خانواده دارد، یک فضای عاطفی دارد که کمتر دیده شده است.»

در نمایشگاه اخیر، مخاطب به جای دیدن خشک و خالی چهره‌ قهرمانان، با نمادها مواجه می‌شود. راد مثال می‌زند: «ما مادری را به تصویر کشیدیم که روی صندلی نشسته، عصایش کنارش است و عکس پسرش در دستش قرار دارد؛ یا تصویری از دست مادری که به دنبال عکس پسرش می‌گردد. این‌ها بخش‌های مغفول‌مانده‌ دفاع مقدس هستند. شهید ایثار کرده، اما مادر شهید، اوج این ایثار را در قلب خود تحمل کرده است. جامعه امروز به این حس عاطفی نیاز دارد، نه فقط دیدن چهره‌های حماسی.»

«ایثار مادرانه»؛ یک رویداد معنوی

نمایشگاه اخیر که تا ۷ مهرماه برپا بود، گلچینی از ۲۰ اثر اختصاصی بود که نه فقط به شهدای دفاع مقدس، که به تمام طیف‌های فداکاری در ایران اختصاص داشت؛ از شهدای مدافع حرم و امنیت گرفته تا شهدای خدمت (از جمله شهید رئیسی) و سردار دل‌ها، حاج قاسم سلیمانی. راد می‌گوید بازخورد مخاطبان برایشان غافلگیرکننده بود. «خیلی‌ها به ما می‌گفتند که موضوع برایشان از خود تکنیک نقاشی جذاب‌تر بوده است. وقتی مردم می‌بینند
که ما به جای کشیدن صرف چهره‌ یک شهید نامدار، به سراغ روایت مادری رفته‌ایم که در غم فرزندش آب شده، ارتباط عمیق‌تری می‌گیرند. این همان نقطه‌ای است که ما در پی آن بودیم.»

وقتی از امیرعلی راد درباره‌ شهید میثم رضوان‌پور می‌پرسیم، لحنش تغییر می‌کند. گویی داغی تازه زنده می‌شود. او معتقد است که حضور معنوی شهید، همچنان بر کارها سایه افکنده است. این زوج هنرمند، با نگاهی به آینده، معتقدند که هنر آن‌ها، تازه در ابتدای راه است. آن‌ها نه‌تنها به دنبال فروش آثار نیستند، بلکه به دنبال «تأثیرگذاری» هستند.

راد می‌گوید: «ما در این ۸ سال، یک گم‌گشتگی هنری داشتیم که با پیوند بین صحنه‌ کربلا و دفاع مقدس آن را پیدا کردیم. حالا که این مسیر را پیدا کرده‌ایم، قلم‌موی ما روی کاغذ می‌رقصد، نه برای شهرت، که برای ادای دین.»

شاید همین اخلاص است که باعث شده آثار آن‌ها، با وجود سادگی ابزار (آبرنگ)، به عمق جان مخاطب بنشیند. در حالی که فضای هنری کشور گاه درگیر حواشی رنگارنگ است، امیرعلی راد و همسرش، در گوشه‌ای از اصفهان، با همان نگاه شهید رضوان‌پور، در حال ترسیم تصاویری هستند که نه از «جنس رنگ»، که از «جنس نور» است. آن‌ها به ما یادآوری می‌کنند که برای ماندگار شدن، نه به بوم‌های بزرگ روغن نیاز است و نه به تکنیک‌هایِ پیچیده؛ تنها کافی است که دلی با شهدا گره بخورد و دستی برای روایت «ایثار»، قلم‌مویی در دست بگیرد.امیرعلی راد و همسرش همچنان با همان انرژی سال ۹۸، در حال ترسیم روایت‌های ناگفته هستند. آن‌ها ثابت کردند که حتی اگر شهید میثم رضوان‌پور در میان ما نباشد، «میراث» او، که همانا «هنر متعهد» است، در دستان این زوج هنرمند همچنان زنده و پویاست؛ میراثی که با هر ضربه‌ قلم‌موی آبرنگ، دوباره متولد می‌شود.