زعیمِ استعمارستیز؛

گذری بر خدمات علمی، اجتماعی و سیاسی آیت‌الله حسن صافی اصفهانی(ره)

آیت‌الله صافی پیش از انقلاب اسلامی علاقۀ خود به امام خمینی را بیان می‌کرد و بعد از انقلاب اسلامی هم حامی سیاست‌های کلی جمهوری اسلامی بود. این درحالی بود که برخی علمای سنتی در همان زمان جنگ تحمیلی، چندان میل به اعلام حمایت نداشتند…

تاریخ انتشار: ۱۱:۳۶ - سه‌شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵
مدت زمان مطالعه: 9 دقیقه
گذری بر خدمات علمی، اجتماعی و سیاسی آیت‌الله حسن صافی اصفهانی(ره)

به گزارش اصفهان زیبا؛ مرحوم آیت‌الله حسن صافی اصفهانی (متولد 1298 ش)، از شاگردان ممتاز آیت‌الله خوئی و زعیم حوزۀ علمیۀ اصفهان بود. وی از سال 1359 تا پایان عمر شریفش، امامت جماعت مسجد جامع اصفهان را به عهده داشت.

نسبش به عالم جلیل‌القدر تشیع، ملاصالح مازندرانی، از نواده‌های دختری مجلسی اول(ره) می‌رسد. پدرش حاج نصرالله، در نجف اشرف نزد علامه امینی (صاحب الغدیر) مشغول صحافی کتب دینی بود.

آیت‌الله صافی دارای چهره‌ای نورانی و بیانی شیرین، ساده و حکیمانه بود. بسیار گشاده‌رو و مردم‌دار بود و به قول یکی از بازاری‌های اصفهان، زمانی که در مسیر مدرسه از بازار می‌گذشت، پیش‌سلام به مردم و کسبه بود. خدمات و خاطرات خوب از ایشان فراوان است که در این گزارش به اندکی از آنها می‌پردازیم.

ورود به حوزۀ علمیۀ اصفهان و سربازی به سبک رضا قلدر

از 16 سالگی شوق ورود به دروس حوزوی را داشت، هرچند در فضای ترس و دیکتاتوری رضاخانی، با مخالفت اولیۀ خانواده روبه‌رو شد. بالاخره در سال 1316 در سن 18 سالگی این امر اتفاق افتاد و پا به حوزه‌ای گذاشت که میراث‌دار تاریخ اجتهاد و پایگاه علمی بزرگی به شمار می‌رفت.

هنوز 2 سال از اشتغال او به علوم اسلامی نگذشته بود که ظلم رضاخانی به سراغش آمد. دشمن که از اشتغال جوانانی چون او به کسوت مقدس روحانیت خوف داشت، او را به همراه جمعی دیگر از طلاب با قلدری هرچه تمام به خدمت سربازی می‌برد و از سخت‌گیری به آنان فروگذار نمی‌کند. دوران 2 سالۀ سربازی همزمان با جنگ جهانی دوم و سقوط رضاشاه پایان می‌پذیرد ولی شوق او به حوزه هنوز پابرجاست، و بلافاصله پس از گذشت آن دوران، یکسره راه مدرسه و حجرۀ خود را پیش می‌گیرد.

هجرت به قم

او که به سیرۀ شیخ انصاری در تحصیل علم اقتدا نموده، عاشقانه دیار به دیار سفر می‌کند و با شنیدن آوازۀ حوزۀ علمیۀ قم، ریسمان تعلق را یکجا می‌برد و در سال 1320، با دعای خیر پدر و مادر، هجرتی سازنده را آغاز می‌کند.

بخش زیادی از شرح لمعه را نزد آیت‌الله العظمی مرعشی، رسائل را نزد آیت‌الله شیخ عبدالرزاق نائینی و بخشی از مکاسب را نزد امام خمینی(ره) و مقداری از تفسیر «جوامع الجامع» را با مرحوم مرتضی مطهری نزد آیت‌الله العظمی سید احمد خوانساری خواندند.

28 سال در نجف اشرف

به سال 1322 عزم را جزم می‌کند و برای یافتن علوم آل محمّد(ص)، رهسپار مرقد مطهر امیرالمؤمنین(ع) می‌شود.

با ورود به حوزۀ علمیۀ نجف اشرف، دورۀ طولانی 28 ساله‌ای در زندگی ایشان آغاز می‌شود. اراده‌ای آهنین، زهدی متین و اساتیدی شایسته، دست به دست هم می‌دهند تا قطره‌ای لایق را در صدفی باقیمت به مرواریدی درخشان تکوین دهد.

پس از مدتی که از اقامت ایشان در نجف اشرف می‌گذرد، در عین تحصیل، به تدریس نیز اشتغال می‌ورزند و برای تازه‌واردین شرح لمعه، رسائل، مکاسب، کفایه، شفای (بوعلی سینا) و سپس خارج اصول را افاضه می‌نمایند به گونه‌ای که در اواخر اقامت در نجف، حیات علمی ایشان تنها مصروف تدریس و پرورش فضلا می‌شود.

بازگشت به اصفهان، تدریس و اقامۀ جماعت

صدای دق‌الباب، در یکی از روزهای سال 1350 خبر از حادثه‌ای تازه با خود دارد. آیت‌الله شیخ حسن صافی اصفهانی که اکنون استادی فاضل و مجتهدی 52 ساله است به منزل آیت‌الله العظمی خوئی خوانده می‌شود و ایشان را در جریان نامه‌ای از اصفهان قرار می‌دهند. جمعی از مؤمنین و مردم اصفهان با ارسال نامه‌ای به حضرت آیت‌الله العظمی خوئی، از معظم‌له خواسته‌اند گلی را که بر شاخسار بوستان نجف اشرف شکفته و تعلق به آنان دارد به این شهر بازگرداند تا عطر او فضای شهرستان را معطر سازد.

طلبۀ جوانی که از اصفهان هجرت نموده بود، اکنون با کوله‌باری از علم و معنویت به موطن اصلی خویش بازمی‌گردد و سرمایه‌های عظیمی برای مردم اصفهان و خصوصاً حوزۀ علمیه این شهر به ارمغان دارد.

عزیمت به اصفهان، استقبال علما و مردم علم‌دوست اصفهان و به دنبال آن، اقامۀ نماز جماعت و تدریس در حوزۀ علمیه اصفهان فصل جدیدی را در زندگی استاد رقم می‌زند که با گذشت حدود 24 سال آثار و برکات عدیده‌ای را به دنبال دارد.

مرحوم آیت‌الله صافی در مدرسۀ صدر بازار شروع به تدریس سطح و کفایه کردند اما پس از چندی آیت‌الله العظمی خوئی(ره) در نامه‌ای به مردم اصفهان نوشتند: «آقای صافی باید درس خارج شروع کنند وگرنه برگردند به نجف که ما اینجا بیشتر به ایشان نیاز داریم». لذا از آن به بعد ایشان درس خارج را بنا به درخواست چند تن از فضلای نخبه اصفهان شروع کردند.

در سال 1359 بنا به دعوت بازاریان، اهالی محل و درخواست آیت‌الله خادمی و سایر علمای اصفهان طی دو طومار جداگانه، به مسجد جامع اصفهان (مسجد جمعه) منتقل شد و آنجا را پایگاهی برای زنده‌کردن دین خدا قرار داد و کلاس‌های اقتصاد، اعتقادات، نهج‌البلاغه و تفسیر تشکیل داد. وی قبل از اینکه مسجد کمرزرین را ترک کنند از آیت‌الله محمّد ناصری که آن زمان در دولت‌آباد اصفهان زندگی می‌کرد، خواستند تا امامت مسجد کمرزرین را قبول کنند و با پذیرفتن پیشنهاد از سوی آیت‌الله ناصری، مسجد جامع آمادۀ پذیرایی از آیت‌الله صافی شد.

آیت‌الله صافی در کنار رفیق قدیمی آیت‌الله ناصری

آیت‌الله صافی در کنار رفیق قدیمی آیت‌الله ناصری

در این ایام مرحوم آیت‌الله صافی مدرسۀ علمیه و مرکز تحقیقات اسلامی و خیریۀ صاحب‌الامر(ع) را در شهر قم بنا می‌سازد و دارالشفاء فاطمیه(س) را در اصفهان پی‌ریزی و تأسیس می‌کند و در بسیاری از مراکز خیریه و عام‌المنفعه سهیم می‌گردند.

وی همچنین در ایام حج، تقریباً با حضور همه‌سالۀ خود، راهنما، مشاور و پشتوانۀ علمی قابل توجهی برای حجاج بیت‌الله الحرام و روحانیون کاروان‌ها است.

جلسات اخلاق و تهذیب نفوس

در زمانی که حوزۀ علمیه اصفهان مدرسینی چون مرحوم آیت‌الله خادمی، آیت‌الله مهدوی، آیت‌الله فیاض و… را دارد، درس استاد به عنوان یکی از دروس مهم و قابل توجه برای فضلا مطرح است و ایشان علاوه بر فقه و اصول به تهذیب نفوس می‌پردازند.

جلسات هفتگی ایشان در بیان اخلاق، شیفتگان را پروانه‌وار به دور شمع وجود این سالک واصل جمع می‌کند. این بیاناتِ اخلاقی و سلوکی، پس از رحلت معظم‌له، توسط بیت ایشان، در کتاب‌های مختلفی ازجمله «شوق وصال» (دو جلد)، «اکسیر اعظم در سیر و سلوک»، «طلب یار در سیر و سلوک» و «داستان‌های حکیمانه در سیروسلوک» به چاپ رسیده است.

رضا قربانیان نیز در کتاب «صفای صافی»، از دروس اخلاق ایشان و دوستی عمیق شهید مطهری با آیت‌الله صافی سخن می‌گوید و در صفحۀ 16می‌نویسد: «آیت‌الله شهید مرتضی مطهری از مجالست و مؤانست ایشان لذت می‌برد».

زعامت حوزۀ علمیۀ اصفهان و برخورد با جریان خط3 اصفهان

پس از ارتحال آیت‌الله سید حسین خادمی و آیت‌الله سید مصطفی مهدوی هٌرستانی، در سال 1363، علی‌رغم استنکاف ایشان از قبول ریاست حوزۀ علمیۀ اصفهان، عملاً این مسؤلیت سنگین برعهدۀ ایشان مستقر گردید.

البته آن زمان، ریاست حوزۀ علمیه به معنی اداری امروز وجود نداشت و مدیریت دو مدرسۀ بزرگ اصفهان یعنی مدرسه چهارباغ و مدرسۀ صدر در دست طرفداران امام جمعۀ وقت آیت‌الله طاهری (جریان سیاسی خط3) بود که بنا به نقل آیت‌الله‌زاده حاج شیخ علی صافی، از اذیت و آزار علمای غیر همسو فروگذار نبودند!

به هرحال در این دوران که بیش از پنج سال به طول انجامید، اصلی‌ترین درس اجتهاد محفل علمی ایشان است. همچنین مراجعات مردمی در طرح مشکلات و مسائل دینی به حد اعلای خود رسید و این بزرگوار با وجود کهولت سن و ظهور علائم بیماری، با کمال متانت و خوش‌رویی و صرف تمام اوقات خویش و پرورش فضلا و تغذیۀ علمی و معنوی آنها، ادارۀ جلسات درس اخلاق، اقامه جماعت، رفع مشکلات طلاب و چشم‌گیرتر از همه، به پاسخ‌گویی سؤالات و مشکلات دینی مردم پرداختند.

فطانت و سیاست

آیت‌الله صافی بنا به وظیفۀ حمایت از نظام نوپای جمهوری اسلامی، در تظاهرات‌ها شرکت می‌کرد و اعلامیه‌های مشترک با سایر علما را امضا می‌نمود. وی یکی از کاندیداهای لیست جامعۀ روحانیت اصفهان برای انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی بود که در کنار اسامی آقایان آیات‌الله سید حسین خادمی، سید محمدعلی موحد ابطحی و سید احمد فقیه ایمانی قرار داشت، هرچند موفق به کسب آرای کافی نشد.

بیانیه و لیست جامعه روحانیت اصفهان برای مجلس خبرگان قانون اساسی

بیانیه و لیست جامعه روحانیت اصفهان برای مجلس خبرگان قانون اساسی

آیت‌الله اسدالله جوادی گورتانی در گفتگو با محمود فروزبخش چنین می‌گویند:

«…آقای صافی پیش از انقلاب هم علاقۀ خود به امام خمینی را بیان می‌کرد و بعد از انقلاب اسلامی هم حامی سیاست‌های کلی جمهوری اسلامی بود. این درحالی بود که برخی علمای سنتی در همان زمان جنگ تحمیلی، چندان میل به اعلام حمایت نداشتند. مثلاً در زمان تشییع جمعیِ شهدا، چندان نظرشان به تعطیلی حوزه نبود و می‌گفتند درس‌ها در آن روز باشد اما آقای صافی به عنوان بزرگِ حوزه تأکید داشت که برای تشییع شهدای جنگ، حوزه احترام کند و درس‌ها آن موقع تعطیل شود. این موضع‌گیری علنی سیاسی بود ولی ایشان مثل آقایان طاهری و امثالهم سیاسی نبودند اما در عوض بدون آنکه اسمشان مطرح شود مدام در حال خدمت به حوزه و جامعه بودند.»

در کتاب صفای صافی، ص 32 چنین می‌خوانیم: «آیت‌الله صافی، علاوه بر فطانت و کیاست، از جامعیت و اعتدال در گفتار و رفتار و اندیشه نیز برخوردار بود… عملِ معتدل، تابعِ اندیشه و فکر معتدل است، لذا بر همین اساس، هیچ‌یک از اوقات، فتنه‌ها و امواج ویران‌کنندۀ سیاسی و غیره که بسیاری را تباه ساخت، با تمام جولانی که داشت، نتوانست آن مرد خدا را مرعوب خود سازد و از مسیر اعتدال و صراط مستقیم منحرف نماید.»

حضور علمای اصفهان در راهپیمایی‌های انقلاب اسلامی؛ از راست آیات و حجج اسلام قمی، سید محمدباقر موحد ابطحی، سید حسن فقیه امامی، حسن صافی اصفهانی، مهدی مظاهری و سید مجتبی میردامادی.

حضور علمای اصفهان در راهپیمایی‌های انقلاب اسلامی؛ از راست آیات و حجج اسلام قمی، سید محمدباقر موحد ابطحی، سید حسن فقیه امامی، حسن صافی اصفهانی، مهدی مظاهری و سید مجتبی میردامادی.

شیفتۀ امام خمینی

آیت‌الله صافی پیش از انقلاب اسلامی اجازه‌نامۀ ارزشمندی از امام خمینی(ره)، در تصدی امور حسبیه و شرعی و اخذ وجوهات سهم امام داشت. وی همچنین یکی از امضاکنندگان تلگرام تاریخی علمای اصفهان در دعوت از امام خمینی(ره) برای بازگشت به ایران بود که تصاویر آن را در زیر می‌بینید.

حجت‌الاسلام والمسلمین حاج علی صافی در گفتگو با ما می‌گوید: «پدرم با آنکه بیشترین تحصیل را در نجف اشرف در درس آیت‌الله خوئی داشتند، اما آن مقدار که امام خمینی پدرم را قبول داشت و به ایشان علاقه داشت و روی ایشان حساب می‌کرد، آیت‌الله خوئی اینگونه نبود.»

لیست جامعه روحانیت اصفهان در مجلس خبرگان قانون اساسی- آیات خادمی، حسن صافی اصفهانی، محمدعلی موحد ابطحی، صادقی، سید احمد فقیه امامی

لیست جامعه روحانیت اصفهان در مجلس خبرگان قانون اساسی- آیات سید حسین خادمی، حسن صافی اصفهانی، محمدعلی موحد ابطحی، صادقی، سید احمد فقیه امامی

نمونه‌ای از اعلامیۀ علمای اصفهان ازجمله آیت‌الله صافی در رحلت جانگذاز امام خمینی(ره) و مجلس بزرگداشت در مدرسۀ صدر بازار

نمونه‌ای از اعلامیۀ علمای اصفهان ازجمله آیت‌الله صافی در رحلت جانگذاز امام خمینی(ره) و مجلس بزرگداشت در مدرسۀ صدر بازار

اجازه‌نامه امام خمینی به آیت‌الله صافی

اجازه‌نامه امام خمینی به آیت‌الله صافی

میراث علمی و دروس مفقود اقتصاد و قضاوت

مهم‌ترین اثر مکتوب آیت‌الله صافی، کتاب «الهدایه فی الاصول» است که یکی از کامل‌ترین و بهترین تقریرهای درس اصول آیت‌الله خوئی در نجف است.

همچنین ترجمه به فارسیِ بخش دوم کتاب «فلسفۀ نقد داروین»، تألیف آیت‌الله محمدرضا نجفی اصفهانی (ابوالمجد)، و رسالۀ «استعاذه» از آثار دیگر اوست.

از آیت‌الله صافی بیشتر چهره‌ای اخلاقی منعکس شده است که در بالا شرح داده شد. اما متأسفانه سایر دروس ایشان تاکنون توسط بیت معظم‌له منتشر نشده است. در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی که نظام نوپای اسلامی نیازمند پوست‌اندازی و تربیت نیرو خصوصاً در تربیت قضات دادگستری بود، آیت‌الله صافی در لبیک به فرمان امام خمینی، دروسی را برای تربیت قاضی آغاز می‌کنند که خروجی‌های آن دروس، سال‌ها به امر قضاوت اشتغال داشتند.

همچنین آیت‌الله صافی دروسی در اقتصاد اسلامی داشته‌اند که مشخصاً فرسنگ‌ها با برنامه‌های اقتصادی نظام سرمایه‌داری فاصله دارد. این دروس منتشر نشده است، اما در گفتگوی مفصل آیت‌الله صافی با مجلۀ حوزه در سال 1373، می‌توانیم به روح ضد استعماری آن پی ببریم. در بخشی از این مصاحبه چنین می‌خوانیم:

«…سیستم اقتصادی سرمایه‌داری آثار منفی بسیاری برای بشر و جامعۀ انسانی در پی دارد… سیاست استعماری مبتنی بر آزادی بی حدّ و مرز و سود بیشتر، به کشورهای سرمایه‌داری اجازه داده است که برای دست‌یابی به ذخایر ارضی و منابع زیرزمینی کشورهای ضعیف دست به غارت بزنند. سیاست امپریالیستی استراتژی و خط‌مشی سیاسی خاصی است که هدف آن ایجاد امپراطوری یعنی تشکیل دولت بزرگی است که کشورهای مستعمره و وابسته را دربر می‌گیرد و همه را تحت قیمومت خود قرار می‌دهد و بر اقتصاد آنها به طور کامل نظارت می‌کند و مانع رشد و شکوفایی آنها می‌شود تا همیشه در ردیف کشورهای مصرف‌کننده باقی بمانند. نظام سرمایه‌داری برای ایجاد بازار مصرف و گرداندن چرخ‌های لجام‌گسیختۀ کارخانه‌های تولیدگر ابزار نظامی خود، آتش جنگ‌ها را برمی‌افروزد وکودتاهای خونین رابه راه می‌اندازد…»

 

وفات

بالاخره روح بلند این استاد اخلاق در آستانۀ اذان صبح روز جمعه 7/7/1374 (مصادف با سوم جمادی الاولی) در سن 76 سالگی به ملکوت اعلی پیوست و استان اصفهان و حوزه‌های علمیه شیعه را عزادار کرد. با تشییعی بی‌نظیر، جنازۀ پاک او را طبق وصیت آن مرحوم کنار مقبرۀ علامه مجلسی به خاک سپردند و از طرف استاندار دو روز عزای عمومی در استان اصفهان اعلام شد و در حوزه علمیّه اصفهان یک هفته تعطیل اعلام شد و بازار اصفهان نیز سه روز تعطیل و سیاهپوش شد. عاش سعیداً و مات سعیداً.

فرازی از وصیت‌نامه

«…خداوندا تو را شاهد می‌گیرم که زندگی را با نام تو شروع کردم و عمری میل من این بود که در راه تو و برای تو و به سوی تو قدم بردارم. ای طلاب عزیز؛ عزت و سربلندی در دنیا و آخرت در درجۀ اول در گرو تقوا و تهذیب نفس و ساختن روحی سرشار از محبت و در درجۀ دوم سعی و کوشش در تحصیل علم و رسیدن به مراتب بلند علمی است. نیروی جوانی خود را هدر ندهید و جهاد کنید در تهذیب اخلاق و تحصیل علم که امروز بیش از هر زمان دیگر به سلاح علم و علمای خودساخته نیاز است.»