به گزارش اصفهان زیبا؛ حدود سال 78 یکی از دوستان به ما گفت آیتالله شبیریزنجانی درس نکاح را شروع کردهاند. روز اول در درس شرکت کردم. دیدم ایشان روایت میخواند. بغلدستی من هم وسائلالشیعه چاپ آلالبیت را داشت. نگاه کردم و دیدم این حدیث در پاورقی کتاب یک نسخه بدل دارد که ایشان به آن التفات نکرد. بعد از درس خودم را به آیتالله شبیری رساندم و مطلب را عرض کردم.
ایشان فرمودند نسخهبدل ماحصلی ندارد. فردا وقتی به درس آمدند، فرمودند حدیثی که دیروز خواندیم، نسخهبدل دارد و اتفاقا نسخهبدل درست است. این روحیه برای من تازگی داشت. این روحیه من را جذب درس ایشان کرد. این عالم وارسته کمتر به پژوهشهای دیگران بسنده میکرد. تمام کتب برجسته شیعه را نسخهپژوهی و مقابله کرده و با رنگهای متفاوت مشخص کرده بودند و به آنها توجه میکردند.
به نقل اجماع و شهرت بسنده نمیکردند. کمتر به اقوال بزرگان اعتماد میکردند و معتقد بودند ممکن است مسئله صور دیگری هم داشته باشد؛ لذا قواعد را از نو دوباره بررسی میکردند و این روش بسیار وقت میبرد. این شیوه فقاهتی در شیخ انصاری هم دیده میشود و سبک استاد ایشان آیتاللهالعظمی بروجردی هم همین بود. در مسئله سعی میکردند شبیه آیتالله بروجردی، به تطورات مسئله توجه کنند.
حتی در بحث لغت همین بررسیها را انجام میدادند؛ مثلادر باب غمض بصر که در آیات سوره مبارکه نور آمده است، آیتالله خوئی میفرمایند معنایش بستن پلکها و غمض عین است. اما ایشان میفرمودند این معنا درست نیست؛ بلکه مفهوم آن کاهش دید است.
گاهی در گعدههای بعدازظهر، اطرافیان مسائل علمی را مطرح میکردند و بحث درمیگرفت تا فرد یک سرنخی پیدا کند. یکی از دوستان میگفت: در موضوعی میخواستم تحقیق کنم. یک مقدار تحقیق کردم؛ اما مطلب چشمگیری پیدا نکردم. یکی از دوستان پیشنهاد کرد در این گعده شرکتکرده و مسئله را طرح کنم. ایشان میگفت در همان چند دقیقه سرنخهایی را مطرح کردند که به یک کتاب منجر شد.



