به گزارش اصفهان زیبا؛ «برترین آرزو» نام مجموعه کتابهایی است که مبتنی بر آرزوهای رهبر شهید تدوین شده است. ایشان زمانی گفته بودند: برترین آرزوهای ما در انقلاب اسلامی این است که افرادی مثل سید علی قاضی و ملاحسینقلی همدانی تربیت شوند. علمای تراز اول مکتب نجف که رویکردهایشان مبتنی بر مبانی ناب اسلامی است. همان جریانی که در ادامه با کوششهای علامه طباطبایی و علامه تهرانی در ایران ادامه پیدا کرده و حالا نسلهای جدید، مبتنی بر همان آرا، به دنبال پاسخگویی به سؤالهای نوجوانان هستند.
در دهه نود، حجتالاسلام محمدحسن وکیلی، از علمای تراز اول مشهد، مدتزمانی را به حضور در مدارس شاخص این شهر اختصاص میدهد. او در این مدت به دنبال آشنایی با سؤالها و شبهاتی بوده که ذهن دانشآموزان را درگیر کرده است. مواردی که اگرچه در ظاهر رنگوبوی سیاسی و حاکمیتی داشتهاند، اما در اصل از عدم شناخت کامل مبانی اسلامی ناشی شده و همین عدم ارتباط با معارف، راه را برای شناخت سایر حوزهها هم مسدود کرده است.
>>مبتنی بر این شناخت، با هماهنگی مؤسسه جوانان آستان قدس رضوی و شورای عالی انقلاب فرهنگی، بنابراین شد که این بار معارف اسلامی متناسب با دغدغههای شناختهشده نوجوانان، تحت عنوان مجموعه کتابهایی و مبتنی بر همان نگاه نشئتگرفته از مکتب نجف تدوین شود.</p></p>
آثاری که رهبر شهید انقلاب هنگام مواجهه با چند جلد ابتدایی آن فرمودند: اینها معارف ناب اسلامی هستند که به زبان امروز ارائه میشوند و باید کار ادامه پیدا کند ت
ا مج
موعه کامل شود.
>حالا که کمتر از ۱۰ سال از تدوین و انتشار این آثار میگذرد، برخی از گروهها و اشخاص با مطالعه آنها و الگوبرداری از نحوه طرح مسائل، خودشان اقدام به ترویجشان کردهاند. از جمله حجتالاسلام سید محسن علویفر که در اصفهان، همراستا با مؤسسه جوانان آستان قدس رضوی، به آموزش این مفاهیم برای سایر طلاب شهر یا استانهای همجوار مشغول است. در این گفتوگو، پیرامون کنشگری اجتماعی او و ماحصل فعالیتهایش در این مدت صحبت کردهایم.
اولین مواجهه شما با این مجموعه کتابها چطور بود و برداشتتان چه بود؟
<p>من اولین بار که با این کتابها مواجه شدم، با خودم گفتم ما که رشته تحصیلیمان علوم حوزوی است و کتابهای متنوعی در زمینه عقاید خواندهایم، احتمالا با مطلب متفاوتی مواجه نمیشویم؛ شاید همان مطالب قبلی باشند که صرفا با شکل و توضیحات بهروزتری ارائه شدهاند. اما بعد متوجه شدم تفاوت وجود دارد.
وقتی در دوره تربیتِ استادِ کتاب شرکت کردم، ظرافت نویسنده در انتخاب واژهها و توضیح مطالب برایم روشن شد. اگر بخواهم در یک جمله بگویم، ایشان در این کتابها تقریری عرفانی از عقاید اسلامی ارائه کردهاند؛ چیزی که از آن با عنوان «تقریر کلام عرفانی» یاد میکنیم.
کمی بیشتر درباره این تفاوتها توضیح دهید.
ببینید، اصلیترین ویژگی این کتابها این است که معتقدند مسائل هر دوره با دورههای دیگر تفاوت دارد. برای مثال، در زمان شهید مطهری، کمونیسم یکی از جریانهایی بود که در تقابل با اسلام قرار داشت؛ به همین دلیل، بخش مهمی از آثار و پاسخهای فکری آن دوره متوجه همین جریان بود.
در دورهای دیگر، مسئله ولایت فقیه و نسبت آن با دموکراسی و آرای مردم در مرکز برخی بحثها قرار گرفت. در آن زمان، جامعه تا حد زیادی به خدا و پیامبر باور داشت و مسئله اصلی این بود که نسبت ولایت فقیه با آموزههای پذیرفتهشده مردم چگونه تبیین شود. طرح ولایت آیتالله مصباح یزدی نیز در چنین فضایی اهمیت پیدا کرد و به دنبال پاسخگویی به پرسشهای مرتبط با این موضوع بود.
اما امروز مسئله تا حدی تغییر کرده است. نسل جدید در برخی موارد، پیش از رسیدن به مباحثی مانند ولایت فقیه، درباره اصل وجود خدا و رابطه انسان با خدا سؤال دارد. ممکن است اصل خداشناسی یا نسبت واقعی انسان با خدا برای او روشن نباشد و به همین دلیل، موضوعات بعدی نیز برایش پذیرفتنی نباشند.
این کتابها تلاش میکنند به همین مسئله پاسخ دهند. در همین جهت، یکی از محورهای مهم این مجموعه، معرفتالنفس یا خودشناسی است. در این زمینه، روایتهایی داریم؛ از جمله «مَن عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ». بر این اساس، شناخت خود با شناخت خدا ارتباط دارد و ادعای شناخت دیگران، بدون شناخت خویشتن، محل سؤال است.
بر این اساس، شاید نتوانم بگویم مطالب کاملاً جدیدی به من اضافه شده است، اما چیزی که در این دوره به من منتقل شد، مانند نخ تسبیح مطالب بود؛ یعنی ارتباط و پیوند میان موضوعاتی که قبلاً نیز با آنها آشنا بودم.
چطور دست به ترویج این معارف زدید؟
از سال ۱۳۹۸ که ارتباط من با این جریان شکل گرفت، همکاریام با مساجد هم در این زمینه شروع شد و بهمرور، با تشکیل چندین دوره و گروه، کتابها را به آنها آموزش دادم.
آن زمان، بازخورد شرکتکنندگان برایم جالب بود. بعضی میگفتند: «ما عقایدمان را از دست دادیم و حالا عقاید دیگری به دست آوردیم.» منظورشان این بود که احساس میکردند با تحولی فکری مواجه شدهاند و الان با موضوعات به شکل متفاوتی برخورد میکنند.
مخاطبان این آموزشها چه گروههایی بودهاند و دورهها با چه شیوهای برگزار شدهاند؟
یکی از گروههای اصلی مخاطب ما طلاب بودهاند؛ زیرا طلبهای که از نظر فکری و اعتقادی بهدرستی آموزش ببیند، میتواند این مطالب را در جاهای مختلف ارائه کند. برخی از طلابی که به آنها آموزش دادهایم، اکنون مسئول گروههای فرهنگی و تربیتی در سطح شهر اصفهان هستند.<p>گروه دیگر، دانشجویان دانشگاههای مختلف بودهاند؛ البته نه لزوماً در قالب رسمی دانشگاه، بلکه در جمعهایی که با ارتباط و هماهنگی افراد، بهصورت خودجوش شکل میگرفتند. برای مثال، برخی مراکز فرهنگی که مخاطبانشان دانشجوها بودند، این آموزشها را دنبال میکردند.
در اعتکافها هم این مطالب را ارائه میدادیم تا شرکتکنندگان بتوانند پس از دوره، مخاطبان بیشتری داشته باشند و مسیر آموزش را ادامه دهند.
مؤسسه جوانان آستان قدس نیز دورههایی در این زمینه برگزار کرده است. همچنین، با توضیحاتی که برای یکی از حوزههای علمیه دادیم، در حال حاضر این کتابها بهعنوان درس رسمی در بخشی از برنامه آموزشی مدرسه علمیه قرار گرفتهاند.
<span style=”color: #0000ff;”>چه مدتزمانی نیاز است تا هر دوره از این آموزشها تکمیل شود؟
مدت دوره به مخاطب بستگی دارد. این مجموعه را میتوان در حدود ۸۰ ساعت تدریس کرد؛ اما اگر مخاطب برای یادگیری به زمان بیشتری نیاز داشته باشد، ممکن است تقریباً دو برابر این زمان لازم شود. برای بررسی عمیقتر مطالب نیز ممکن است حدود سه برابر زمان نیاز باشد. برای مثال، برخی طلاب این مباحث را طی سه سال و با برگزاری هفتهای دو تا سه ساعت کلاس مطالعه میکردند.
توضیحاتی که راجع به نحوه برگزاری دورهها دادید، مبتنی بر آموزش حضوری است. آیا بستر آموزش مجازی فراهم نبوده یا ماهیت این معارف آموزش حضوری را ایجاب میکند؟
آموزش رسمی این دورهها بهصورت مجازی هم وجود دارد. مؤسسه جوانان آستان قدس رضوی متناسب با گروههای سنی مختلف، پادکست و محتوای آموزشی تولید کرده است. آموزشهای انیمیشنی نیز برای سنین مختلف، از دانشآموزان دوره راهنمایی تا دانشجویان، تهیه شدهاند.
بنابراین، بخشی از نیازهای آموزشی از طریق همین محصولات تأمین شده است؛ اما آنچه من بهعنوان خلأ در این زمینه دیدم، ایجاد ارتباط حضوری بود. افراد باید بتوانند مستقیماً با مدرس گفتوگو کنند، سؤال بپرسند و ابهامهایشان را برطرف کنند.
ما در اصفهان بیشتر تلاش کردیم همین بخش را تأمین کنیم؛ یعنی در جاهایی که احساس میکردیم آموزشهای موجود بهتنهایی پاسخگو نیستند، با برگزاری جلسات حضوری به تکمیل فرایند آموزش کمک کنیم. به همین دلیل، ضرورتی نمیدیدیم که وقت و توانمان را صرف تولید دوباره محصولاتی کنیم که مؤسسه جوانان پیشتر در قالبهای مختلف تهیه کرده بود.
با این حساب، فعالیتهای شما در قالب مؤسسه رسمی نیست؟
بله، همینطور است. البته همانطور که گفتم، مؤسسه جوانان آستان قدس در اصفهان، در کنار سایر فعالیتهایش، متکفل ترویج رسمی این مبانی است.
آماری دارید از افرادی که بهطور غیررسمی توسط شما و همکارانتان آموزش دیدهاند؟
تا الان حدود دو تا سه هزار نفر از آقایان و دو تا سه هزار نفر از خانمها آموزش دیدهاند. البته برخی در دوره تربیت استاد شرکت کردهاند و برخی دیگر صرفاً در کلاسهای آموزشی کتابها حضور داشتهاند.
در ابتدا، آموزشها توسط بنده انجام میشد، اما بهمرور و با تعدد دورهها، از میان افرادی که در دوره تربیت استاد شرکت کرده بودند، افرادی برای آموزشهای بعدی شناسایی شدند.<p>بنابراین، وقتی برنامهای برگزار میشد و به مدرس نیاز داشتیم، با دوستان مختلف تماس میگرفتیم و متناسب با تعداد افراد مورد نیاز، از آنها دعوت میکردیم.
انشاءالله روزبهروز بر تعداد این دانشآموختگان اضافه شود و امکان ترویج این معارف، چه توسط ما و چه توسط مؤسسه جوانان آستان قدس، فراهم شود.



