شیطنت خاصی در شخصیت گردآفرید وجود داشته است؛ بهطوری که حتی در سالهای کودکی گرایش عجیبی به کارهای فنی و هیجانانگیز داشته و پدرش از بچگی به او میگفته است مکانیک. این علاقه به ساختن، علیرغم تمام مخالفتها کمکم او را به ساختن ساز سوق میدهد: «بسیاری از دوستان، نوازندهها و سازسازها سعی میکردند از این کار منصرفم کنند و حتی سختشان بود که من را در این قالب بپذیرند و در واقع، نتوانستن را به من القا میکردند؛ اما علاقه، من را به همان سمتی که دوست داشتم، سوق داد و به دایره معدود زنان سازساز ایران وارد کرد.»
گردآفرید یزدانی بهسبب ارادتی که به ناهید داییجواد، خواننده شناختهشده اصفهانی داشت و با پادرمیانی او به استاد حسن علیخاصی، از پیشکسوتان تارسازی در اصفهان، معرفی شد و ساختن تار را نزد او آموخت. در این راه، از راهنماییهای سودمند استاد مسعود محمدی نیز بهرهمند شد. بهگفته گردآفرید، کمتر مطلبی درباره تاریخ حضور زنان در موسیقی وجود دارد؛ مسئلهای که بهقول او، یکی از دلایلش مخالفتی است که همیشه تاریخ با حضور آنها داشته است: «زنبودن در برخی رشتهها انرژی چندبرابر میخواهد که بیشتر آن صرف مبارزه برای ماندن میشود؛ چون در جامعه پیش از آنکه سازگری زنان را ببینند، به زنبودن آنها توجه میکنند.»
او ادامه میدهد: «در حال حاضر در شهرهای مختلف، زنانی به ساخت ساز مشغولاند؛ مثلا در کرمانشاه یا در تهران و شهرهای دیگر، زنانی در زمینه ساخت سهتار، ویولن، تنبور، عود، کمانچه، قیچک و… فعالیت دارند؛ اما بهطور کلی سازسازی هنری مردانه شناخته میشود.» گردآفرید همواره تلاش کرده است در هنگام ساخت ساز برای زنان، به فیزیک و اندازه دست آنها توجه کند و در مقایسه با سازسازهای دیگر، ظریفتر کار کند: «استادانی مثل استاد قنبریمهر تلاش میکردند ایرادهای سازهای ایرانی را برطرف کنند و دسته ساز را ظریفتر میساختند. چون دردست گرفتن سازهای بزرگ برای برخی زنان که دستشان ظریفتر است، سخت بود، من هم تمام سعیام را برای ساختن سازهای زنانهتر میکنم تا ظرافت لازم را برای یک زن داشته باشد و او راحتتر بتواند آن را بنوازد. البته متاسفانه سازسازی ما چندان جنبه علمیندارد.»
گردآفرید البته ایده ساخت سازهایی با این اندازه و شکلوشمایل را تا حدودی به ساخت تار «جُره» نزدیک میداند؛ تاری با کاسهای کوچک که مناسب یادگیری نوجوانان است و گفته میشود یحیی تارساز شناختهشده اصفهانی، هم که در اندازههای مختلف ساز میساخت، به ساختن آن توجه داشت.
حرفهای گردآفرید درباره ساختن ساز هم شنیدنی است: «سازهای قدیمی، مثل ساز یحیی، سازهای سبکی هستند؛ به این خاطر که در گذر سالها، منافذ چوب باز میشود و حالت رهایی پیدا میکند. علاوه براین، ساخت تار نسبت به برخی سازها مثل سازهای ترکهای که روی قالب قرار میگیرند یا سازهای کوچکتر، سنگینتر است.» تهیه چوب خوب و باکیفیت یکی از مراحل اصلی کار سازسازان است. گردآفرید دراینباره میگوید: «بهتر است همیشه آرشیو چوب و استخوان و شاخ کارگاهمان پر باشد و در کنار کار، انبار چوب خود را غنی کنیم. از بین چوبها، چوب توت اهمیت زیادی دارد که البته در حال حاضر بهدلیل بیآبی، سازسازی زیاد، لنجسازی و… کمیاب شده است. باید توجه کنیم که چوب سازسازی خشک باشد تا پس از ساخت خمیده نشود.» او اضافه میکند: «البته رفتن به چوببریها، محدودیتهای اجتماعی خود را دارد. بههرحال، مکانی است که زنان کمتر به آن رفتوآمد دارند. نکته آزاردهنده این است که گاه شما را به دید فردی ناآشنا به مسائل نگاه میکنند و گاه درصدد سوءاستفاده و گرانفروشی یا معامله نادرست برمیآیند.» گردآفرید به نکته درخور توجهی درباره طراحی نامناسب ابزارهای ساخت ساز هم اشاره میکند: «متاسفم که بگویم نهتنها در کشور ما بلکه در بیشتر کشورها، ابزارهای فنی را مناسب دست مردها طراحی و تولید میکنند و توجهی به فیزیک متفاوت افراد مختلف ندارند که این موضوع خود انرژی زیادی میبرد.» این تارساز اصفهانی از نادیدهگرفتن بسیاری از مسائل و مشکلات سازسازها و نادیدهگرفتن سازندگان ساز نیز گلایه میکند: «ساز لازمه اجرای موسیقی است. بدون ساز، موسیقی تقریبا ناممکن است. سازنده ساز، نوازنده، شاعر و… همه دست به دست هم میدهند تا اثری موسیقایی خلق شود. نادیدهگرفتن سازندگان بزرگترین ستم ممکن در حق آنهاست. چرا از سازندههای سازها یاد نمیشود؟ درحالی که شنیدهایم یهودی منوهین در اجرایش، ساز استاد قنبریمهر را معرفی کرد.»
گردآفرید در همین رابطه جای انجمن سازندگان ساز را بهشدت خالی و تشکیل چنین انجمنی را دست کم برای حل برخی مشکلات سازسازان ضروری میداند.
این سازگر به اهمیت آشناشدن مردم با سازهای ایرانی، بهعنوان بخشی مهم از فرهنگ کشورمان، اشاره و از کمتوجهی به این موضوع اینگونه انتقاد میکند: «در جامعهای که موسیقیاش منهای شکل ساز است و رسانهها از نشاندادن ساز دوری میکنند، جوانان چطور با سازهای ایرانی آشنا شوند و تار را از سهتار تشخیص دهند؟» گردآفرید همچنین از بازاریشدن فضای تهیه ساز بسیار گلایهمند است؛ کاری که دلالی و واسطهگری در فضای هنری ایجاد کرده است و گاه باعث میشود سازی چند برابر قیمت سازگردر بازار فروخته شود: «این حرکت اجحاف بزرگی در حق سازندگان، بهویژه پیشکسوتان این رشته است و در حالی است که بسیاری از سازگران امنیت شغلی ندارند و برخی استادان این رشته، با ریههای آسیبدیده و مشکلات جسمیدیگر، همچنان بیمه نیستند.»
او در پایان تغییر شرایط اجتماعی را بسته به تغییر نگاه افراد جامعه و بهخصوص داشتن دیدی فراجنسیتی میداند: «اگر همدیگر را قبول داشته باشیم و صرفنظر از زن و مردبودن، درصدد رقیبکشی نباشیم، حتما اوضاعمان بهتر خواهد شد و رشد خواهیم کرد. متاسفانه عادت داریم نردبان را از زیر پای همدیگر بکشیم و پلههای پیشرفت هم را بشکنیم. امیدوارم روزی برسد که جامعه، آلوده حواشی نباشد و ورای دید جنسیتی، به هنر و هنرمند نگاه کند و اصل هنر و محصول هنری را درک کند.»
ساختن به سوزِ ساز!
تولد سازها لذت زندگیاش است. به آنها جان میدهد و تا چند ماه، همنشینشان میشـود. آنقـدر بالا و پایینشان میکند و دست به ظریفکاریشان میبرد تا بشوند همانی که باید و بسپاردشان به دستی که امیدوار است عاشقانه کوکشان کند و زیباترین صداها را در همدستیشان بسازد. گردآفرید یزدانی از معدود زنان سازگر اصفهان و حتی ایران است؛ زنی جسور و خوشذوق که در مسیر علاقهاش، نه به نواختن ساز بلکه به ساختنش میپردازد. او بهشکل تخصصی تار میسازد؛ سازی که میگوید علاقه به آن از سالها پیش در وجودش شکل گرفته و رشد یافته است: «اصالت و کهنبودن و صدای تار را خیلی دوست دارم و البته شنیدن موسیقی سنتی دهههای چهل و پنجاه همیشه برایم لذتبخش بوده است.»
-
مریم قدسیه
خبرنگار



