احمد میرمقتدایی درباره شکلگیری ایده ساخت حجم شیر طاقچه میگوید: «حدود بیست سال است که درباره هنر اصفهان مطالعه میکنم. ارزشهای هنری شهر اصفهان بر ارزشهای صفویه و قاجار استوار است و من همیشه فکر میکردم که رویکردهای معاصر در هنر ما چه جایگاهی دارند؟ و طبیعتا نباید به گونهای این معاصریت زیر بار سنگینی هنر دوران صفوی پنهان شود. به همین جهت همیشه علاقه داشتم که فضای معاصر و ارزشهای هنر معاصر را حداقل برای مستندکردن ثبت کنم.»
طاقچه آلبوم هویتی خانهها
میرمقتدایی مسئله تزئیات معماری خانهها را یکی از مواردی میداند که در مسیر مطالعات ذهنش را درگیر کرده است: «یکی از چیزهایی که در مسیر مطالعات به آن برخوردم و ذهنم را تحتالشعاع قرار داد رویکرد تزئینات در خانهها در قرن معاصر و بعد از دوران قاجار است که دقیقا نسخهبرداری از تزئینات فرنگی شامل گچبریها و گل و بوتهها و … است. یک جاهایی تزئیات خانه از زیر بار نسخهبرداری غربی بیرون میآیند و این زمانی است که برخی تزئیات وارد زندگی مردم معمولی میشود و جنبه اجتماعی آن گسترش پیدا میکند و نوعی بومیگرایی در آن نمایان میشود. این جریان از سال 1300 تا 1360 کمابیش در معماری خانهها دیده میشود و طاقچهها و رف بخاریها در واقع آخرین تزئیناتی است که در این مسیر در خانههای ما وجود داشته است.» او میافزاید: «در عین حال که این مسئله ادامه دارد دو جریان هویت آن را مشخص میکند. یکی تقسیمبندیهایی است که در قالب طاقچهها رشد میکند و دیگری رنگگذاریهایی که کاملا عامیانه و با جسارت شکل میگیرد. همه این اتفاقها در قابی در خانهها شکل میگیرد که این قاب آلبومی از تمام داشتههای با ارزش یک خانواده مانند آینه به عنوان سمبل نور و روشنایی، کتاب قرآن، عکس و یادگاریهای بزرگان خانواده است. با دیدن طاقچه یک خانه و تمام آن چیزی که روی آن گذاشته میشود میتوان هویت یک خانواده را نشان داد.» میرمقتدایی از اهمیت ثبت این تزئیات هویتبخش در قالب هنر امروزی میگوید: «من انسان امروزم و اگر بتوانم معاصربودنم را ثبت و سند کنم ارزشمند است. با این پروژه در واقع میخواستم هویت مشخص را تثبیت کنم تا برای سالهای متمادی بماند و بتوانم گوشهای از این جریانها را حفظ کنم چرا که شاهد تخریب طاقچهها و رفها در طی این سالیان هستم و در تمام خیابانهایی که تازه تأسیس میشود بقایای این طاقچهها را در خانههای خراب شده میبینم. برای اینکه به صورت مستقیم از اینها استفاده نکنم سعی کردم در قالبهای مختلف آنها را بسازم و شیرطاقچه یکی از نمونههای اولیهای است که در این قالب ارائه دادهام.»
هنر معاصر باید در ارتباط با فضا و مردم معاصر باشد
این استاد دانشگاه از شکاف عمیقی میان هنرمندان معاصر و مردم صحبت میکند: «یکی از مشکلاتی که در هنرهای معاصر بهخصوص در هنر تجسمی وجود دارد شکاف عمیقی است که بین هنرمندان و مخاطبین ایجاد شده است. از یک طرف مردم به هیچ عنوان به موزههای معاصر و گالریها برای دیدن آثار تجسمی نمیروند و هنرمندان را تافته جدابافته میدانند و از طرف دیگر هنرمندان هم مردم را دارای آگاهی هنری نمیدانند. من به نتیجه رسیدم که باید اثری خلق کنم که هم مردم و هم خواص و متخصصان هنرهای تجسمی آن را بپذیرند. بر همین اساس مجموعه کارهای مختلفی را برای نزدیکشدن به این منظور طراحی و اجرا کردم. ازجمله مجموعه گرافیک محیطی محله علیقلیآقا که کاملا عامیانه و اجتماعی است و از هنر عمومی استفاده شده است و در عین حال منافاتی با فضای حرفهای ندارد. به نظرم هنر معاصر باید فضای معاصر را درک کرده باشد و با مردم معاصر هم ارتباط برقرار کند.»
هنر ترکیبی ساختار مناسبی برای هنر معاصر است
میرمقتدایی در پاسخ به این پرسش که نام شیرطاقچه چگونه برای این اثر انتخاب شده است میگوید: «برای اثر اسم خاصی نگذاشتهام و تنها این دو را در کنار یکدیگر آوردهام.من مجموعه شیری را کار میکنم و این شیر هم در قالب همان مجموعه است. شیر در معماری و در فرهنگ ما یک منزلت نمادین دارد و البته طراحی شیر از نگاه من است و از فیلتر ذهن من گذشته. از طرف دیگر، طاقچهها به عنوان یک شخصیت معاصر اجتماعی در فرهنگ خانوادگی ما مطرح هستند و این دو را برای همین کنار هم قراردادهایم. گذشته از اینها امروزه هنر ترکیبی بسیار ساختار مناسبتری برای هنر معاصر و اجتماعی دارند و اینگونه رفتار طراحی نهتنها در کار خودم که در بستر آموزشی و مواجهه با دانشجویان هم به کار میگیرم و نوعی از رفتار طراحی را به دوستان دانشگاهی میآموزم که بتوانند بر اساس ریشههای غنی خودشان طراحی کنند. در این زمینه اتفاقا یک کتاب با عنوان فرشتهها با دوستان دانشجو کار کردیم و در آن تمام رفتارهای ابژکتیو را به بچهها دادم و از آنها طراحیهای مدرن دریافت کردیم.»
استفاده از 20 شاخه تخصصی برای ساخت اثر
میرمقتدایی درباره روند ساخت این حجم 650 کیلویی هم توضیحاتی را ارائه میدهد: «پروسه بسیار سخت و مشقتباری را من تحمل کردم، چراکه اولین بار بود که چنین حجمی را میساختم و مسیرها برایم گنگ بود و در واقع باید راهی میساختم تا در آن راه حرکت کنم. حدود 20 شاخه تخصصی به خصوص در زمینه هنر را بهکار گرفتم تا کار به اثر نهایی ختم شود. من و تیم اجرایی حدود شش ماه زمان کامل بر این حجم گذاشتیم. در ابتدا طراحی کردیم و در کامپیوتر طراحیها را نسبتگذاری کردم و ماکتی کوچک از آن را به صورت سهبعدی ساختم و پرینتی سهبعدی که در نمایشگاه هم نصب شده است گرفتم و دقیقا در این مسیر تمام آزمون و خطاها را انجام دادم تا به نتیجه برسم و بدون ابهام کار را پیش ببرم. بعد از این قالبسازی کار را انجام دادم و از هنرمندان گچبر و منبتکار چوب و … کمک گرفتم. نقشه انفجاری کار را آماده کردم و بعد از آن قسمتهای مختلف آن ساخته شد و ریختهگریها را انجام دادم و مونتاژ حجم را آغاز کردم. شیر طاقچه حدود 400 قطعه دارد که در بعضی نقاط از جوش استفاده شده است و در بعضی از نقاط قطعات پیچشده است. ترکیب آهن و ریختهگری چدن است که در مجموعه 650 کیلوگرم وزن نهایی حجم را تشکیل داده است.»
«شیرطاقچه» سمتوسوی اثر بزرگ شهری من را مشخص میکند
این طراح محیطی از پروژه شهری میگوید که با وجود داشتن تأیید شهردار اصفهان همچنان بلاتکلیف است: «شهریور امسال بود که از طرف شخص شهردار اصفهان جناب آقای دکتر نوروزی تأیید اجرای کاری در شهر اصفهان را گرفتم. اثری ده متری در همین مجموعه که شیرطاقچه هم از دل همان مجموعه بیرون آمده است. جلسات مختلفی برای حصول این کار برگزار شد و حتی به بحث جانمایی اثر نهایی هم رسیدیم، اما به هرحال دوستان هنوز درک دقیقی از چگونگی کار نداشتند. من برای اینکه آنها هم ببینند که قرار است کار به چه شکل و سمت و سویی برود شیرطاقچه را ساختم و اتفاقا در این زمینه تعجیل کردم. من دیدم بهترین موقعیت است که به دوستان نشان دهم که قرار است چه کاری انجام دهم. گذشته از اینکه میخواستم از آن ایده استفاده کنم و شاید اگر امسال این ایده را اجرایی نمیکردم سال بعد با ایدههای جدید دیگر تمایلی به اجرای آن نداشتم پس اجراییکردن آن برایم اهمیت پیدا کرد.» میرمقتدایی ادامه میدهد: «خوشبختانه با تغییر مدیریت حوزه هنری هم شرایطی فراهم شد که با همکاری دوستان، گالری تکاثر در زمان کوتاهی آماده شود و شیرطاقچه به عنوان اولین اثر این گالری به نمایش درآید. کمااینکه به نظرم ما نیاز به چنین گالری داشتیم تا هنرمندان مختلف آثار فاخرشان را در این گالری به نمایش بگذارند و مخاطبان هم با آثار آنها آشنا شوند.»
«شیر طاقچه» برخلاف میل باطنی از اصفهان خارج خواهد شد
میرمقتدایی با بیان اینکه با وجود تماس شخصی با تک تک مدیران شهری و ارسال دعوتنامه برای آنها هنوز برای دیدن نمایشگاه نیامدند میافزاید: «من انتظار دارم دوستان حداقل به نمایشگاه بیایند و کار را ببیند و وقتی قرار است اثری را برای شهر آماده کنم حداقل سمت و سوی کار من و نمونه آن را مشاهده کنند. مطمئنم با این شرایطی که وجود دارد، این اثر از اصفهان خارج خواهد شد و سفارشهایی که برای خرید این اثر به دست من رسیده مربوط به خارج از اصفهان است و احتمالا اثر برخلاف میل باطنی از اصفهان خارج خواهد شد.»
سرمایهگذاری هنری برای فردا اهمیت دارد نه امروز
این پژوهشگــــــــــر هنر معتقـــــــــد است سرمایهگذاری هنری در شهر باید بر اساس آینده یک شهر باشد: «میل هر هنرمندی بر این است که اثری بسازد که سالهای سال ماندگار بماند. من خیلی دوست دارم این اثرم پانصدسال دیگر دیده شود و بخشی از ایده و فکر من از هنر معاصر را نمایان کند. در صورتی که فکر میکنم نگاه دوستان مسئول تنها معطوف به امروز است و نه فردا. اگر سرمایهگذاری برای آینده انجام شود میتوان امیدوار بود که این مسیر سالهای سال ادامه پیدا کند. دوستان آنقدر درگیر روزمرگی و مسکنهای روزانه شدهاند که سرمایهگذاری فرهنگی برای آینده را فراموش کردهاند.» میرمقتدایی اضافه میکند: «ما در شهر از دو منظر میتوانیم به هنر شهری و محیطی فکر کنیم. یکی همان حجمها یا مجسمههایی است که در شهر نصب میشود ودیگری هنرهای کاربردی در شهر اصفهان است و در این دومی اصلا به سراغ هنرمندان برای ایدهگرفتن از آنها نمیرویم. برای مثال نردههای بسیاری در شهر اصفهان وجود دارد، اما آیا تا بهحال کسی فکر کرده که چگونه میتوان این نردهها را به شکلی درست طراحی و اجرا کرد؟ شهر یک فضای کاربردی است که زنده است و دچار دگردیسی میشود و ما ناگزیریم با نیازهای شهر پیش برویم و بر اساس این نیازها دست به طراحی بزنیم.»



