بر اساس اطلاعات محمودزاده در سال 99 متوسط قیمت مسکن در کشور 15میلیون و 200 هزار تومان بوده است. در دو شهر تهران و اهواز متوسط قیمت مسکن بالای 20میلیون تومان برآورد شده است. تهران گرانترین شهرها ازنظر متوسط قیمت مسکن، متری 27 میلیون و 800 هزار تومان است. ارزانترین، یاسوج با متری سه میلیون و 200 هزار تومان است. متوسط قیمت مسکن در کلانشهرهایی همچون شیراز 11میلیون و 400 هزار تومان و در اصفهان 11میلیون و 100 هزار تومان برآورد شده است. راهکارهایی که تاکنون متولیان برای بخش مسکن اعلام کردهاند، آرزوی خرید خانه را برای مردم دور از دسترس کرده و آمار اجارهنشینی را افزایش داده است. حالا دهکهای پایین جامعه برای پرداخت اجارهبهای مسکن هم مشکل دارند؛ چون علاوه بر رشد سرسامآور قیمت مسکن با افزایش قیمت اجارهبها نیز مواجه هستیم. مطالعات جهانی نشان میدهد، طول دوره انتظار برای خانهدارشدن درصورتیکه بیش از ۱۰ سال باشد، شرایط غیرعادی و غیرمتعارف برای بازار مسکن آن کشور بهوجود میآورد. وزارت راه و شهرسازی در سال 98 در گزارشی اعلام کرده است که یک خانواده طبقه متوسط برای خرید خانه باید یکسوم درآمد خود را ماهیانه به مدت 96 سال پسانداز کند و این به معنای بحرانی شدن وضعیت مسکن در کشور ماست. مدتزمان انتظار برای خرید خانه اما در سال 99 به 109 سال رسید. در هیچکدام از دورهها برنامه مدونی برای رفع مشکل مسکن وجود نداشته و سیاستها بهصورت مقطعی اعلامشده است که البته بسیاری از این برنامهها با تغییر دولتها به دست فراموشی سپرده شدهاند.
تا همین چند هفته پیش که بحث مناظرههای انتخاباتی داغ بود، هرکدام از نامزدها به بخش مسکن اشارهکرده و وعده تولید مسکن و رفع دغدغه اقشار کمدرآمد را میدادند. در این بین، کارشناسان بخش مسکن معتقدند تجربه نشان داده است تمامی دولتها، توانایی لازم برای خانهدار کردن مردم را نداشتهاند؛ پس بهتر است دولتها ساختار اقتصادی را بهبود بخشند؛ پسازآن مشکل مسکن نیز حل خواهد شد. بهزعم کارشناسان، مشکل مسکن مردم در کوتاهمدت حل نمیشود و نمیتوان با راهکاری دمدستی مردم را خانهدار کرد؛ بلکه حل مشکل مسکن مردم نیازمند برنامههای میانمدت و بلندمدت خواهد بود. برای تهیه این برنامه نیز در گام نخست باید فرمولی برای اصلاح ساختار اقتصادی کشور تعریف شود تا مشکل بخش مسکن نیز حلوفصل شود.
دولت تورم را مهار کند مشکل مسکن حل میشود
یک کارشناس مسکن به اصفهان زیبا میگوید: مسکن، مشکل نیمقرن جامعه ماست و دولتها برای حل این مسئله همواره ناتوان بودهاند؛ در کشور ما حتی دهکهای میانی به بالا نیز برای تأمین مسکن با مشکل مواجه هستند و حدود 48درصد هزینه سبد خانوارها را مسکن تشکیل میدهد؛ البته هزینه سبد خانوار در شهرها بیشتر از 70 درصد است و نیمی از مشکلات زندگی مردم به تأمین مسکن ارتباط پیدا میکند.
بیتالله ستاریان اذعان میکند: دولتها برای حل مشکل مسکن مردم همیشه اراده داشتهاند؛ ولی توان لازم را نداشتهاند؛ دولت سیزدهم نیز هراندازه امتیازهای بیشتر و وزرای قویتری در مقایسه با دولتهای قبلی داشته باشد، بازهم در رفع مشکل مسکن ناتوان خواهد بود.
ستاریان بیان میکند: ساختار اقتصادی ما اجازه نمیدهد مشکل مسکن حل شود. ترکیب اقتصاد در کشور ما اشتباه است؛ درواقع نیمی از اقتصاد ایران را اقتصاد مسکن تشکیل میدهد و حدود 70درصد در صنعت ساختمان کار میکنند؛ ولی دولتها هیچگاه بهطورجدی متولی مشخصی برای رفع مشکل مسکن تعیین نکردهاند؛ فقط در وزارت اقتصاد و دارایی، مرکز مطالعات مسکن وظایفی در این خصوص دارد؛ ولی مثلا در بانک مرکزی برای تسهیلگری، بخشی برای رسیدگی به مشکلات مسکن وجود ندارد یا در وزارت صنایع بخش جداگانهای برای تسهیلگری در خصوص مسکن وجود ندارد.
مشکلات بخش مسکن رصد شود
این کارشناس مسکن عنوان میکند: دولت آینده باید ترکیب درستی برای رسیدگی به مشکلات بخش مسکن ایجاد کند. باید این بخش اقتصاد را کاملا رصد کند و با یک برنامه بلندمدت و میانمدت به دنبال حل مشکل مسکن باشد؛ چون برنامه کوتاهمدت نمیتواند مشکلات بخش مسکن را در کشور ما رفع کند. برای تهیه برنامه بلندمدت و میانمدت نیز دولت باید ساختار اقتصادی را درست کند.
ستاریان خاطرنشان میکند: نباید از این دولت انتظار داشته باشیم که طی چهار سال مشکل مسکن را حل کند؛ چون چنین چیزی امکان ندارد؛ ضمن اینکه وعده نابجا نیز برای تأمین مسکن مردم نباید داده شود. در گام اول، باید ساختار کلی اقتصاد را تغییر دهیم و تشکیلات دولت را طوری طراحی کنیم که بخش مسکن را بتوان رصد کرد.
این کارشناس مسکن اظهار میکند: راهکارهای دمدستی مشکل مسکن را حل نخواهد کرد؛ باید برای تأمین مسکن مردم یک پکیج شامل تمامی ابزارهای مالی، تسهیلات، صندوقهای مسکن، فاینانس و سرمایهگذاری خارجی تهیه شود؛ ضمن اینکه زیرساختها و مباحث نرمافزاری نیز باید اصلاح شود تا بتوان بهصورت ریشهای مشکل مسکن را حل کرد که تحقق این موارد نیز در میانمدت و بلندمدت امکانپذیر خواهد بود.
ستاریان میگوید: تمامی دولتها در کشورهای خارجی سالیانه بین 40 هزارتا 50 هزار مسکن تولید میکنند و ساخت مسکن در این کشورها متناسب با جمعیتشان است؛ حتی کشورهایی که مشکل مسکن ندارند نیز سالیانه همین مقدار مسکن تولید میکنند. واقعیت این است که دولتها بیشتر از این مقدار توانایی ساخت مسکن ندارند و در تمامی دنیا بخش خصوصی وظیفه تولید مسکن را برعهده دارد و متولی صنعت ساختمان است.
فرمولی برای اصلاح ساختار اقتصاد ارائه شود
برخی کارشناسان مسکن هم تأکید دارند که نقش دولت باید در بخش مسکن کاهش یابد و صرفا با تأمین زیرساختها به مردم امکان دهد تا بتوانند ساختوساز مسکن داشته باشند. یک کارشناس بازار مسکن به اصفهانزیبا میگوید: دولت باید شرایط اقتصادی را اصلاح کند تا مردم بتوانند ساختوساز داشته باشند. نقش دولت در تولید مسکن باید 5درصد و نقش مردم در ساخت مسکن باید 95درصد باشد.
مهدی سلطانمحمدی اذعان میکند: کسری بودجه باید رفع شود، نقدینگی مهار شود و دولت هزینههایش را کاهش و درآمدهایش را افزایش دهد، دولت باید فضای کسبوکار را بهبود بخشد و امنیت را برای سرمایهگذاران فراهم کند تا سرمایهگذاری منجر به رشد اقتصادی شود و درآمد خانوارها نیز افزایش پیدا کند و بتوانند مسکن ساختوساز کنند و بخرند.
سلطانمحمدی اذعان میکند: برای مسکن نباید فرمول مشخصی تعریف کرد؛ باید برای اصلاح ساختار اقتصادی فرمولی ارائه داد و تمام مواردی که گفته میشود باهم مرتبط هستند. اگر دولت بتواند شرایط اقتصادی را اصلاح کند، مشکل مسکن هم حل میشود.
این کارشناس مسکن میگوید: در مکانها و مناطقی که امکان توسعه وجود دارد، باید شهرهای جدید ایجاد شوند، زیرساختهای شهری باید فراهم شود و سرمایهگذاری در این مناطق افزایش پیدا کند تا فضای سبز، خدماتبهداشتی، درمانی و… فراهم شود؛ البته تحقق این امر کوتاهمدت نیست و نیازمند سرمایهگذاری در بلندمدت است که باید بر اساس طرح آمایش ملی در مناطقی که امکان توسعه وجود دارد، شهرهای جدید شکل بگیرند.
دولت زیرساختها را فراهم کند
سلطانمحمدی اذعان میکند: در مناطق مرکزی به دلیل محدودیت منابع آبی ظرفیتی برای توسعه وجود ندارد؛ بلکه در مناطق نزدیک به خلیجفارس، دریای عمان یا نواحی غرب کشور، امکان ساخت شهرهای جدید وجود دارد. دولت در شهرهای بزرگ زمین در اختیار ندارد؛ صرفا منابع طبیعی در اختیار دارد که در مناطق غیرقابلسکونت هستند؛ در حالی که ساخت مسکن باید در مناطقی انجام شود که بتوان امکانات لازم را برای مردم فراهم کرد؛ در غیر این صورت نتیجهاش میشود پروژههایی که قبلا برای ساخت مسکن اجرایی شد؛ سپس مردم معترض شدند که در این مناطق به امکانات موردنیازشان دسترسی ندارند. او اظهار میکند: برای حل مشکل مسکن مردم، بزرگترین کمکی که دولت میتواند انجام دهد، این است که تورم را کنترل کند. 95درصد مسکن باید توسط خود مردم تولید شود و دولتها نباید نقشی در ساخت مسکن داشته باشند؛ باید فقط زیرساختها را فراهم کنند تا مردم بتوانند مسکن بسازند، بانکها نیز باید تسهیلات کمبهره به مردم اعطا کنند. دولت باید فضای لازم برای سرمایهگذاری را فراهم کند تا امکان ساخت مسکن ایجاد شود.














