او گفت این پهپاد یک حادثه غیرمترقبه در سطح جهانی است و دنیا باید بفهمد ترکیه به سطح بسیار بالایی از پیشرفت رسیده و بدون ترکیه تحقق صلح نیز ناممکن است. سخنان اردوغان واکنش بسیاری در رسانههای منطقهای و بینالمللی در پی داشت. به عقیده برخی کارشناسان و تحلیلگران، او آرزوی احیای حکومت عثمانی را در سر میپروراند. عدم توازن روابط دیپلماتیک در خاورمیانه که تا اندازهای بر گرفته از دخالت قدرتهای فرامنطقهای با ورود و خروج نیروهای نظامی آنها به کشورهایی همچون عراق، سوریه و افغانستان است، او را در این تصمیم مصممتر کرده تا از این موقعیت در راستای تثبیت جایگاه منطقهای خود استفاده کند. از سویی روابط ترکیه با بسیاری از کشورهای منطقه و بینالملل بیش از گذشته شده است و این تغییر رویکرد شاید باعث شود که ترکیه به دنبال رقابت با قدرتهای همچون ایران و یا عربستان بهعنوان شاخصان خاورمیانه باشد. این در حالی است که دخالت در جنگ قرهباغ، ارتباط نزدیک با رژیم صهیونیستی و یا حمله به کردهای سوریه و عراق و نفوذ در افغانستان با اعلام همکاری در ساخت فرودگاه کابل از نمونه اقدامات اخیر ترکیه است که کارشناسی سیاستهای منطقهای این کشور و تأثیر آنها بر آینده خاورمیانه را موردتوجه قرار میدهد. موضوعاتی که «اصفهان زیبا» برای بررسی آنها با رضا عابدی گناباد، استاد و تحلیلگر تحولات منطقه گفتوگو کرد. به گفته این کارشناس مسائل ترکیه، ترکیه با داشتن تمدنی غنی همچون ایران علاوه بر اینکه به دنبال احیای حکومت عثمانی است، منافع اقتصادی را در اولویتهای سیاست خارجی خود قرار داده است. تا جایی که حتی در تعامل با طالبان و نفوذ در افغانستان نیز به دنبال کسب منافع اقتصادی است تا اهداف دیگر. در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید.
سمتوسوی سیاستهای منطقهای ترکیه با توجه به صحبتهای اخیر رجب طیب اردوغان که گفته است هیچ سنگی بدون اجازه او در منطقه جابهجا نخواهد شد، چیست؟ آیا او نیز همچون برخی از مسئولان این کشور درصدد احیای حکومت عثمانی است؟
برخی در ایران تا اندازهای دچار ترکیه ترسی اند. از سویی افکار عمومی ممکن است از صحبتهای آقای اردوغان خوشش نیاید. قطعا بسیاری از کشورهای منطقه نیز نسبت به ابراز اینگونه مواضع احساس نگرانی خواهند کرد. اما باید واقعیتها را در مورد کشور ترکیه دانست و بر اساس آنها اظهارنظر کرد. کشور ترکیه، یک پیشینه هویتی، تاریخی و تمدنی دارد. ششصد سال با امپراتوری عثمانی بر منطقه غرب آسیا، شمال آفریقا، قفقاز و بالکان حکومت کرده است. ترکها در دوره عثمانی، سه مرتبه تا وین پیش رفتند و اگر مقداری شانس داشتند، وین و چهبسا کل اروپا را میگرفتند. از طرفی نماد کشور ترکیه یک حکومت اسلامی است و در دورههایی از جهان اسلام نیز ادعای خلیفهگری داشته است. ترکها از بدو ورود به مدرسه و در کتابهای درسی با مباحثی همچون اشتراکات دینی و فرهنگی مواجهاند. تمام جریانها اعم از مذهبی، لائیک، سکولار و چپ در فرهنگ و تاریخ ترکیه دیده میشود و با وجود همه این تفاوتها مردم ترکیه به تاریخ، هویت و فرهنگ خود عشق میورزند و طبیعتا به احیا گری حکومت عثمانی هم فکر میکنند.
به نظر میآید پیشینه تاریخی ترکیه تا اندازهای شبیه به تاریخ ایران است.
بله دقیقا. ایران نیز همچون ترکیه دارای یک پیشینه امپراتوری است. حاکمیت هخامنشیان، ساسانیان، اشکانیان و …علی رغم همه ایرادات و نقدهایی که به آنها وارد است، بسیار شبیه حکومت عثمانی است. حتی دوره مجد و شکوه ایران پس از اسلام نیز شبیه حکومت ترکها است. حتما شنیدهاید که میگویند هنر نزد ایرانیان است و بس. ترکیه نیز چنین ادعاهایی را در رابطه با مهد و تمدن خود دارد. برخی کشورها از ظرفیتها و قابلیتهای بسیاری برخوردارند که ترکیه و ایران از جمله آنها هستند. در سطح پایینتر، مصر نیز به همین شکل است. تاریخ، تمدن و هویت تاریخی اینگونه کشورها باعث میشود، نگاه آنها محدود به مرزهای جغرافیایی نبوده و کلانتر باشد و آنها داعیه راهبری، آقایی و تسلط گفتمانی در منطقه را سر دهند. در مقابل کشورهایی هم هستند که به دلیل سابقه و پیشینه ضعیف تاریخی، هویتی و تمدنی نمیتوانند چنین ادعاهایی را داشته باشند. برای مثال ترکمنستان، پاکستان، آذربایجان یا کویت و حتی امارات که در سال 1970 شکل گرفت. نمیتواند ادعای یک قدرت برتر را در منطقه داشته باشد.
آیا پیش از رجب طیب اردوغان نیز چنین ادعاهایی در رابطه با برتری کشور ترکیه در منطقه وجود داشت یا این مواضع مخصوص به اردوغان است؟
اگر اردوغان همین الان از بیماری کرونا به رحمت خدا برود، باز هم این صحبتها و مواضع از سمت دولت بعدی ترکیه شنیده خواهد شد. ترکیه همیشه به دنبال احیای عثمانیگرایی، مجد و عظمت امپراتوری عثمانی است. در این موضوع شکی نیست.
رویکرد اردوغان در سیاست خارجی ترکیه چیست؟
سیاست خارجی که اردوغان به دنبالش است، در حال حاضر در داخل ترکیه اجرا میشود؛ یک سیاست تلفیقی از ملیگرایی، سکولاریسم و اسلام سکولار. آنچه در راستای تحقق و اعمال این سیاست به همه کشورها ورود کرده و رؤیاهای بلندپروازانه خود را دنبال میکند. برای مثال ترکیه در جنگ قرهباغ حضور داشت و با پاکستان و قطر ارتباط نزدیک پیدا کرد. از طرفی در لیبی، سوریه و شمال عراق هم حضور مداوم دارد. اینها همگی برگرفته از سیاستهای مورد نظر اردوغان است.
در خصوص افغانستان چطور؟ آیا در شرایط کنونی و با قدرتگیری طالبان، اولویت سیاست خارجی ترکیه، تمرکز بر افغانستان و نفوذ در امور این کشور در حمایت طالبان است؟ بهعبارتدیگر اهداف و دیدگاه اردوغان در رابطه با این کشور چیست؟
اولویت سیاست خارجی ترکیه افغانستان نیست. ترکها میدانند که محیط افغانستان بسیار پیچیده و پرتنش است. البته ترکیه در مواردی دارای منافع مشترکی با افغانستان است. سرمایهگذاری روی ترکمنها و ازبکهای افغانستان با ساخت درمانگاهها و مدارس که عمدتا برای این قومیتهای ساکن افغانستان صورت میگیرد، از جمله اقداماتی است که بهمنظور تشویق به سمت ترکگرایی و از سمت این کشور صورت گرفته است. درواقع ترکیه به دنبال این است که از ظرفیتهای نفوذ خود به افغانستان و همکاری با اقلیتهای ترک این کشور استفاده کند. اما نبود مرز مشترک با افغانستان و فاصله جغرافیایی باعث شده که اولویت اول سیاست خارجه، افغانستان نباشد. ترکیه با انجام این اقدامات تنها به دنبال نفوذ برای کسب منافع اقتصادی آن هم نه با اولویت اول است. چراکه ترکها میدانند در افغانستان دست برتر با ترکیه نیست و با وجود پاکستان، ایران، روسیه، چین و ایالاتمتحده آمریکا چندان مجال بازیگری برای آنها در این کشور باقی نمیماند.
اما خبرهایی حاکی از پیادهکردن نیروهای نظامی ترکیه در افغانستان است و این موضوع چندان با نظریه شما درخصوص نگاه اقتصادی ترکیه به افغانستان همخوانی ندارد…
این خبرها همگی جنجالهای رسانهای است. کل نیروهایی نظامی ترکیه در افغانستان 500 نفر آن هم نیروهای غیر رزمی است. ترکیه نیز همچون آمریکا و دیگر کشورها به دنبال خارجکردن نیروهای نظامی خود از افغانستان است. لذا اهداف آتی ترکیه در افغانستان جدای از نفوذ در ساختارهای سیاسی این کشور، بیشتر با هدف به دستآوردن بخشی از بازار اقتصادی افغانستان و ارتباط با برخی از اقلیتهای آن همچون ترکمنها و ازبکهاست.
طالبان هم به ادعای خود برای بازسازی افغانستان به همکاری و کمک نظامی و غیرنظامی دیگر کشورها همچون ترکیه نیاز دارد. با این شرایط، فضا برای نفوذ در امور داخلی افغانستان از سمت بسیاری از کشورها همچون ترکیه بهراحتی فراهم است و نیاز به تلاش آنها نیست. نظر شما دراینباره چیست؟
طالبان دارای دو مشکل اساسی است؛ مشکل حکمرانی و مشکل مشروعیت. جنبش طالبان همیشه در کوه و کمر مشغول درگیری و جهاد با نیروهای از دیدگاه آنان کفر و آمریکایی بوده است. آنها هیچ برنامهای برای حکومت و مدیریت کشور ندارند. آن هم در یک جامعه سنتی و درعینحال چند فرهنگی متکثر که بهشدت وابسته به کشورهای خارجی است. تا جایی که درصد بسیاری از بودجه عمرانی افغانستان در دولت اشرف غنی از طریق خارجیها تأمین میشد. در حال حاضر مهمترین مسئله طالبان موضوع حکمرانی آنهاست. آنها ارتش آمریکا را شکست دادند، کابل را به دست گرفتند، غنی را از قدرت انداختند، اما حالا میخواهند برای این کشور چهکاری انجام دهند؟ افغانستان نیاز به مدیریت دارد. وضعیت زنان و دانشگاهها چه میشود؟ ادعای طالبان این است که ما افغانستان رامی سازیم. اما ساختن افغانستان نیاز به پول دارد. لذا طالبان برای حل این مشکل حکمرانی، دست به سمت همه کشورها دراز میکند و اسم روسیه، چین، ایران، پاکستان، قطر و ترکیه را برای همکاری به میان میآورد.
مشکل دوم طالبان، مشروعیت است. حکومت طالبان تنها در بخشی از جامعه افغانستان نفوذ دارد. شاید 20 تا 25درصد جامعه افغانستان (بهویژه پشتونها) نگرشهایی نزدیک به این تفکر دارند. دولت طالبان در کل جامعه افغانستان دارای مشروعیت نیست. در افغانستان گروههای متعددی همچون تاجیکها، ازبکها، هزارهها هستند که با تفکر طالبان در تضاد هستند. حتی در میان پشتونها نفوذ صددرصدی طالبان وجود ندارد. لذا طالبان از مشروعیت لازم برای تشکیل یک دولت در افغانستان برخوردار نیست. مشروعیت طالبان در سطح منطقه و البته در سطح جهانی و بینالمللی با مشکل مواجه است. همچنان نگرشهای منفی نسبت به طالبان و از سوی جامعه نخبگان و روشنفکران منطقه و فرامنطقه که برگرفته از سابقه حکومت آنها در دهه 90 بر افغانستان است، وجود دارد. شرایطی که باعث پشتکردن افکار عمومی به این گروه شده است.
لذا طالبان برای کسب مشروعیت دست دوستی به سمت ایران یا ترکیه و دیگر کشورها دراز میکند، تا اینکه جهانیان دولت آنها را به رسمیت بشناسد. اگر دولت طالبان به رسمیت شناخته شود، با استفاده از این مشروعیت بینالمللی میتواند پولهای بلوکهشده خود را آزاد کند، یا اینکه کمکهای بینالمللی بسیاری را در راستای مسائل عمرانی افغانستان به دست آورد که از این طریق شعارهای آنها در رابطه با یک افغانستان آباد تحقق مییابد. بنابراین موضوع رضایت طالبان در همکاری با کشورهای دیگر چندان پیچیده نیست. طالبان در ابتدا و برای رشد، توسعه و مشروعیت و حکمرانی نیاز به کمک دارد. آنچه بسیاری از کشورها همچون ترکیه نیز با توجه به اهداف خود به دنبال آن هستند.
کمی هم به رویکرد ترکیه نسبت به ایران بپردازیم. همانطور که دیده میشود ترکیه با اقداماتی همچون دخالت در جنگ قرهباغ، حمله به کردهای عراق و سوریه و هماکنون با ساخت دیوار مرزی با ایران بهمنظور جلوگیری از ورود پناهجویانی افغانی، سیاستهایی متفاوتی را که شاید با هدف مقابله با ایران است، در پیش گرفته. درست است؟
ساخت دیوار مرزی با ایران شاید بیشتر به دلیل حساسیت افکار عمومی ترکیه نسبت به پناهجویان است. جمعیت ترکیه تقریبا همتراز با جمعیت ایران است و شش میلیون مهاجر در ترکیه زندگی میکنند. جمعیتی حداقل دوبرابر افغانیهایی که در کشور ما هستند. بنابراین افکار عمومی ترکیه نسبت به پناهجویان حساسیت دارد. از سویی رشد گرایشها ملیگرایی و بحران کرونا، اقتصاد ترکیه را دچار مشکل کرده است. موضوعاتی که گردشگری این کشور را هم دچار مشکل کرد و باعث رشد بیکاری و ایجاد مشکلات اقتصادی در ترکیه شد. در این شرایط اردوغان نیز با ملیگراها ائتلاف کرد. لذا این موضوع باعث شد که افکار عمومی ترکیه نسبت به مهاجران حساس شود. روزانه گزارشهای متعددی در رسانههای ترکیه درخصوص حملات ترکها به مهاجران سوری، عراقی و افغانی منتشر میشود که در انتظار ترانزیت به اروپا هستند. چراکه بسیاری از مهاجران از کشور ترکیه بهعنوان یک رابط برای مهاجرت به اروپا استفاده میکنند. لذا این فشار آوارگان به همراه فشارهای مالی روی دولت ترکیه باعث انجام یکسری اقدامات همچون ساخت دیوار مرزی با ایران شد.
از طرفی این اقدام اردوغان یک نوع معامله با اروپاییها هم به حساب میآید. اروپا نیز در رابطه با مهاجران عراقی، سوری و افغانی از سمت منطقه دچار مشکل است. به همین خاطر اردوغان در باز نکردن مرزها به سمت اروپا امتیازاتی را از اروپاییها درخواست میکند. چراکه اروپا نگران این است که اگر ترکیه با سیل مهاجرین افغانی مواجه شود، ممکن است پای تروریستها و طالبان نیز به اروپا باز شود. به همین خاطر وزیر خارجه آلمان برای ارائه راهکار در خصوص پناهندگان افغانی به کشورهای همسایه افغانستان همچون پاکستان، ازبکستان، ترکمنستان و تاجیکستان سفر کرد. بنابراین هدف ترکیه به تنهایی مقابله با ایران نیست و دست اروپا و دیگر کشورها در برخی سیاستهای این کشور در منطقه وجود دارد.
در خصوص دخالت ترکیه در جنگ قرهباغ یا حمله به کردهای عراق و سوریه چطور؟ با این شرایط آیا میتوان ترکیه را یک رقیب منطقهای و درعینحال یک شریک راهبردی برای ایران به حساب آورد؟
همانطور که اشاره کردم، ترکیه با توجه به شباهتهای هویتی، فرهنگی و تاریخی با ایران و داشتن ظرفیتهای متعدد در حوزههای مختلف اقتصادی، فرهنگی اجتماعی قطعا برای ایران یک رقیب است. حضور ترکیه در قرهباغ، عراق، سوریه و افغانستان، قطر و پاکستان، همگی نمونههای از فعالیتهای رقابتی با ایران است. اقداماتی که تمامی ندارد و ادامهدار خواهد بود.
البته اینگونه رویکردها از سمت ترکیه چندان عجیب نیست. بالاخره ایران و ترکیه دو کشور توانمند و دارای ظرفیت و توان متعددی هستند. ظرفیتهایی که دیگر کشورهای منطقه از آنها محروماند. برای مثال کویت هرچقدر هم پول خرج کند باز هم نمیتواند این ظرفیتسازی را در منطقه به اجرا بگذارد. پتانسیل و امکانات همیشه در گرو پول نیست و نیاز به زیرساختهایی دارد. ترکیه و ایران میتوانند بر سر منافع مشترکشان ازجمله منافع اقتصادی و سیاسی با یکدیگر تعامل و گفتوگو داشته باشند. بهویژه در دولت جدید و با نگاهی که آقای رئیسی و آقای امیرعبداللهیان در بحث گسترش روابط با همسایهها وجود دارد، قطعا یکی از کشورهایی که میتواند با ایران روابط گستردهتر و با اهداف اقتصادی داشته اشد، ترکیه است. چراکه مسیر ارتباطی ایران با اروپا از طریق ترکیه نیز بسیار راحتتر صورت میگیرد.
و سؤال آخر اینکه سرانجام منطقه خاورمیانه با توجه به تحولات جدید منطقه چه خواهد شد؟ مشکلات خاورمیانه تا به کجا ادامه پیدا خواهد کرد و برای پایان این بحرانها چه راهکاری قابلاجراست؟
مشکل خاورمیانه بسیار پیچیده است. معضلات منطقه ریشهای و راهبردی است. مشکلاتی که به 10، 20 و یا 50 سال اخیر هیچ ارتباطی ندارد. از قرن نوزدهم و زمانی که استعمارگران انگلیسی و پسازآن آمریکاییها به منطقه راه پیدا کردند و با ساخت مرزهای تحلیلی و ایجاد دولتملتهای غیرواقعی از برخی جریانهای مختلف و تروریستی به حمایت برخاستند، مشکلات در خاورمیانه یکی پس از دیگری ظاهر شد و تا به امروز دومینووار ادامه دارد. غرب نیز هیچ مسئولیتی در خصوص آن نمیپذیرد. آمریکاییها سال 2001 با هدف مبارزه با تروریست و فساد و ترویج مردمسالاری وارد افغانستان شدند، اما ببینید چه اتفاقی افتاد؟ حاصل آن یک حکومت ضعیف، بیعرضه، فاسد و وابسته به غرب بود که ده روز نتوانست در برابر طالبان دوام بیاورد. ایالاتمتحده میلیاردها دلار در افغانستان هزینه کرد و همگی بهیکباره در برابر طالبان از بین رفت. همان اقداماتی که پیشتر در عراق، سوریه و لیبی نیز انجام داد. درحال حاضر هم برای عدم تکرار این شرایط مردم منطقه و دولتها باید به یک رشد مناسب در فرهنگ سیاسی، تعامل، گفتوگو و مدارایی که دین مبین اسلام مدام بر آن تأکید دارد، برسند و دست غربیها را از دخالت در منطقه و امور کشورهایشان کوتاه کنند. مشکل خاورمیانه تنها به دست مردم و دولتهای منطقه حل میشود.



