او روند خوبش را ادامه داد و در دیدارهای بعدی تیمش نیز گلهای مهمی را به ثمر رساند، آخرین درخشش او نیز دربرابر تیم ویارئال بود که با گل دقایق پایانیاش سه امتیاز شیرین را به هواداران تیمش هدیه داد.
کریستیانو، پس از اینکه به عنوان پدیده پا به اولدترافورد گذاشت؛ زیر نظر سرالکس فرگوسن رشد کرد. فرگوسن نه تنها بعد فوتبالی و تکنیک و تاکتیکهای رونالدو را شکوفا کرد و از این جهت بسیار به او کمک کرد، بلکه روحیه مبارزه، رهبری و هدایت را در او نمایان و او را به یکی از بهترین فوتبالیستهای جهان تبدیل کرد.
پس از درخشش در منچستریونایتد او به تیم رئال مادرید پیوست که در برنابئو فوقالعاده درخشان بود و جامهای متعددی از جمله لالیگا و لیگ قهرمانان را بدست آورد.
پس از رئال مادرید او به یوونتوس رفت و در مدت حضورش در آن تیم با سه سرمربی مختلف کار کرد. در ایتالیا با اینکه موفق به فتح لیگ قهرمانان نشد و عملکرد مناسبی را همراه با بانوی پیردر لیگ قهرمانان نداشت که البته بسیاری او را به همین دلیل در یوونتوس شکست خورده میدانند؛ اما موفق به فتح جامهای داخلی ایتالیا شد. سرانجام پس از دوران کوتاهش در یوونتوس، او بار دیگر به خانه اش بازگشت.
رونالدو و قصر پوشالی
هنگامی که شما رونالدو را در تیم خود دارید، برای تیمتان گلهای زیادی به ثمر میرساند؛ همچنین سهام باشگاهتان افزایش مییابد، فروش پیراهنهای باشگاه بیشتر میشود و در کنار همه این موارد توجه رسانهها را نیز به سوی تیمتان جلب میکنید، اما در برابر همه این مزایا، شما با چند معضل بزرگ روبرو میشوید. ابتدا اینکه، اعتماد به نفس دیگر بازیکنان کاهش یافته و تیم از یکدستی خود خارج میشود.
نمونه این اتفاق در یوونتوس، در اواخر فصل قبل و ابتدای این فصل کاملا مشهود است. بازیکنانی که به گلزنیهای او وابسته شدند و گویا فقط برای او بازی میکردند. هنگامی که او نباشد، گویا که بازیکنان در گرداب سردرگمی گرفتار شده و همه چیز به هم میریزد.
این اتفاقات به خصوص در بازیهایی که او حضور نداشته باشد و یا در دوران افت او و پس از رفتن رونالدو نیز باقی میماند و بازیکنانی که به پیروزیها با گلهای او عادت کردند و حال گویا با کمبود بزرگی مواجه میشوند و آشفته هستند.
از سوی دیگر، با حضور او روکش زیبایی همچون قصر، بر اشتباهات و نیز روند نادرست تیم کشیده میشود.
به طور مثال اکنون که پس از چند سال، همچنان سولسشیر همچون روزهای اول با همان فراز و فرودها و صرف هزینههای بسیار، منفعل ترین سرمربی جهان است و پیروزی و شکستهای متوالی را کسب میکند؛ حضور رونالدو باعث میشود اشتباهات و ضعفهای او بیش از پیش پوشیده شود و یونایتد در روند اشتباهاتش باقی بماند. نتیجه چنین فاجعه ای وقتی نمایان میشود که او از تیم برود و آن روکش همراهش نیز برداشته شود.
پس به این ترتیب علی رغم درخشش او در تیمهایش اما جذب رونالدو بعد از خروجش از رئال مادرید برای هرتیمی در بلند مدت شکست محسوب میشود.
اما چرا او در رئال مادرید آنقدر موفق بود؟
رونالدو به عنوان یک خرید گران قیمت به تیم کهکشانی رئال مادرید پیوست. به لطف درخششهایش همگان او را از همان اول بازیکن بزرگی میدانستند؛ اما او دورانش در مادرید را زیر سلطه رائول شروع کرد و فصل به فصل بزرگ شد.
نام رئال مادرید در همه آن فصلها بزرگتر از نام رونالدو بود و همیشه این بازیکن را در خود جای داد.این اتفاق باعث شد که تیم و مربیان به او بیش از حد وابسته نباشند و حتی در نبود او هم به موفقیت برسند.
البته که روند رئال مادرید در طول تاریخ همیشه به همین شکل بوده و ستارگان را در خود جای داده و هیچ گاه نام بازیکن بر روی برند باشگاه به عنوان وزنه قرار نگرفته است؛ اما برخلاف رئال مادرید و فلسفه باشگاهش، حضور در تورین و منچستر کاملا بالعکس بود.
با اینکه این دو باشگاه بسیار با قدمت وبزرگ هستند و اسطورههای بیشماری را در خود جای داده اند اما وقتی رونالدو به این تیمها پیوست، فضای رسانه ای باشگاه و حتی تیم، تحت الشعاع نام او قرار گرفت و به شکلی میخواستند تا با نام او برند سازی قوی تری را انجام دهند و درآمد و موفقیت بیشتری کسب کنند و نگاه تیمی به او نداشتند.
رونالدو به عنوان یک سوپر استار به این تیمها وارد شد و همگان با انتظاراتی بالا بر او فشار وارد کردند و به دنبال موفقیت بودند.
بهتر است این مسئله را به این شکل تشبیه کرد. هنگامی که شما یک جسم را به مرور سنگین کرده و حمل کنید چندان تحت فشار نیستید و همه چیز مرتب است؛ اما وقتی به یکباره، جسمی سنگین را به بارهایتان اضافه کنید، قطعا مشکلاتی در حمل آن خواهید داشت و حمل و نقل آن سخت خواهد شد.
داستان تفاوت رونالدو در مادرید و دو تیم دیگر نیز دقیقا همین است.
رونالدو، قطعا یکی از بزرگترین بازیکنان تاریخ فوتبال است و حضورش در هر تیمی قطعا باعث افتخار آن تیم و افزایش قدرتش خواهد بود، اما در دنیای فوتبال فقط نام ملاک نیست و باید یک مسئله را از چندین جهت بررسی کرد. چیزی که فعلا نمایان است، درخشش مرد تمام نشدنی پرتغالی است.



