درفوتبال توان دوندگی بازیکنان برای هر تیمی ضروری است. با اینکه ممکن است وابسته به سبک هر تیم این میزان دوندگی کاهش یا افزایش داشته باشد اما در هر صورت این ویژگی میتواند برگ برنده برای هر تیمی قلمداد شود.
درمسابقاتی که یک تیم ضعیف تر در برابر تیمی قدرتمند تر قرار میگیرد؛ عموما به دفاع مطلق روی میآورد، اما در این بین باید هدف و تمرکز این تیم علاوه بر دفاع بسیار خوب و بی نقص بر روی ضد حملات نیز باشد. قطعا این تیم ها با کیفیت فنی و تاکتیکی ضعیف تر نمیتوانند به صورت فردی بر بازیکنان حریف غلبه پیدا کنند، پس باید از توان جسمانی خود برای حملات و ضربه زدن بر حریف استفاده کنند.
اما در ایران چه مشاهده میکنیم؟ تیم ضعیف تر حتی از همان ابتدای مسابقه توان دویدن نداشته و به اصطلاح اهالی ورزش کم میآورد. این مشکل شاید تا حدی وابسته به کیفیت بازیکنانی باشد که در آن تیمها بازی میکنند و قطعا بازیکنان حرفهای نیستند اما جنبه دیگر که مربوط به ساختار فوتبال میشود و حتی به آموزشهای مربیان نیز مربوط است، عدم بدنسازی کافی و صحیح است.
تیمها عموما سعی در انجام برنامههای مرسوم خود داشته و فعالیتهای تکراری را دنبال میکنند. تمریناتی که گاه آنقدر تکراری میشوند که بازیکنان نیز از آن متنفر خواهند شد. بهتر است در اینجا به نقل قولی از مارچلو بیلسا مربی بزرگ آرژانتینی اشاره کنیم: مشکلات تیم هیچ گاه ثابت نخواهند بود، پس تمرینات تکراری بسیار احمقانه هستند.
نه تنها هر چه در سطوح فوتبالی کشور پایین تر رفته و به لیگهای پایین تر توجه میکنیم، این مسئله بیشتر نمایان میشود بلکه همانطور که گفته شد هیچ تمرکز جدی و عزم قوی در بعد بدنسازی وجود ندارد و برخی تیم ها بدنسازی را تنها خلاصه در دویدن و چند فعالیت با وزنه کرده و دیگر به آن توجه ندارند. همین مورد باعث میشود که بازیکنان در حین مسابقه، توانشان به سرعت تحلیل رفته و از دقایق 60 مسابقه به بعد به دلیل خستگی بر زمین افتاده و تعویض می شوند.
چنین وضعی برای تیمهایی که میخواهند در برابر بزرگان به میدان بروند و یا حتی مسابقات عادی خود را در لیگشان انجام دهند، بسیار فاجعه بار است.
بعد دیگر مسئله مربوط به تیمهای قدرتمند تر است. برنامه این تیمها در مسابقاتی که بازی برایشان گره خورده و یا در برابر تیمهای ضعیف قرار میگیرند، چیست؟ ارسالهای بلند تکراری.
آنها آنقدر این ارسالها را از نقاط مختلف زمین انجام میدهند تا در نهایت یکی از توپها وارد دروازه شده و پیروز شوند؛ یعنی بدون هیچ برنامه تاکتیکی بر روی زمین و یا هیچ نبوغ فردی ازهافبکها و این واقعا دردناک است.
بازیکنانی که میلیاردی دستمزد میگیرند و خود را بازیکن حرفه ای میدانند اما از کوچک ترین نبوغ و کیفیتی عاجز هستند. با اینکه گاهی حتی در مسابقات سطح اول فوتبال اروپا نیز چنین مواردی را مشاهده میکنیم اما در آنجا نیز این شیوه و عملکرد مورد سرزنش قرار میگیرد. نمونه آن تیم آرسنال در فصل گذشته در اواسط فصل است که مورد نقد شدید کارشناسان فوتبال قرار گرفت.
این سبک با اینکه همچنان ادامه دارد و نمیتوان گفت منسوخ شده اما برای فوتبالی که میخواهد پیشرفت کند و ادعاهای بسیاری دارد و خود را بزرگ میپندارد؛ بسیار ناپسند است که با سبکی فوتبال بازی کند که مربوط به فوتبال سال ها قبل در اروپا است.
البته این مشکل نیز ریشه دار و نهادینه است، همچنانکه در مدارس فوتبال فقط هدف این است که بازیکن بتواند بازیکن روبرویش را از پیش رو بردارد و اصلا مربیان به دیگر جنبههای فوتبال توجه نداشته و گویا فراموش کردهاند که فوتبال یک ورزش تیمی است. این اصلی ترین تفاوت ما با فوتبال روز دنیا و جهان است.
اولویت فوتبال ما این است که بازیکن، توپ را خود به جلو برده و اگر دیگر نتوانست کاری از پیش ببرد آن را پاس دهد، در حالی که در فوتبال دنیا رسم بر این است که ابتدا راه و یا ارتباطی برای پاس ایجاد کرده و اولویت ارسال پاس است اما اگر مقدور نبود بازیکن خود به پیش برود.
نتیجه چنین آموزشی نیز میشود بازیکنانی که از انجام کارهای ترکیبی عاجز ماندهاند و فقط ارسالهای بلند انجام میدهند تا راه گشای تیمشان باشد.
اگر ما میخواهیم فوتبالمان پیشرفت کند و از این شرایط خارج شویم، باید آموزشمان را از پایه، چه برای بازیکنان و مهم تر از آن برای مربیان اصلاح کنیم تا قدری به فوتبال نوین و روز دنیا نزدیک تر شویم و بخشی از ادعاهای خودمان را محقق کنیم.



