لطفا درباره مرمت آبانبارهای نائین و ساخت آبانبارهای جدید توضیح دهید؟ چه کارکردی این آبانبارها در زندگی مدرن امروزی دارند؟
مدنیان: ببینید نائین به خاطر مشکل آب شرب نیاز به آبانبار دارد. در زمستان آبانبارها بهوسیله لولهکشی پر میشود و در تابستان از آنها استفاده میشود. آبلولهکشی خانهها در نائین آب اصفهان (زایندهرود) است. در تابستان که این آب کم است، مجبوریم از چاهها استفاده کنیم. البته برای استحمام مناسب است ولی برای شرب خوب نیست و تا حدی شور است. البته ازنظر بهداشتی هم کلرزنی و هم نظارت میشود. آبانبارها هم مرتب توسط اداره بهداشت کنترل میشود. برای همین نیاز به آبانبار همچنان برای برطرفکردن شرب مردم احساس میشود و حتی آبانبارهای جدید به سبک سنتی در بعضی محلهها ساخته شده است. ولی درباره مرمت باید عرض کنم که جدیدا دو آبانبار توسط مردم مرمت شده است. یکی آبانبار ملاحسن بیک و دیگری آبانبار چهار درگاه هر دو در کشتخوان ورزجان هستند. آبانبار دیگری نیز در همین کشتزار در برنامه مردم برای مرمت وجود دارد. اینها به همت اهالی بهخصوص آقای علی دهقان است و ما هم سعی کردیم تا جایی که بودجه اداره جواب میدهد، در تهیه مصالح و استادکار کمک و حمایتشان کنیم، همچنین بر کیفیت کار نیز نظارت داشتهایم. چند سال پیش هم دو آبانبار در محمدیه را که گنبدشان کامل ریخته بود، با کمک هیــئـــتامـــنــای مــحـــله مـــرمـــت کردیم.
نائین شهر هزارههای تاریخی است. این جمله روی تابلوی بزرگ در ورودی شهر نصب شده است. میخواهم بدانم اقدام مردمی در مرمت بناهای تاریخی شهر، سابقه تاریخی دارد یا حرکتی جدید است؟
مدنیان: این موضوع در نائین سابقه دارد. مردم پیشقدم میشوند و بدون اینکه حتی پیشنهادی از سمت ما مطرح شود، شروع به مرمت بنا میکنند. مثلا حاجمحمد حاجینقدی در محله پنجاهه با کمک مردم و هزینهای که جمعآوری کردند، چند مدت گذشته بادگیر آبانبار فیض را بازسازی کردند که حرکت بسیار خوبی بود یا بسیاری از مساجد و حسینیه این محله اقدام ایشان بوده است.
علیزاده: این حرکتهای مردمی در نائین به مرمت بنا هم محدود نمیشود. مثلا جشنواره نوروزی نائین یک حرکت میراثیمردمی است که متأسفانه به دلیل کرونا دو سالی است برگزار نشده وگرنه سالهای قبل این جشنواره در ایام عید بسیار مورد استقبال قرار میگرفت و مردم در آن با شور خاصی شرکت میکردند و بهصورت سمبولیک آیینهای قدیمی را زنده میکردند. ضمن اینکه این جشنواره به بحث گردشگری هم در نائین کمک کرد یا مثلا سال 84 با هزینه شخصی کتاب آلبوم نائین را کار کردیم و درباره بناهای تاریخی شهر نوشتیم و عکس گرفتیم و منتشر کردیم که نائین را به گردشگران معرفی کنیم.
مدنیان: همین کتاب هم درست یک نمونه دیگر از اقدامات مردمی است که پیشنهادش را خود مردم دادند و ما هم حمایت کردیم یا مثلا جشنواره نوروزی کمک کرد جرقهای در ذهن مردم زده شود و مردم متوجه بافت قدیم شوند و به فکر مرمت دوباره بناها بیفتند.
لطفا درباره بادگیر هشتضلعی آبانبار فیض توضیح دهید؟ این آبانبار یک بادگیر کج داشت که بهواسطه همین کج بودن، برج پیزا را در ذهن تداعی میکرد و به نظرم تنهابودنش زیباتر بود، چرا یک بادگیر دیگر اضافه شد؟
علیزاده: بادگیر ساختهشده درواقع بادگیری است که از قدیم وجود داشته است؛ ولی بهمرورزمان خراب شده و اینیکی را روی خرابههای بادگیر قدیمی ساختند. این آبانبار هم ویژگی مهمش این است که دو بادگیر غیر همشکل دارد.
مدنیان: اصلا اگر قرار بود بادگیر جدیدی ساخته شود، ما اجازه نمیدادیم. ببینید آبانبار تک بادگیر نداریم. باید حتما دو بادگیر وجود داشته باشد که سیرکولاسیون هوا انجام شود. بعضی آبانبارها یک بادگیرش ساختهشده و بادگیر دیگرش نیمهکاره مانده است. مثلا بادگیر آبانبار محله کویسنگ. علتش چه بوده؟ شاید جالب باشد برایتان بگویم داستانش این است که مردم در قدیم اعتقاد داشتند اگر یک معمار یا بنّا که بادگیر اول را میسازد، بادگیر دوم را به اتمام برساند، خواهد مرد. برای همین این چندساله برخی از بادگیر دومهای نیمهکاره را میراث به اتمام رساند.
درباره احیای بازار قدیمی نائین چه برنامههایی دارید؟ لطفا درباره تاریخچه مرمت آنهم توضیح دهید؟
مدنیان: درباره این بازار از روز اولی که شروع به کار در این شهر کردم، معتقد بودم که این بنا قلب شهر نائین و مهمترین معبر تجاری شهر است و همه هفت حسینیه نائین از طریق این بازار به همدیگر وصل هستند. بر اساس سیاستهای اشتباه در دهههای گذشته، بافت محلهها و بازار نائین خالی از سکنه شده است. درواقع توسعه بیشازحد شهر باعث این اتفاق شده است. البته این قضیه متروکهشدن، سابقه شصتهفتادساله دارد. بازار همیشه در طول این بیستودو سال کار در اداره میراث دغدغه من بوده است. اولین اقداممان مرمت کامل پشتبام بود و درنهایت آن را آجرفرش کردیم. چند دهنه بازار فروریخته بود و همه مرمت شد. سپس به این موضوع فکر کردیم که تا زمانی که زندگی در بازار به جریان نیفتد، این مرمتها بیفایده است. برای احیا و آشتی مردم با بازار هم مشکلات بسیار زیادی داشتیم. بسیاری از مغازهها موروثی بود و پیداکردن و قانعکردن مالکان بسیار دشوار. برای همین به مالکان گفتیم این مغازهها را در اختیار ما بگذارید تا مرمت کنیم و بعد این مغازهها را به ازای هزینه مرمت، پنج سال در اختیار اداره میراث قرار دهید. از اول بازار یعنی دروازه چهلدختران شروع کردیم؛ چراکه کمی رونق داشت. خیلیها هم البته موافقت نکردند و مغازههایشان مرمت نشد. از طرفی هم مرکزی در اداره میراث داریم به اسم مرکز آموزش صنایعدستی که از سال 85 افتتاحشده و چیزی حدود 700 نفر را آموزش داده است. برای ثمر رسیدن این نیروهای آموزشدیده تصمیم گرفتیم شرطی قرار دهیم. شرطش این بود که بعد از آموزش، در بازار نائین مشغول به کار شوند و رایگان مغازه در اختیارشان باشد. این اتفاق در سال 90 شروع شد و چون اعتباراتمان جزئی بود، آرامآرام جلو آمدیم. خلاصه هر مغازه را مرمت کردیم، در اختیار یکی از هنرمندان آموزشدیده صنایعدستی قرار دادیم و بعد از پایان پنج سال هم خود هنرمند باید با مالک مغازه وارد مذاکره میشد و اجارهاش را تمدید میکرد و دیگر ربطی به اداره میراث نداشت. البته در این بخش هم خیلی مشکلات عدیده داشتیم و هنوز هم داریم و بسیاری از مالکان همکاری لازم را با ما یا هنرمندان صنایعدستی نمیکنند. خلاصه اینکه سیوپنج مغازه بازار را مرمت کردیم و بعد به این فکر افتادیم که یک جشنواره راه بیندازیم. این جشنواره نوروزی را سال 96 برای اولین بار به راه انداختیم و آن موقع اعلام کردیم که لطفا همه بازار، مغازههایشان را سیزده روز در اختیار ما قرار دهند تا هنرمندان صنایعدستی محصولشان را بتوانند ارائه دهند. نوروز 96 به حدی از این کار استقبال شد و بهقدری گردشگر وارد نائین شد که بسیاری از پیرمردان اذعان میکردند در همه عمرشان چنین جمعیتی در بازار نائین ندیده بودند. سال 97 ما چندین هزار گردشگر خارجی داشتیم. همین موضوع باعث رونق بازار شد؛ ولی متأسفانه به کرونا برخوردیم و همهچیز تعطیل شد.
این چندین هزار نفری که میفرمایید گردشگران گذری بودند یا در نائین شب را میماندند؟
مدنیان: بزرگترین مشکلی که در بحث گردشگری داریم، این است که نائین مقصد گردشگری نیست. علتش هم این است که زیرساخت لازم و مرکز اقامت ندارد. البته حالا خیلی اوضاع بهتر شده است. یک مهمانسرای گردشگری از قدیم داشتیم و دیگر هیچ. سالهاست داریم تلاش میکنیم و التماس میکنیم که بیایید سرمایهگذاری کنید و نتیجه بگیرید.
علیزاده: یک سال عید برای حمام تاریخی محله پنجاهه بلیتفروشی انجام شد. کسی تصور نمیکرد بازدید زیادی انجام شود و بلیت کمی چاپ شد. درحالیکه استقبال به حدی بود که همه شگفتزده شدیم. همین موضوع ذهنیت بسیاری از مردم را تغییر داد و احساس کردند امکان سرمایهگذاری در این حوزه نیز وجود دارد؛ برای همین تعداد بومگردیها در نائین افزایش پیدا کرد و ذهنیتها عوض شد.
برنامههای شما برای گردشگری بعد از دوران کرونا چیست؟ و آیا در این بخش بودجه بیشتری اختصاص خواهید داد؟
مدنیان: به نظر من و البته همه جای دنیا ارگانهایی مثل میراث فرهنگی باید حاکمیتی عمل کنند و تنها نظارت کنند یا در بحث آموزش وارد شوند. این بخش خصوصی است که باید سرمایهگذاری کند. اصلا معنی ندارد که میراث فرهنگی هزینه زیادی برای گردشگری صرف کند. فقط باید زمینهها را فراهم کند، حمایت و راهنمایی کند و تسهیلات در نظر بگیرد. درباره نائین هم همین است. بزرگترین چیزی که باعث رونق گردشگری نائین میشود حضور سرمایهگذاران و سرمایهگذاری در این شهر است. متأسفانه در ایران در سیاستگذاریهای کلان هنوز اولویتی برای میراث فرهنگی و گردشگری و صنایعدستی وجود ندارد. درنتیجه بخش خصوصی بهتر و دلسوزانهتر عمل خواهد کرد، تبلیغات بهتری انجام خواهد داد، رشد خلاقیت درزمینه برگزاری رویدادهای شهری شکل بهتری خواهد گرفت؛ چراکه بخش خصوصی سرمایهگذاری کرده است و لاجرم ناگزیر است که به سود برسد.
اتفاقا اتاق بازرگانی اصفهان با راهاندازی شرکت توسعه گردشگری راه ابریشم در این حوزه وارد شده است؛ چراکه احساس کرده است سرمایهگذاری در این حوزه پربازده است و در حال حاضر درزمینه معرفی شهر اصفهان در قالب کلیپهای اینستاگرامی بسیار فعال است. به نظر میرسد با توجه به علاقه مردم نائین به حفظ بناهای تاریخی، میتوان در گردشگری هم بخش خصوصی را با ارائه الگوهایی مثل اصفهان یا کاشان پویاتر کرد. نظرتان چیست؟
علیزاده: اتفاقا اتاق بازرگانی نائین هم یک هفته است فعالیتش را شروع کرده است.
مدنیان: به ما هم اتاق بازرگانی نائین نامه نوشته است و احتمالا همکاریهایی شکل خواهد گرفت. البته باید مقایسهها درست انجام شود. خیلیها اینجا را با یزد مقایسه میکنند. یزد مرکز استان است و اعتبار بودجه بهتری دارد و برای همین بافتش هم ثبت جهانی میشود و همین موضوع باعث مطرحتر شدن یزد شده است؛ یا مثلا کاشان میراث فرهنگیاش قدمتی چهل ساله دارد و تا پانزده سال پیش زیر نظر مستقیم تهران بود. ضمن اینکه مسئولان شهر کاشان روابط سطح بالای سیاسی داشتند و کمک بزرگی به کاشان کردند. همینها تأثیر مهمی روی گردشگری در کاشان داشته است. ضمن اینکه در کاشان و بافت قدیمیاش شهرداری خیلی کار کرده است؛ مثلا چندین خانه را خود شهرداری مرمت کرده است و درآمد پایدار مرمت خانه نیز به جیب شهرداری کاشان میرود. بااینحال ما برنامه داریم و برای تکتک محلهها طرح تهیهکردهایم ولی خوب بودجه نیاز دارد. برای مقایسه عرض میکنم در سال 84 بودجه ما چیزی حدود پنج برابر بودجهای بوده که در سال گذشته به ما اختصاص دادند. به خاطر همین میگویم که حضور بخش خصوصی مهم است و مردم باید وارد ماجرا شوند. یک نکته هم اضافه کنم: اگر در بحث میراث فرهنگی در نائین اتفاقی افتاده تنها عشق بوده است؛ وگرنه پولی وجود نداشته و ندارد. البته همه جای ایران هم همین است. گردشگری یعنی مدیریت و عشق. همین عشق است که یکی را مازیار آلداوود میکند و گرمه را مقصد مهم گردشگری ایران؛ وگرنه گرمه تا قبل از انقلاب از دید ما نائینیها تبعیدگاه بود. مازیار البته هیچوقت هدفش صرفا پولدرآوردن نبود. همیشه با عشق کار کرده و میخواهم بگویم هرکسی که در بحث گردشگری وارد میشود و اینگونه کار کند، موفق خواهد شد.



