بررسی جایگاه شعر محتشم کاشانی در ادبیات آیینی ایران

شورشی در خلق عالم

در تقویم جمهوری اسلامی ایران، روز اول محرم به نام روز شعر و ادبیات آیینی و روز بزرگداشت محتشم کاشانی نام‌گذاری شده است.

تاریخ انتشار: ۱۱:۲۰ - یکشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۳
مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه
شورشی در خلق عالم

به گزارش اصفهان زیبا؛ در تقویم جمهوری اسلامی ایران، روز اول محرم به نام روز شعر و ادبیات آیینی و روز بزرگداشت محتشم کاشانی نام‌گذاری شده است.

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی ملقب به شمس‌الشعرای کاشانی در آغاز سده دهم هجری و هم‌زمان با پادشاهی شاه‌طهماسب صفوی در کاشان متولد شد. او بیشتر دوران‌ زندگی خود را در این شهر گذراند و در همین شهر هم در ربیع‌الاول سال ۹۹۶ هجری درگذشت. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعه علوم دینی و ادبی‌ رایج زمان خود پرداخت و اشعار شعرای قدیمی ایران را به‌دقت موردبررسی قرار می‌داد.

در اوایل قرن دهم و با روی‌کارآمدن سلسله صفویان، مذهب رسمی کشور از تسنن به تشیع تغییر یافت و این تغییر در همه شئون زندگی افراد جامعه تأثیر گذاشت. هرچند سابقه ارادت و محبت ایرانیان به اهل‌بیت به صدر اسلام برمی‌گشت؛ اما هیچ‌گاه شیعه به‌عنوان آیین و مذهب رسمی این کشور رسمیت نیافته بود.

یکی از مؤلفه‌هایی که تحت‌تأثیر اعلام رسمی مذهب تشیع در ایران قرار گرفت، فضای حاکم بر ادبیات غنی فارسی‌زبانان بود. با توجه به تغییر در مذهب و به تبع آن، تغییر در فرهنگ عمومی جامعه، شاعران و نویسندگان مضامین و معارف شیعی را در آثار خود به‌وفور ذکر می‌کردند.

ادبیات آیینی و ادبیات پایداری

ادبیات پایداری را نوعی از ادبیات متعهد و ملتزم دانسته‌اند که مردم و رهبران فکری یک جامعه برای مقابله با آنچه حیات مادی و معنوی بشر را تهدید می‌کند، از آن بهره می‌برند.

این‌گونه ادبی، بنابر شرایط هر دوره، ظهور متفاوتی دارد؛ مثلا گاهی در شرایط خاص تاریخی و اجتماعی، ادبیات آیینی و سرودن مرثیه و سوگ را می‌توان زیرمجموعه ادبیات پایداری دانست. در این نوع ادبیات، مقاومت در برابر دشمن خارجی و کوشش برای رفع ظلم و کج‌روی‌های اجتماعی ترویج می‌شود؛ ازاین‌روست که شاعران شیعه از قدیم‌الایام با الهام‌گرفتن از واقعه کربلا، نوعی از ادبیات پایداری را در میان فارسی‌زبانان گسترش دادند که تا دوران معاصر نیز ادامه دارد.

بعد از استقرار صفویه و رسمیت‌یافتن تشیع، زمینه ایجاد و انتشار این ‌گونه آثار و اشعار کاملا فراهم آمد و تا قرن سیزدهم حدود ۷۷شاعر درباره این واقعه شعر سرودند.

آغاز مسیر بالندگی محتشم

به‌طورقطع محتشم را می‌توان معروف‌ترین مرثیه‌سرای ایران دانست که ۱۲ بند مشهور او در رثای سالار شهیدان، شهره خاص و عام است. این ۱۲ بند به‌قدری مورداستقبال فارسی‌زبانان قرار گرفت که همه‌ساله بر پارچه‌ها و پرچم‌های مخصوص عزاداری سیدالشهدا نقش بسته و زینت‌بخش دیوار مساجد و تکایا در ایام محرم شد.

هرچند پس از محتشم کاشانی، شاعران زیادی در ترکیب‌بندهای خود از 12 بند محتشم یاد کردند؛ اما آنچه با اقبال بی‌چون‌وچرای مردم کوچه و بازار روبه‌رو بوده و بر کتیبه‌های پارچه‌ای حسینیه‌ها نوشته شده، همان مرثیه محتشم است.

آوازه 12بند او از مرزهای جغرافیایی ایران نیز فراتر رفته و در کشورهایی چون هندوستان، پاکستان، افغانستان و تاجیکستان علاقه‌مندان زیادی دارد و حتی عرب‌زبانانی که با ادبیات فارسی آشنایی دارند، به ترکیب‌بند عاشورایی محتشم به دیده احترام می‌نگرند.

محتشم مسیر رشد و بالندگی خود را از دوران جوانی آغاز کرد. او نیز در ابتدا مانند دیگر شاعران میل طبیعی به سرودن اشعار ذوقی و عشقی داشت. وقتی‌که به شهرت رسید، همانند شیوه دیگر سخن‌سرایان به مدیحه‌گویی روی آورد؛ مثلا او در مدح شاه‌طهماسب صفوی و دخترش اشعاری سرود و صله‌هایی از او دریافت کرد.

اما نظر شاه‌طهماسب نسبت به شعرای مدیحه‌سرا در اواخر دوران سلطنتش عوض شد و دیگر صله و پاداشی به شاعرانی که در ثنای او شعر می‌سرودند، عطا نمی‌کرد. شاه‌طهماسب دیگر علاقه نداشت که شعرا زبان به مدح و ثنای او آلایند؛ بلکه معتقد بود که آن‌ها باید در شأن حضرت شاه ولایت و ائمه معصومین(ع) شعر بسرایند و صله از او دریافت کنند.

محتشم نیز بعد از این، دیگر مدیحه‌سرایی پادشاه نکرد و در عوض هفت‌بند حسن کاشی را در منقبت امیرالمؤمنین(ع) سرود و به دربار شاه فرستاد و صله‌ای درخور دریافت کرد.

بنابراین محیط مذهبی و احساسات دینی و سیاست خاص دربار صفوی موجب شد که محتشم و قالب شاعران به مدح و منقبت ائمه(ع) و رسای سالار شهیدان روی آورند. این‌چنین محتشم رشد و بالندگی خود را آغاز کرد؛ به‌طوری‌که در جای‌جای دیوان محتشم اشعاری وجود دارد که مفاهیم و شعائر مذهب شیعه در آن گنجانده شده است. این مضامین و معارف در طول سالیان طولانی، تأثیر شگرفی در مخاطبان و درنتیجه در حفظ و ترویج فرهنگ شیعی داشته است. نشانه‌های عشق و ارادت محتشم کاشانی به ائمه اطهار(ع) و خصوصا امام حسین(ع) در اشعار او به‌وفور به چشم می‌خورد که در ادامه این یادداشت به نمونه‌هایی از آن‌ها اشاره خواهد شد.

محتشم و منقبت ائمه(ع)

از نشانه‌های عشق و علاقه محتشم به خاندان عترت، مناقب و مدایحی است که او در وصف ائمه معصومین(ع) سروده و در آن به فضایل و برتری‌های آن‌ها اشاره کرده است.

بر این اساس، محتشم کاشانی هفت‌بندی غرا را در مقابل هفت‌بند ملا حسن‌کاشی که در منقبت ملای متقیان سروده بود به دربار شاه‌طهماسب فرستاد و صله خود را دریافت کرد. البته علاوه بر این، او در شأن حضرت امیرالمؤمنین شعرهای دیگری سروده و در آن، زیارت بارگاه حضرت علی(ع) را مایه سعادت در جهان آخرت دانسته است.

او همچنین در شعر خود به بیان شجاعت و دفاع مولای متقیان از حریم دین پرداخته و شمشیر آن حضرت را چون دیواری آهنین برای حفاظت از قلعه اسلام می‌داند.

محتشم، حضرت علی(ع) را نایب و جانشین محمدمصطفی(ص) معرفی کرده و در این راستا به حدیث منزلت اشاره می‌کند. بخشندگی و فتوت امیرالمؤمنین(ع) که در هنگام نماز هم سائل را بی‌نصیب نگذاشته نیز مدحی دیگر از محتشم در ذکر منقبت مولاست.

او حضرت علی(ع) را در اعلمیت و افضلیت ستوده است و با نقل حدیث «انا مدینه العلم و علی بابها» بر این موضوع صحه می‌گذارد.

محتشم کاشانی همچنین در ۱۴ بندی که به دستور میرزاسلمان جابری، وزیر شاه‌طهماسب، سرود، به مدح امام هشتم پرداخت و در آن اشعار به این نکته اشاره کرده است که پادشاهان با آن همه جلال و جبروت، سر نیاز بر آستان امام هشتم می‌سایند و در ادامه ابیات خود به ذکر سفرهای متوالی پادشاهان صفوی به بارگاه مقدس امام علی بن موسی‌الرضا (ع) جهت زیارت و استمداد پرداخته است. او همچنین با بیان کرامات امام رضا(ع) بر اساس احادیث منقول از شیخ صدوق به تکریم مقام ایشان پرداخته است.

غیبت حضرت قائم (عج) و گفتمان ظهور در شعر محتشم

ازجمله مهم‌ترین اعتقادات شیعیان اثناعشر، اعتقاد به غیبت امام زمان (عج) و ظهور ایشان و برقراری عدالت در جهان است. محتشم کاشانی در قصیده‌ای در ضمن مدح شاه‌طهماسب اول صفوی، آرزوی اتصال حکومت او به حکومت آخرالزمان را می‌کند؛ سپس وجود امام زمان را که در غیبت کبری به سر می‌برد، مایه شرافت جهان دانسته و می‌گوید:

هـزار گـونــه شرافت به مهد هستی‌بخش
ز مهـدی آن مــه غایــب بـه غیبت کبری
ز نــــور مخفـــی او تــا بــه انقــراض جهـــان
فـــــــروغ ده بـــــــه چـــــراغ بـقـیــــــه دنـــیــــــا
در التفــات الهـــی بــــه ایـــن اجلـــــه دیـــــن
که حصر معجزشان نیست کم ز حصر و حصا

ارزش و اهمیت این‌گونه شاعران به این دلیل است که آن‌ها با بیان مفاهیم و مضامین ارزشمند شیعه در اشعار خود موجب بقا، ترویج و ترقی مکتب اهل‌بیت و سنت آن‌ها در میان اقشار مردم در طول زمان می‌شوند.

سرودن مرثیه برای سالار شهیدان

مرثیه یا رثا در اصطلاح ادب بر اشعاری اطلاق می‌شود که در ماتم درگذشتگان، تعزیت بازماندگان، اظهار تأسف بر مرگ بزرگان و ذکر مصایب ائمه اطهار(ع) مخصوصا حضرت سیدالشهدا(ع) سروده شود.

هرچند تاریخچه مرثیه‌سرایی بر واقعه عاشورا در ادبیات عرب، قدمت بیشتری دارد و حتی منابع روایی با نقل شعری منسوب به حضرت زهرا (س)، آن بزرگوار را اولین مرثیه‌سرا بر مصایب عاشورا ذکر کرده‌اند؛ اما آنچه به‌عنوان شعر عاشورایی در ادبیات فارسی شکل گرفته، از حدود قرن چهارم و با سرودن قدیمی‌ترین سوگ‌سروده عاشورایی به‌وسیله کسایی آغاز شد. اوج توجه شعرا و صاحبان سخن به ذکر مناقب ائمه اطهار(ع) و شرح ماجرای جان‌سوز کربلا نیز از قرن نهم پدیدار شد.

بعد از استقرار صفویه و رسمیت‌یافتن مذهب تشیع، زمینه ایجاد و انتشار این‌گونه آثار و اشعار کاملا فراهم آمد و تا قرن سیزدهم حدود ۷۷ شاعر درباره این واقعه شعر سرودند.

محتشم کاشانی نیز در رسای سالار شهیدان ۱۲ بند معروفی دارد که آن‌چنان جان‌سوز سروده شد که در اعماق قلوب ایرانیان جای گرفت و بر حافظه کوچک و بزرگ آنان نقش بست:

باز این چه شورش است که در خلق عالم است/
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین/
بی‌ نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو/
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است…

محتشم در بیان جریان واقعه کربلا در این ابیات، مفاهیمی همه‌فهم را به مخاطب خود ارائه می‌دهد؛ مفاهیمی همچون عزت و بزرگواری مقام والای امام حسین(ع)، مضایقه آب از امام، یاران و عترت ایشان.

حمله ناجوانمردانه به خیمه‌هایی که زنان و کودکان بعد از شهادت امام و یارانش در آن پناه گرفته بودند، غارت، اسارت آن‌ها و هتک حرمت به عترت رسول‌الله، ضربت ناجوانمردانه ابن ملجم بر فرق مبارک مولای متقیان، قراردادن حضرت زهرا(س) در بین در و شکستن استخوان پهلوی آن حضرت، زخمی‌شدن امام حسن(ع) به دست افراد فریب‌خورده لشکر، بر سر نیزه قراردادن سر مبارک امام حسین(ع) تصویری است که محتشم از مصایب اهل‌البیت(ع) به مخاطب ارائه می‌دهد.

… و از آب هم مضایقه کردند کوفیان/
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
… پس ضربتی کز آن جگر مصطفی درید/
بر حلق تشنه خلف مرتضی زدند
… آن در که جبرئیلِ امین بود خادمش/
اهل ستم، به پهلوی خیرالنسا زدند
… شد وحشتی که شور قیامت ز یاد رفت/
چون چشم اهل‌بیت بر آن کشتگان فتاد

یادی از روضه‌خوانی در شعر محتشم

روضه‌خوانی به معنای ذکر مصیبت سیدالشهدا و مرثیه‌خوانی برای ائمه معصومین(ع) سبب یادآوری علل قیام عاشورا شده و عاملی سازنده در تربیت نسل شیعه محسوب می‌شود. در برخی از منابع چنین روایت شده که مشوقان و بانیان مجالس روضه‌خوانی، پادشاهان صفوی بودند. در عهد شاه‌عباس اول، برای نخستین بار در تاریخ تشیع، روزهای سوگواری ماه محرم و ماه رمضان جنبه سوگواری عمومی و همگانی پیدا کرد. شاه‌عباس، خود مشوق تشکیل مجالس سینه‌زنی، سنگ‌زنی و روضه‌خوانی شد و زمینه را برای پیدایش تعزیه‌خوانی که از ابداعات قرن بعدی محسوب می‌شود فراهم ساخت.

محتشم کاشانی نیز در دیوان خود برای روضه‌خوانی به نام سید حسین ماده‌تاریخ نوشته است. شعرا معمولا ماده‌تاریخ‌ها را برای تولد یا فوت افراد شاخص و مورداحترام جامعه می‌نوشتند. از اینجا مشخص می‌شود که در اندیشه محتشم کاشانی، روضه‌خوان‌ها جایگاه اجتماعی والایی داشته‌اند. محتشم کاشانی در اشعار خود اقرار می‌کند که شور و سوز محرم با روضه سیدحسین بیشتر از روضه‌خوان‌های دیگر هم‌عصر او بوده است.

اشاره به سیه‌پوشی در ماه محرم

رسم سیاه‌پوشی به هنگام عزاداری از قدیم‌الایام در ایران شایع و رایج بود؛ اما در زمان صفویه که مذهب تشیع در این کشور رسمیت یافت، عزاداری و سیاه‌پوشی در سالروز شهادت سیدالشهدا، ارج و رونق دوچندان نسبت به دوره‌های قبل پیدا کرده بود. محتشم کاشانی نیز در این خصوص، علاوه بر ۱۲ بند معروفی که در رسای سالار شهیدان سروده بود و در آن به سیاه‌پوشی در عزای حسین اشاره کرده بود، در مثنوی دیگری نیز به لباس عزا برتن‌کردن عالم در پی وقوع حادثه کربلا اشاره‌ای کرده است.

تجلی اسامی چهارده معصوم(ع) در یک شعر

ذکر اسامی حضرات چهارده معصوم(ع) در یک سروده را می‌توان به‌عنوان نشانه دیگری از عشق و ارادت محتشم به خاندان عصمت و طهارت دانست و به‌منظور حسن خطام این یادداشت به آن اشاره کرد.

صد دعا و صد درود خوش ورود خوش‌ادا
کــــردش رحمـــت فـــرو از بـــارگــــاه کبـــریـــــا
هر یکی از عرش آمین‌گو رئوس قدسیــان
هر یکی در عرش تحسین‌خوان نفوس انبیا
خاصه سلطان‌الرسل با اولیای خاص خویش
سیمـــا شـــاه اســـد سیمـــا علـــی‌المــرتضــی
بعد از آن از اهل‌بیت آن شه ایوان دین
زهره زهــرا لقــب بنـــت‌النبــی خیــرالنســا
پس حسن پرورده کلفت قتیـل زهـر قهر
پس حسیــن آزرده گــر بــت شهیــد کربــلا
باز با سجاد و باقر صادق و کاظم که هست
مقتدایان را ز چار ارکان بر این چار اقتــدا
پس نقی و عسکری بین آن مهی کز شش جهت
می‌کنند از نورشان خلق جهان کسب ضیا
قصــه کوتــه آن درود و آن دعــا بــادا تمــام
بر تو با تسلیم مستثنای مهدی والسلام