کارگردان «الگوریتم» از پشت‌صحنه این تئاتر می‌گوید

رویارویی با «الگوریتم»

تئاتر ازجمله هنرهای نمایشی است که تأثیرش در کمترین زمان منتقل می‌شود. اگر نمایشنامه و بازی و اجرای خوب کنار هم بیایند، این تأثیر را چندبرابر خواهند کرد.

تاریخ انتشار: ۱۰:۳۹ - چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۳
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
رویارویی با «الگوریتم»

به گزارش اصفهان زیبا؛ تئاتر ازجمله هنرهای نمایشی است که تأثیرش در کمترین زمان منتقل می‌شود. اگر نمایشنامه و بازی و اجرای خوب کنار هم بیایند، این تأثیر را چندبرابر خواهند کرد. شاید تئاتر یک هنر ایرانی نباشد؛ اما هنرمندان بسیاری در این کشور ارزش‌های ایرانی‌اسلامی را به‌واسطه آن به اجرا درآورده‌اند؛نمایش‌هایی که علاوه بر درگیرکردن احساسات مخاطب توانسته‌اند ارزش‌های بسیاری را روی صحنه بیاورند و ذهن مخاطب را درگیر کنند. «الگوریتم» که این روزها در اصفهان به اجرا درآمده، به قول کارگردانش سوژه‌ای را دنبال می‌کند که انسان‌های این روزها به‌شدت درگیرش هستند، درگیری‌هایی که انسان مدرن را به خود مشغول کرده و شاید بتوان گفت انسان را از معنای واقعی خود دور کرده است؛ البته شاید این پرسش مطرح شود که آیا انسان سازنده الگوریتم‌هاست یا الگوریتم‌ها انسان را می‌سازند.

برای شناخت الگوریتم و کشف پشت‌صحنه آن به سراغ کارگردان این تئاتر رفتیم. علیرضا رحیم‌زاده، کارگردان و نویسنده الگوریتم، هنرمند اصفهانی است که کارنامه فعالیتش در این حوزه تأییدی بر تجربه اوست. دیپلم افتخار کارگردانی جشنواره سنگر 99 برای نمایش «خوک» و بیش از 10 جایزه کشوری و ملی در کارنامه این هنرمند جوان است. نویسندگی و کارگردانی نمایش‌های «فراموشخانه»، «دختری با چشم‌های یشم» و «سینه‌سرخ» گوشه‌ای از فعالیت‌های هنری علیرضا رحیم‌زاده است. او درباره شروع کار و تجربه‌هایش در هنر نمایش طی گفت‌وگویی با «اصفهان‌زیبا» پشت‌صحنه الگوریتم را تشریح کرد.

فضای تئاتر اصفهان را چگونه می‌بینید؟

اصفهان شهر هنر است. کمتر شهری دیده‌ام که فضای هنری این اندازه در آن ملموس باشد. از مردم هنردوست تا حمایت مسئولان شهرداری از هنر و هنرمندان؛ همه روایت از هنردوستی اصفهانی‌ها دارد. گفتنی است؛ همواره در بسیاری از مراسم‌در جای‌جای شهر اصفهان گروهی در حال اجرای تئاتر هستند؛ از اجراهای محیطی تا سالن‌ها و مدارس و ارگان‌ها. این نگرش زمینه بسیار خوبی برای رشد هنرمندان جوان فراهم می‌کند و نشانه احترام به پیش‌کسوتان این عرصه است. جالب است بدانید اصفهان قطب نمایش‌های محیطی و اجراهای کمدی بوده و اصفهانی‌ها در این زمینه حرف برای گفتن دارند. نتایج جشنواره‌ها و رویدادهای تئاتر شاهدی بر این ادعاست.

تعریف شما از تئاتر حقیقی چیست؟ از متر و معیار‌های حرفه‌ای خود بگویید.

تئاتر یعنی ایجاد و اتفاق و اثر. اگر اجرایی برای مخاطب اتفاق خاصی نباشد و ایجاد سؤال نکند، آن کار محکوم به فراموشی است. به نظر من رسالت تئاتر چیزی جز بازنمایی دغدغه‌های جامعه نیست. آنجا که نفس به نفس مخاطب، او را در رؤیاهای خود شریک می‌کنیم، در برابر هرچه می‌گوییم، مسئولیم.

ایده اولیه و فرم نهایی نمایش الگوریتم چگونه ایجاد شد؟

سال‌ها بود الگوریتم فکرم را درگیر کرده بود. الگوریتم یعنی آنچه شما را مجبور به انجام کاری می‌کند. ما همواره درگیر بایدهایی هستیم که خود نمی‌دانیم چرا و چه کسی آن‌ها را برای ما چیده است. برای رسیدن به این نکته کافی است نگاهی به پلتفرم‌هایی همچون اینستاگرام بکنیم. اما ته خط همه آن باور‌ها به انسان می‌رسیم، انسان مدرنی که برده الگوریتم‌ها شده است؛ ازاین‌رو فکر کردم اگر کسی از الگوریتم جدا شود، آن هم در جایی همچون فرانسه که مهد تمدن غربی است، چه می‌شود. توجه به این مسئله برای من اهمیت داشت؛ اینکه آیا انسان سازنده الگوریتم‌هاست یا الگوریتم‌ها انسان را می‌سازند و آنجاست که خط‌مشی دین نجات‌دهنده است؛ حتی در مهد انحطاط بشر.

پس به مطالعه تاریخ معاصر فرانسه و جنبش‌های پرتکرارش پرداختم. در میان تاریخ این کشور جنبش جلیقه‌زردها به‌عنوان مناسب‌ترین حرکت ضدالگوریتم همچون یک نماد به چشمم آمد؛ جنبشی که از باور دموکراسی غربی دست کشیده و درباره هر چیز سؤال می‌کند؛ هرچند انتهای همه جنبش‌ها جز با ظهور منجی میسر نمی‌شود.

نمایش الگوریتم چقدر به دیدگاه شما در خصوص هنر تئاتر نزدیک شده است؟

الگوریتم تمام باور من به انسان، موعود و آخرالزمان است. از نظر شخصیت‌پردازی، ما نماینده غالب قشر‌های اجتماعی را داریم؛ از سیاست‌مداران و روشنفکران تا روحانیون و سیاه‌پوستان و خلاف‌کاران همه این شخصیت‌ها در الگوریتم نقش دارند. آنجا که الگوریتم همه را در یک سطح تقلیل داد، با انسان مواجه شدیم، با نیاز‌ها و دغدغه‌هایش.

مهم‌ترین چالشی که در مسیر اکران تجربه کردید، چه بود؟ آیا دغدغه کمبود سالن تمرین و نمایش سراغ شما هم آمد؟

مهم‌ترین چالش الگوریتم، برداشت اشتباه از متن بود و به‌دنبال این برداشت اشتباه عده‌ای مصر بودند این کار نباید به اجرا برسد. شش ماه تحریر نمایشنامه، نزدیک یک سال تمرین و بازبینی در کنار دوندگی برای پیدا کردن سالن مناسب برای اجرا، حقیقتا کفش‌های آهنین می‌خواست. پیگیری دوستانم در تمرین‌ها و اجرای نمایش الگوریتم، ممارست و باورشان به این اثر، همچنین همکاری بازبینان ارشاد برای درک دغدغه ما منجر شد این اثر بعد از طی همه سختی‌ها به اجرا برسد. درخصوص سالن‌های اجرا، اصفهان با وجود تعداد زیاد هنرمند حرفه‌ای و فعال، به‌شدت درگیر کمبود سالن است و هنرمندان باید ماه‌ها در صف اجرا بمانند. جا دارد مسئولان شهری چاره‌ای بينديشند.

تجربه کار نمایشی با تعداد بالای بازیگر چگونه است؟ این سبک از تئاتر‌ها چه ضعف یا قوتی نسبت به تئاترهایی با یک یا دو بازیگر دارند؟

اهل فن می‌دانند 12 پرسوناژ، آن هم در قاب کوچک بلک‌باکس یعنی چه! کاراکتر‌هایی که همه مهم هستند و هیچ اولویتی به یکدیگر ندارند. از میزانسن و چیدمان صحنه و ماکسه نشدن، تا طراحی رنگ و لباس تماما سخت و پر از چالش بود. اگر بازیگری کمی از میزان خود خارج می‌شد، تمام صحنه به‌هم می‌ریخت. چالش بعدی، دیالوگ‌محور بودن نمایش بود. این مسئله باعث می‌شد این اجرا مانند یک شعر بدون هرکدام از کاراکترها هجا نداشته باشد. مسئله بعدی، نیاز شدید به هماهنگی و همکاری جمعی در اجرا بود که اگر اهالی الگوریتم از سر رفاقت پای من نمی‌ماندند، جمع‌کردن این تعداد بازیگر با وجود دغدغه‌ها و مشکلات شخصی‌شان به مدت طولانی تقریبا غیرممکن بود.

قوت این کار نسبت به کارهای کم‌پرسوناژ، درگیرشدن مخاطب است. در الگوریتم مخاطب هرگز از حضور و بازی کاراکتری خسته نمی‌شود و همواره اجرای کاراکترهای جدید مانع از دلزدگی به نمایش می‌شود. نکته مثبت این اجرا کمک به همراهی مخاطب در طول اجراست؛ تا آنجا که تماشاگر می‌تواند خودش را لابه‌لای آن همه آدم پیدا و با کاراکتری هم‌ذات‌پنداری کند.

به عنوان کارگردان، فکر می‌کنید اجرای الگوریتم، چه ویژگی‌های متمایزی نسبت به سایر نمایش‌هایی که روی صحنه می‌روند، دارد؟

من در جایگاهی نیستم که کارم را نسبت به استادان و هنرمندان ریش‌سپید این عرصه متمایز ببینم. الگوریتم برای من تجربه و جستاری بود که بتوانم در محدوده‌ای محدود، افکار بزرگ را تخیل کنم؛ چیدمانی از آدم‌های به‌ظاهر بی‌ربط، اما متصل‌به‌هم. در این جستار، تنها تلاش شد تا چیزی که شاید دغدغه نسل جوان‌تر باشد، تصویر شود. اینکه اتفاق افتاده باشد یا نه، با داوری مخاطبان و استادان مشخص می‌شود.

از تجربه کارگردانی نمایشی که خودتان نویسنده آن بودید، بگویید.

سعی می‌کنم بیشتر نمایشنامه‌های خودم را به اجرا برسانم؛ چون ارتباط بهتری با متن می‌توانم برقرار کنم و هنگام نوشتن، نیمی از کار را کارگردانی می‌کنم. این به من کمک می‌کند تا بدانم چه می‌خواهم و کجای کارم ایستاده‌ام؛ همچنین رسیدن الگوریتم به سکوی اجرا را مدیون همکاری دوستانم در این اثر هستم که تمام فشار‌ها، ناملایمات، حرف‌ها و موج‌ها را تحمل و مرا در این مسیر همراهی کردند.