به گزارش اصفهان زیبا؛ این روزها، عبارت «کلینیک ترک بیحجابی» در رسانههای داخلی و خارجی، فضای مجازی و گفتوگوهای مردم جامعه بهصورت فراوانی خودنمایی میکند. طرحی که قرار بود به ترویج امر شریف حجاب منتهی شود؛ اما نتایج و بازخوردهای دیگری به همراه داشت و بستری برای بروز دیدگاههای منفی نسبتبه مقوله الزام رعایت حجاب شد.
شیوه ترویج حجاب از منظر قرآن
امیر احمدنژاد، عضو هیئتعلمی دانشکده علوم، قرآن و حدیث دانشگاه اصفهان: مقبولیت اجتماعی و پذیرفتهشدن توسط مخاطب، عنصر اساسی در حوزه تبیین و ترویج مبانی دینی و ایجاد تغییر در نگرش فرد محسوب میشود. این موضوع در تصویری که قرآن کریم از عملکرد حضرت یوسف (ع) برای مخاطب روایت کرده نیز کاملا قابلمشاهده است. یوسف نبی تا زمانی که بهعنوان یک شخص مقبول از سوی اطرافیان موردپذیرش واقع نشد، دعوتی به توحید، خداپرستی و ارزشهای دینی نکرد.
در آن زمان که زندانیان مصر نزد او آمده و بر زیان آوردند که «ما تو را از محسنین و نیکوکاران میبینیم»(آیه ۳۶ سوره یوسف)، نبی خدا به تبیین اندیشههای توحیدی روی آورد. در نشر و گسترش مفاهیم دینی، درصورتیکه مقبولیت، پذیرش و تصور کارآمدی در ذهن مخاطب وجود نداشته باشد، حتی اگر درستترین و حقیقیترین مضامین توسط صالحترین افراد به مخاطب ارائه شود، تأثیرگذار نخواهد بود. طبیعی است که در چنین شرایطی تکرار و تبیین مفاهیم دینی با هر زبان و شیوهای، نهتنها کمکی به نهادینهشدن آن موضوع در بطن جامعه نخواهد کرد؛ بلکه تأثیر سوئی بر دریافت مخاطب دارد. اصولا تبیین مسائل تربیتی، فرهنگی و دینی باید در شرایطی آرام، همراه با تعاملی مطلوب انجام شود تا کارایی موردنظر را داشته باشد.
در شرایطی که فرد بیحجاب قرار است با حس اضطرار، نگرانی و اجبار، پای در کلینیک ترک بیحجابی گذارند، چطور میتوان انتظار تغییر نگرش و هدایت داشت؟ فردی که تاکنون از لحاظ فکری و عقلی قانع نشده که تخلف کرده و نیاز به تغییر سبک پوشش دارد، چگونه با ذهنی باز در این گفتوگوها و نشستهای مشاورهای شرکت میکند، تأثیر بپذیرد و اعتقاد و دینداری مؤثر او افزایش یابد؟ البته این دیدگاه از منظر آموزههای قرآن بوده و بدون لحاظکردن ضرورتهای اجتماعی یا سیاسی که ممکن است از نظر ما مغفول باشد، مطرح میشود.
بسترهای تحقق حجاب از دیدگاه آموزههای دینی
حجتالاسلام حسین عزیزی، عضو هیئتعلمی دانشکده معارف اسلامی و اهلبیت(ع) دانشگاه اصفهان: پرداختن به حجاب و مسائل پیرامون آن به شیوه مستقیم، همچون اقدام تأسیس کلینیک ترک بیحجابی، نادرست و بیتأثیر بوده و سبب بروز لجاجت و واکنشهای منفی نسبت به حجاب و پوشش مشروع و قانونی خواهد شد؛ لذا بایستی بهجای این شیوه، به رفع زمینههای بروز بیحجابی روی آورد. معضلاتی همچون کاهش جایگاه، نقـش و قداست نهاد خانواده ازجمله عوامل زمینهساز بیحجابی است. در این میان حاکمیت میبایست بـهمنظور حل مسائل و معضلات فرهنگیاجتماعی نظیر موضوع ترویج حجاب که امروز به یک بحث چالشی، شکننده وکمتوفیق تبدیل شده، بهصورت غیرمستقیم وارد عمل شود و با تأکید بر اصلاح سیستم آموزشی و خصوصا اصلاح الگوی خانواده، زیربنا و زمینه گسترش عفاف و حجاب را فراهم آورد؛ زیرا قداست امر ازدواج و جایگاه خانواده و پشتیبانی از نهاد خانواده، مسئله فرزندآوری و ازدواج بههنگام به صورتی غیرمستقیم بر امر حجاب و عفاف تأثیرگذار است.
متأسفانه جامعه کنونی ایران، بهنوعی، دچار افراط در حضور اجتماعی زنان شده؛ این در حالی است که حضور مؤثر بانوان در عرصههای مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و… منحصر به حضور فیزیکی آنها در جامعه نیست و بانوان میتوانند با انجام وظیفههای ذاتی مادری و تربیت فرزندان، تأثیرات شگرف و عمیقی بر مسائل مختلف جامعه بگذارند. غفلت از این موضوع میتواند رفتهرفته آسیبهای کلانی را به بدنه و نهاد خانواده وارد کند؛ چراکه حضور کمرنگ بانوان در خانه و خانواده، تأثیرات خود را در حوزههای ازدواج، فرزندآوری و قوام و مدیریت خانه و خانواده خواهد گذاشت و در عوض، حضور فیزیکی گسترده آنها در جامعه، منجر به بروز آسیبهای اجتماعی همچون سستشدن بنیاد خانوادهها خواهد شد.
سالها پیشازاین، کشورهای غربی با کشیدن زنان از خانه به ادارات، کارخانهها، مراکز اقتصادی و… از نیروی ارزانقیمت زن، برای گسترش فعالیتهای اقتصادی و افزایش سود بهرهها بردند؛ ولی اکنون با ازبینرفتن نهاد خانواده روبهرو شده و آسیبهای ناشی از این تصمیم را در ابعاد مختلفی ازجمله کاهش جمعیت، سالمندی جامعه، فروپاشی فرهنگی و حتی ضرر در حوزههای اقتصاد تجربه میکنند. هنگامی که دختران و زنان درگیر فعالیتهای فرساینده و مسئولیتهای اجتماعی عمیق میشوند، طبیعتا فرصت کافی برای پذیرش و انجام مسئولیتهای ذاتی مادری و همسری نخواهند داشت. ترویج فرهنگ ازدواج و تقدیس نهاد خانواده، بهتدریج پوشش را به نماد تعهد تبدیل میکند و حجاب و عفاف در ذهن و دل دختر و پسر، بهعنوان یک دارایی، ثروت و کرامت شخصی محسوب میشود.
جوان امروز اگر بهدرستی دریابد که کمحجابی نهتنها مزیت نیست که عین ناداری و بی تعهدی است، پوشش را یک مزیت تلقی خواهد کرد. او اکنون تصور میکند همه جریانها و نهادهای منادی حجاب، در کمین داراییهای او هستند؛ نه درصدد افزایش داراییهایش. این بینش باید بهصورت نرم و غیرمستقیم دگرگون شود که با پرهیز از ورود مستقیم به مسئله پوشش، ترویج و تقویت «بیتالمقدس خانواده» و تقابل همهجانبه با هر سیاست و صدایی که این خانه مقدس را هدف قرار میدهد، محقق میشود.
فلسفه، حجاب را امری چندتباری میداند
مهدی گنجور، عضو هیئتعلمی گروه فلسفه و کلام دانشگاه اصفهان: حجاب بهلحاظ فلسفی، در یکی از فضایل چهارگانه ارسطویی ریشه دارد. این فضایل چهارگانه قادرند که انسان را از شر نیروها و قوای واقعی وجود او، یعنی قوای خشم و غضب، شهوت، توهم و … رها کرده و او را بر حیوانات برتری دهند و از این طریق، زمینه رشد و تکامل او را فراهم آورده، سلامت نفس او را تضمین کنند. این فضایل چهارگانه عبارتاند از حکمت، شجاعت، عفت و عدالت. هرکدام از این فضایل مربوط به یکی از نیروهای قوای نفس انسان بوده و عفت، وسیله فضیلت قوه شهوت انسان است.
حجاب بهلحاظ تبارشناسی فلسفی، ریشه در فضیلت عفت دارد. راغب اصفهانی در کتاب «مفردات القرآن»، تعریف جامع و دقیقی از عفت ارائه کرده و عفت را حصول حالتی در نفس دانسته که انسان بهواسطه وجود آن، میتواند خود را از غلبه شهوت حفظ کند؛ لذا عفت، خصلتی منحصربه انسان و وجه امتیاز او از حیوان است؛ همچنین عفاف حالتی روحی، باطنی و درونی است و مانند هر امر باطنی دیگر دارای مظاهر خارجی است. این مظاهر خارجی از طریق حرکات، سکنات، گفتار و حتی ظاهر و پوشش انسان آشکار میشود. بنابراین میتوان عفاف را نشانه عزت و اقتدار و قدرت دانست؛ چراکه نمایانکننده کنترل شهوت و هوای نفس است. رابطه حجاب و عفاف، رابطهای محکم و ضروری است. به تعبیر فلسفی، ارتباط این دو مفهوم، رابطه بین ظاهر و باطن حجاب است.
بنابراین، نه حجاب بدون عفت و حیا ارزش دارد و نه عفت و حیای بدون حجاب ممکن و مطلوب است. مسئله حجاب از مسائل بسیار پیچیده و چندوجهی است که در ادبیات روش تحقیق، اصطلاحا مسئلهای «چندتباری» یا multiple-origins تلقی میشود؛ یعنی از یکسو، ریشه در جهانبینی فلسفی و مباحث اختیار، آزادی فردی، عدالت، برابری جنسیتی و … دارد و ازسویی دیگر ریشه در فرهنگ، اجتماع، سیاست، قانون، حقوق، روان و رفتارشناسی انسان … . علاوه بر این، مهمترین ریشه حجاب در دین و مذهب، متون و آموزههای دینی، فقه و شریعت است.
در ادبیات روش تحقیق به این نوع مسائل چندوجهی که ریشه در حوزهها و رشتههای مختلف دارند، مسئله چندتباری گفته میشود و راهحل علمی و اثربخش حل آن، توسل به رویکرد میانرشتهای است؛ بنابراین ارائه هرگونه راهکار و مواجهه تکبعدی با مسئله چندتباری حجاب، عقیم، بیاثر و بینتیجه است. پدیده نوظهور «کلینیک ترک بیحجابی» که ظاهرا با هدف درمان علمی و روانشناختی بیحجابی تأسیس شده، نمونهای از مواجهه تکبعدی با یک مسئله چندتباری است.
حجاب بهلحاظ فلسفی یک انتخاب فردی، برخاسته از جهانبینی افراد است و نمیتوان بهسادگی، مسئله پیچیده رویگردانی از حجاب را به سلامت روان مردم پیوند زد و حکم به بیماربودن و اختلال روانی بیحجابان داد؛ همانطور که درمورد سلامت روان با حجابان نیز بهراحتی نمیتوان حکم صادر کرد. حل مسئله چندوجهی حجاب، نیازمند اهتمامی مشارکتی و توسل به خرد جمعی است و با فراخواندن متخصصان تمامی حوزههای مرتبط با حجاب، همچون حکما و فیلسوفان، روانشناسان و متخصصان علوم تربیتی و رفتاری و … برای تحلیل ابعاد و پیامدهای ترک حجاب، میتوان به حل این معضل امیدوار بود.
گفتمان حجاب در فرهنگهای مختلف
علیرضا فرهنگ، پژوهشگر و مدرس ادیان و عرفان: توجه به آداب، رسوم و فرهنگهای هر جامعه برای تدوین طرح حجاب ضروری و مهم است. در طول تاریخ اسلام، همواره فهم جوامع اسلامی از حجاب متفاوت بوده و هر کدام بنا به شرایط خاص خود حدودوثغوری را برای رعایت حجاب لحاظ میکردند؛ مثلا حدود رعایت حجاب در حجاز با حجاب در گیلان یا حجاب زنان عشایر و یا حجاب زنان پوشیده در زیر روبنده، تفاوتهای زیادی داشته و این تفاوتها، مرتبط با نوع زندگی، فرهنگ، اقتصاد، شرایط اجتماعی و جغرافیایی هر منطقه بوده است.
این تفاوتهای ظاهری نشان میدهد که الگوی رعایت حجاب، متناسب با زمانه و فرهنگ هر زمانه و جامعه بوده؛ اما وجه مشترک تمام این الگوهای ظاهری، حکم کلی رعایت حجاب است؛ همانطور که قرآن در آیه ۲۶ سوره «اعراف» چنین فرموده است: «ای فرزندان آدم! لباسی برای شما فرستادیم که اندام شما را میپوشاند و مایه زینت شماست؛ اما لباس پرهیزگاری بهتر است. اینها (همه) از آیات خداست، تا متذکر (نعمتهای او) شوند!»
خداوند در این آیه، معیار اصلی و حقیقی پوشش را مطرح کرده و لباس تقوا را بهترین پوشاننده انسان دانسته است. لباس تقواست که وقار و متانت را برای انسان به ارمغان میآورد. سپس خداوند حکیم در آیاتی از سورههای احزاب و نور، به شرح جزئیتری از حد رعایت حجاب میپردازد تا کاربرد حکم کلی که در آیه ۲۶ سوره اعراف بیان شد، با زمانه و شرایط عصر نزول مطابقت یافته و مصادیق آن مشخص شود. در جوامع معاصر نیز، هر نژاد و قومی بسته به جغرافیا و فیزیولوژی قومیتها حدودی از حجاب را رعایت میکند؛ لذا برای طراحی الگویی واحد از حجاب بانوی ایرانی میبایست اندیشمندان علوم انسانی از قبیل روانشناسی، علوم اجتماعی، حقوق، مطالعات فرهنگی و… مقوله حجاب را بر اساس آستانه تحریکپذیری و امنیت زنان و مردان سنجیده و قوانینی وضع کنند که در جامعه و وجدان اجتماعی پذیرفته شود.
با مطالعات عمیق و بهرهمندی از منطق قوی و علمی و با تکیه بر معیارهای قرآن، میتوان به چارچوبی قابلقبول و روزآمد در این خصوص دستیافت و به مدد الهی از ایجاد تنشهایی همچون تأسیس کلینیک ترک بیحجابی که هرازگاهی فضای جامعه را درگیر خود میکند، در امان بود.
کلام آخر
چنین به نظر میرسد که کاربرد عبارت «کلینیک ترک بیحجابی» حکایت از آن دارد که جمعی از دختران و زنان محترم ایرانی بیمار بوده و نیاز به مراجعه به مراکز درمانی دارند. ازسوییدیگر، ایرانیان تا بهحال عبارت «کلینیک ترک …» را بر سردر کلینیکهای ترک اعتیاد مشاهده کردهاند و ناخودآگاه حس بسیار منفی و نفرتانگیزی از این عبارت دارند؛ تداعی احساس هایی که هیچکدام بویی از تکریم و احترام را با خود بههمراه ندارد. این در صورتی است که عقل حکم میکند باید از انجام عملی که ذات آن موجب بیزاری و گریز افراد از دین مبین اسلام و آموزههای متعالی آن میشود، مجدانه خودداری کرد.



