به گزارش اصفهان زیبا؛ معمولاً با شنیدن این اصطلاح به یاد خطاهای محاسباتی دشمنان می افتیم و فرمانی که رهبر حکیم انقلاب برای برهم زدن این خطاها دادند و اتفاقاتی که باید میافتاد و نیفتاد.
ولی شاید مهمتر از خطاهای محاسباتی دشمنان و خطرناکتر از آن، خطاهای محاسباتی در جبهه خودی است که در میان برخی از مسئولین و برخی از مردم وجود دارد و البته که خطاهای محاسباتی مردم ناشی از القای رسانهها و ناشی از خطای محاسباتی مسئولین است.
به نظر میرسد وجود این خطاها بسیار خطرناک است و مردم مسئولین را در بزنگاهها دچار خطای در تصمیم و یا سستی در عمل میکند.
برخی از مهمترین خطاهایی که در این شرایط به نظر من میرسد را عرض میکنم.
خطای اول؛ جداپنداری آمریکا و اسرائیل
اولین خطای محاسباتی مهم و تاثیرگذار جدا پنداری آمریکا و اسرائیل از یکدیگر است که متاسفانه در میان برخی از سیاسیون و برخی از مسئولان ما این خطای محاسباتی خیلی پررنگ است و نشانههای آن را در پیامهای برخی از افراد و مسئولین که روز اول جنگ دادند در محکومیت حمله اسرائیل میتوانیم ببینیم.
متاسفانه تصور این عده بر این است که راه دیپلماسی با قدرت در حال طی شدن بود و به هنگام یک نتیجهگیری نزدیک میشدیم که نتانیاهو به علت دشمنی با ایران با حمله به ایران سعی کرد میز مذاکره رو برهم بزند و نگذارد ملت ایران در آن راه موفق بشود.
اما تجربیات گذشته و شواهد میدان گویای مطلب دیگری است به تعبیر رهبر حکیم انقلاب اسرائیل نیروی نیابتی آمریکا در منطقه است شواهد هم نشان میدهد که در یک برنامه ریزی مشخص آمریکا و اسرائیل دو نقش مکمل را برای فشار به ایران به عهده گرفتند و همه اتفاق با هماهنگی کامل در جریان است.
اساساً منافع آمریکا و اسرائیل چنان در هم تنیده شدهاست که قابل تفکیک نیست و تفکیک این منافع ناشی از عدم فهم مناسبات جهانی است این تصور اشتباه یکی از سمیترین خطاهای محاسباتی برخی از مسئولین است که در این سالها، ما بارها و بارها اثرات منفی این خطای محاسباتی را دیدهایم.
همیشه از شیطنتهای اسرائیل برای برهم زدن میز مذاکرات صحبت شده توسط برخی از مسئولین و همیشه از عدم مقابله و عدم افتادن در تله تنش زایی اسرائیل صحبت شده و این باعث شده که هر بار اسرائیل جلوتر بیاد.
دومین خطا؛ تصور هیمنهای عظیم برای دشمنان!
دومین خطای محاسباتی قدرت نظامی مافوق تصور جبهه غرب است.
برخی از مردم و مسئولان چنان هیمنهای برای غرب در ذهنشان برای خودشان ساختهاند، که ورود به هر درگیری با غرب را پایان زندگی ایران میپندارند.
در این سالها این ادبیات را بسیار شنیدهایم که آمریکا میتواند در عرض چند دقیقه همهی سیستمهای نظامی ما را از کار بیندازد. ما قادر به ساخت موشک نیستیم. این موشکها نمایشی است. اینها پوسته است و ایران توانایی جنگ با اینها را ندارد.
متاسفانه در برخی از مسئولین هم فوق العاده چنین فکری وجود دارد.
خطای سوم؛ مردم ما همراه نیستند!
اما خطای محاسباتی سوم این است که مردم ما از جنگ هراسانند؛ میترسند؛ پشتیبان جنگ نیستند، خسته شدند، دنبال آرمانها نیستند و همه ادبیاتی که ممکن است شما از زبان مسئولان و یا برخی از مردم شنیده باشید.
خیر تنها چیزی که ترس از جنگ را از بین میبرد خود جنگ است خود مواجهه است.
شاید در مواجهه اول با تصور جنگ به علت خطای محاسباتی دوم و بزرگ پنداری هیمنه غرب برخی از مردم ما دچار ترس بشوند ولی شناخت دقیقتر مردم این را به خوبی نشان میدهد که تا وقتی میدان خوب عمل کند، [همه مردم فارغ از تفکراتشان] پشتیبان میداناند پشتیبان جنگیدن برای حفظ کیان ملتاند پشتیبان دفاع از حریم کشورند.
شاید عدهای بخواهند با بزرگنمایی حریف بزرگنمایی قدرت نظامی اسرائیل و یا کوچک پنداری قدرت نظامی ما این ترس را در جامعه القا بکنند که ما در صورت ورود به جنگ با بحرانهای جدی مواجه میشویم ولی ورود به جنگ و اینکه ما در جنگ وارد شدیم و اتفاق حاد و خاصی هم نیفتاد ترس را از بین میبرد. دل مردم را محکم میکند و به پای کار میآورد. اما چه باید کرد؟
چه باید کرد؟
در وهله اول مبارزه با این خطاهای محاسباتی در مسئولان و میان مردم یک مبارزه شناختی است. یک مبارزه تبیینی و فرهنگ سازی و گفتمانسازی است. پیگیری دستورات رهبر حکیم انقلاب برای مقابله محکم و سنگین و به بیچارگی کشاندن اسرائیل یکی از مهمترین موضوعات فعالان فرهنگی است.
فعالان فرهنگی باید محکم پشت حکومت، پشت دولت، و نیروهای نظامی بایستند و نگذارند که هیچ کدام از مسئولین ما دچار سستی بشوند. چه سستی ناشی از خطاهای محاسباتی و چه سستی خدای نکرده ناشی از مرضهای قلبی که ممکن است بعضی از مسئولین دچارش باشند.
به تعبیر قرآن و وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ تبیین این آیه و مفاد آن چه برای مسئولین و چه برای مردم و تواصی به استقامت در مسیر یکی از مهمترین کارهایی است که میشود برای فعالیتهای فرهنگی ما در نظر گرفت. اینکه تلاش بشود برای مردم عادی سازی اتفاق بیفتد. اینکه ما شرایط را جنگی نشان بدهیم و ناشی از این شرایط جنگی تغییرات زیادی در زندگی مردم به وجود میآوریم، خودش یکی از کارهای ناشایستی است که میشود انجام داد.
زندگی مردم در جریان است. زندگی عادی است .همه به فعالیتهایشان میرسند هیچ مشکلی در زمینه کشور وجود ندارد در عین حال ما هم داریم میجنگیم. کشور ایران زیرساختهای قویتر از آنی دارد که جنگ به این زودیها کشور را دچار مشکلات جدی و حاد بکند.
مردم کاملاً میتوانند به زندگیشان برسند و زندگیشان جریان داشته باشد. خود این موضوع دلهره و ترس را در جامعه کاهش میدهد. البته در کنار همه اینها استفاده از ظرفیتهای مردمی برای اقناع مردم برای محکمکردن مردم در میدان جنگ لازم و ضروری است. اینکه ما بتوانیم به عزیزانی که دچار شبهاتی شدند، پاسخ بدهیم و دلهره ترس را از وجودشان بیرون بیاوریم خودش یکی از مهمترین کارهایی است که میشود انجام داد.
فرصت محرم فرصت بسیار مناسبی است که ما به این امر بپردازیم. تبیین کنیم که و وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ شبهات مردم رو جواب بدهیم.
به میان مردم برویم و با آنها گفتگو بکنیم و از فرصت جنگ برای همدلی و افزایش سرمایه اجتماعی استفاده کنیم. مردم مباهات میکنند به میدان با هر فکر و سلیقهای اگر میدان کارش را درست انجام بدهد.



