به گزارش اصفهان زیبا؛ شبکه نفوذ، یکی از شگردها و در واقع مهمترین و پیچیدهترین ابزارهای دشمنان اسلام برای ضربه زدن به نظامهای مستقل و انقلابی است و نمی توان از آن غافل بود. این پدیده نه امری تازه است، نه محدود به زمان و مکان خاصی؛ بلکه بهعنوان یک استراتژی دائمی از سوی دشمنان اسلام دنبال میشود.
کما اینکه در بعد عملیاتهای مثبت و انقلابی هم ضرورت داشته که انسان رصد دشمن را صورت دهد. بنابراین در نگاه اسلام، رصد دشمن برای جلوگیری از نفوذ دشمن ضرورت دارد و این موضوع قابل دقت و توجه است.
آنگونه که در سیره علوی و تعالیم اسلامی آمده، رصد و مراقبت دائمی از دشمن برای جلوگیری از نفوذ او، یکی از اصول انکارناپذیر حکمرانی اسلامی است. در همین چارچوب است، در نظام اسلامی شاهد هستیم که حضرت علی علیهالسلام در نامه تاریخی خود به مالک اشتر، بر گماردن ناظران دقیق، بصیر و آگاه تأکید میکند؛ ناظرانی که علاوه بر ظاهر امور، باطن و عمق تحولات را به خوبی بشناسند.
این توصیه ریشه در نگاه عمیق توحیدی و حکمرانی الهی دارد. بنابراین بحث نظارت آشکارا و مخفی و از طرفی رصد دشمن از رسالتهای حرکت های الهی، انقلابی و اسلامی است. این موضوع حتی محتوای اعتقادی دارد. آنطور که در قرآن کریم نیز آمده است که در قیامت، حتی پوست و اعضای بدن انسان گواهی میدهند. این بدان معناست که پرودگار متعال برای کنترل بشر، دستگاههایی را به جریان می اندازد تا دقت کافی به نوع عملکرد آنها داشته باشد.
اهداف شبکه های نفوذ دشمن چیست؟
بر مبنای نظام الهی، نظام اسلامی نیز باید سازوکارهای مراقبتی و اطلاعاتی خود را بهگونهای طراحی و تقویت کند که در برابر نفوذ دشمن، مقاوم و بیدار باشد.
در همین راستا از یکسو باید جریان رصد و نظارت دائمی تقویت شود و از سوی دیگر نباید از شبکههای جاسوسی و نفوذی که توسط دشمنان سازماندهی میشوند، غفلت کرد. معمولا شبکههای جاسوسی برای اهداف مختلفی شکل میگیرند و اهداف این شبکهها بسیار متنوعاند؛ از سرقت اطلاعات و دانش بشری گرفته تا براندازی نرم یک حکومت، از تخریب زیرساختهای فکری، روانی، و اجتماعی مردم تا ایجاد و رشد ناامنی و بیثباتی در کشور.
این شبکهها ابزارهایی هستند برای ایجاد شکافهای قومی، مذهبی، فرهنگی و اجتماعی در جامعه، با هدف درگیر کردن یک ملت با حواشی بیاهمیت و بازداشتن آن از توجه به اصول حکمرانی و پیشرفت. و در نهایت پدیده و شبکه نفوذ، صرفاً یک مسئله امنیتی نیست؛ بلکه یک نوع وطنفروشی و خودفروشی برای تأمین منافع مادی مورد نظر است. منافعی که عنصر نفوذی، امنیت، انسجام و آینده کشور خود را به دشمن واگذار میکند.
نفوذ دشمن در بستر جنگ 12 روزه
در تجاوز ۱۲روزهای که از سوی اسرائیل و آمریکا بهصورت ترکیبی و هماهنگ علیه کشورمان صورت گرفت، ابعاد و عمق شبکههای نفوذ بهروشنی عیان شد. در این رخداد، نهادهایی مانند سازمان CIA آمریکا، پنتاگون، موساد اسرائیل، سرویس اطلاعاتی انگلیس (MI6) و حتی برخی دستگاههای اطلاعاتی کشورهای عربی منطقه، به شکل هماهنگ عمل کردند.
این هماهنگی بیسابقه، با آموزش و پشتیبانی عناصر ضعیف، خودفروخته و وطنفروش در داخل کشور همراه بود؛ عناصری که مأموریت داشتند همزمان با حملات دشمن، درون کشور ناآرامی و تخریب ایجاد کنند. هدف آنها هم روشن بود: براندازی نظام جمهوری اسلامی و از بین بردن زیرساختهای کشور.
در واقع برنامهریزی شده بود تا با ایجاد اغتشاشات درونی، همراه با حملات خارجی، جمهوری اسلامی را از درون فرو بپاشند. پروژه ای که اگرچه به نتیجه نرسید و شکست خورد، اما زنگ خطری جدی بود که باید ابعاد آن را با دقت بررسی کرد.
رصد دائم و هوشمندانهِ شبکه نفوذ دشمن
با توجه به عملکر شبکههای نفوذی دشمن، توجه به چند نکته ضروری است؛ اول اینکه دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی کشور باید با هوشیاری، دقت و توانمندی، قدرت نظارت و رصد خود را بر جریانات شبکههای نفوذی بیشازپیش افزایش دهند.
دشمن در بسترهایی مثل بهائیت و یهودیت در کشور، شبکههایی فعال کرده که با هدف جمعآوری اطلاعات و تخریب فرهنگی و فکری عمل میکنند و به طور مستقیم از سمت موساد مأموریت دارند. این موضوع بر کسی مخفی نیست، بلکه واقعیتی عیان است که غفلت از آن، خساراتی جبرانناپذیر در پی خواهد داشت.
بنابراین دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی ما باید با قدرت بیشتر این جریان را رصد و بهصورت دائم و هوشمندانه بر آن نظارت کنند. اگر دستگاههای امنیتی ما در برخی حوزهها ضعیف عمل کرده باشند،که در مواردی شاهد آن بودهایم، اثرات این ضعف، بسیار پرهزینه و ویرانگر خواهد بود.
بااینحال، عملیات ۱۲روزه اسرائیل علیه ایران، موجب شد تا نهادهای امنیتی، اطلاعاتی و حتی دستگاه های نظارتی کشور رشد و در داخل هوشیاری خود را تقویت کنند. ما امیدواریم که از این فرصت برای بازبینی دقیق و اصلاح ضعفها استفاده شود.
اتباع غیر قانونی، عاملی برای نفوذ و جاسوسی دشمن
و اما یک حوزه دیگر که نباید از آن غافل شد، بحث مدیریت و کنترل اتباع بیگانه است. آنچه که خود عاملی برای نفوذ شبکههای جاسوسی دشمن به شمار میرود. متأسفانه در برخی مقاطع، رویکرد رهاشده و بدون نظارت نسبت به حضور بیگانگان، بهویژه اتباع افغانستانی در کشور، بستری برای نفوذ و جاسوسی ایجاد کرده است.
وقتی مرزها بدون کنترل رها میشوند و افراد بیمجوز وارد کشور میشوند و در نقاط مختلف سکونت میگزینند، دیگر نمیتوان تضمین کرد که دشمن از این بستر برای سازماندهی عناصر خود بهره نگیرد. نمونه واضح آن، انهدام و شناسایی مرکز تروریستی در نیکشهر است؛ مکانی که در آن نیروهای سپاه و دستگاه اطلاعاتی توانستند عملیات تروریستی برنامهریزیشدهای را خنثی کنند.
حال اگر چنین عملیاتی در داخل کشور، در یک نقطه استراتژیک صورت میگرفت، ابعاد فاجعه آن بسیار وسیعتر بود. حادثه تروریستی در شاهچراغ نیز نمونه دیگری است؛ حادثهای که مشخص شد عاملان آن از عناصر خارجی بودند.
در مجموع، باید گفت که مسئله نفوذ، مسئلهای ملی و سرنوشتساز است و با نگاهی راهبردی و بلندمدت، باید در دستور کار دائمی کشور قرار گیرد و به منظور تضمین استمرار استقلال، امنیت و ثبات جمهوری اسلامی ایران مدام کنترل و مدیریت شود.



