شهر در ابتداییترین تعریف خود مکانی برای زیست همه اقشار جامعه است. فضایی که با برخورداری از امکانات و داشتههای مختلف و متنوع، شرایط زندگی برای همه همه شهروندانش را در همه رتبهها و ردههای مالی و اقتصادی فراهم میکند و این امکانات را به صورت عادلانه و مساوی در اختیار آنها قرار میدهد. در شهری که عدالت فضایی به معنای گفته شده در همه نقاط اجرایی شود، شهروندان چنین احساس میکنند که در دریافت امکانات بخشی از امکانات عمومی و اولیه شهر مانند فضای سبز، هوای پاک، وسایل حمل و نقل عمومی، پاتوقهای شهری و فضاهای تفریحی و… با دیگر همشهریهایشان برابر و مساوی هستند و در دریافت برخی دیگر از امکانات به خصوص لازم است که هزینهای بپردازند و بی شک کیفیت این امکانات به توان مالی و اقتصادی آنها وابسته است.
آیین معرفی اولـیـن دوره «شبـکـه شهرهای خلاق فرهنگ و هنر» پنجم اردیبهشت با حضور وزیر و معاونان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیران نهادها و سازمانهای همکار بهصورت آنلاین برگزار شد. در این آیین، جزئیات اجرای طرح شبکه شهرهای خلاق فرهنگ و هنر، ضــرورت اجرا و هـــدفگـــذاریهــــــای انجامشده درباره آن عـنوان شد. برشمردن خصوصیات شهرهای خلاق، ضرورت احیای ظرفیتهای فرهنگی و هنری مغفولمانده در شهرها، روستاها و مناطق زیستی، تأکید بر تمرکززدایی از کلانشهرها و توزیع توجه بین همه مناطق زیستی ایران و نقش دولت در زمینهسازی برای بروز و ظهور خلاقیت و نوآوری در کشور ازجمله موضوعهایی بود که در این آیین موردبررسی قرار گرفت که شرحی از آن را در ادامه میخوانید.
وبینار تخصصی «شهرهای یادگیرنده: دانش، ظرفیت و رقابت با هدف معرفی و توسعه شهرهای پیشرو در حوزه آموزشهای شهروندی و یادگیرنده» روز سیام فروردین ماه به میزبانی مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران برگزار شد. در این وبینار بر اهمیت نقش یادگیری و آموزش در ترویج فرهنگ شهروندی تاکید و نمونههای موفق آن در جهان و ایران اشاره شد. مختصری از مباحث مطرح شده در این وبینار را در ادامه میخوانید.
آپارتماننشینی در ابتدا پدیدهای مدرن و جذاب به نظر میآمد. زندگی در مجتمعهای مسکونی که در آغاز دهه هفتاد هنوز چندان در اصفهان مرسوم نبود (بهترین مثالش شاید برج کاوه در خیابان کاوه باشد) نوعی تفاخر بهشمار میآمد. بعدازآن بود که هجرت از خــانههای بزرگ و حیاطدار به ساختمانهای چندطبقه فزونی گرفت و مردم را بر موج خود سوار کرد. حالا با گذشت دو دهه و در آستانه قرنی تازه، اصفهان شهری مملو از آپارتمانها، برجها، مجتمعهای مسکونی و ساختمانهای عریض و طویلی است که هفتهبههفته و سالبهسال به حجم این شهر افزودهشده و خانوادههای دو، سه یا بهندرت چهارنفره را در خود جای میدهند، ساختمانهایی که بر ناهمگونی و ناسازگاری اغلبشان با بافت و شرایط محله و منطقه میزبان، انتقادهای بسیاری وارد است و به مجالی فراوان برای گپوگفت درباره آن نیازمندیم.
بر اساس یک قاعده منطقی، میزان مشخصی از امکانات طبـیعی، زیستمحیطی و شهری برای حجم مشخصی از جمعیت یک محدوده به نام روستا یا شهر قابلیت پاسخگویی دارد و اگر حجم جمعیت از میزان امکانات فراتر برود، چرخه بده بستان مردم با امکانات موجود برهمخورده و مشکلات کوچک و بزرگ یکبهیک به دنبال همدیگر بروز میکنند. این وصفالحال شهر اصفهان در یکیدو دهه اخیر است! شهری که بهواسطه حمل وزنههای سنگینِ کارخانههای صنعتی بر شانههای نحیفش، یک از مقصدهای مهاجرت در دو سه دهه اخیر بوده و بیشازحد توان و ظرفیتش از مهاجران خود میزبانی کرده است. اما حال که به وضعی چنین نگرانکننده دچار شده، بد نیست بپرسیم جایدادن جمعیتی فراتر از توان این شهر در آنچه مضراتی را عاید شهر و مردمانش کرده، به دنبال خود چه پدیدههایی را به همراه داشته است؟
یوسف درویشی، استادیار دانشگاه پیامنور اردبیل در رشته جغرافیا و برنامهریزی شهری است. او اهل تالش است و در اردبیل زندگی میکند؛ اما عشق زیادی به اصفهان دارد و معتقد است اگر دیگر استانها و شهرهای کشور الگوی شهر اصفهان در حوزههای شهرسازی و خدمات شهری را در پیش بگیرند، کشور آینده بهتری پیش رو خواهد داشت. اینکه او برای چهارمین جشنواره ملی شهرپژوهی و اولین جشنواره فنپژوهی شهری شهرداری اصفهان دو اثر ارزشمند در قالب کتاب ارسال کرده، موضوع گزارشی است که پیش رو دارید. درویشی در این گفتوگو ابتدا درباره ضرورت برگزاری چنین جشنوارههایی برای دریافت و اجرای ایدههای شهری و بعد درباره دو اثر ارسالیاش برای این جشنواره سخن گفته است.
اصفهان شهر پلهای تاریخی است. عبور رودخانه زایندهرود از قلب شهر و از سوی غربی به شرقی آن، باعث شده تا در دورههای مختلف تاریخی حکومتها به ساخت پلهایی روی بیاورند که دو سوی رودخانه را بهم متصل میکنند. اینکه هر کدام از پلهای تاریخی اصفهان در چه دوره تاریخی و توسط چه کسانی ساخته شدهاند در جای خود قابل تحلیل و بررسی است. ضمن اینکه شنیدنیهای بسیاری هم درباره سابقه تاریخی، ارزش معماری و هنری و فلسفه ساخت هر کدام از این پلها وجود دارد.
بیایید به شهریور ماه سال 1359 برویم. وقتی که مردم ایران از رسانهها شنیدند حملاتی از سوی کشور عراق در همسایگیشان به مرزهای ایران رخ داده و بعد هم دیری نپایید که جنگی خانمانسوز میان دو کشور رخ داد و تا هشت سال سایه شومش را بر سر این دو ملت مسلمان پهن کرد. اینکه در آن سالها چه بر رزمندگان در جبهههای جنگ و چه بر مردم در نقاط مختلف کشور گذشت، روایتی بسیار مفصل دارد که هنوز با گذشت بیش از سه دهه ناگفتههای بسیاری از آن برجای مانده است. هرچند که این دفاع هشتساله در سه دهه اخیر از سوی نویسندگان، شاعران، فیلمسازان، نقاشان، عکاسان و… به روایتهای بیشماری درآمده، اما شاید آنچه بیش از هرچیز از نگاه نسلهای غایب در جنگ پنهان مانده، روایتهای سینه به سینه و شفاهی مردمی است که در آن سالها طعم تلخ وحشت را با تمام وجودشان احساس کردند.
اگر ورودی شهر را نخستین مواجهه یک گردشگر تازهوارد با فضای شهری بدانیم، بیشک ترمینال هم میتواند (در کنار سایر مکانهای مشابه مانند فرودگاه و ایستگاه راهآهن) نخستین مکانی باشد که یک گردشگر تازهوارد قدم به زمین یک شهر میگذارد. بنابراین اهمیت شکل و شمایل چنین مکانی در ترسیم تصور و احساس اولیه آدمها از یک شهر نقش مهمی دارد.
از آن دورانی که «تاریخ» تنها در میان صفحات کتابهای قطورِ جاخوشکرده میان قفسۀ کتابخانهها معنا میشد، زمان زیادی گذشته است. حالا سالهاست که پژوهشگران و اندیشمندانِ حوزههای علوم انسانی پی به معانی تازهای از تاریخ برده و دریافتهاند آنچه مورخان نگاشتهاند تنها وجوه سطحی و ظاهری تاریخ است و باطن و عمق آن را باید در ورای این ظواهر و در بطن و متن جوامع جستوجو کرد؛ جایی که نه قصد و غرضی برای وارونه جلوه دادن حوادث وجود دارد و نه چگونه نگاشتن تاریخ به کسی ضرر و منفعتی میرساند. این نقطه همان «تاریخ شفاهی» است. یعنی وجهی آشکار و عیان از رویدادها و اتفاقاتِ گذشته که در کنار هم «فرهنگعامه» جوامع را شکل داده و این بار بهجای کاغذ، بر ذهن و خاطر اقشار مختلف مردم نقش بسته و باید تا دیر نشده ثبت و ضبط شود.
کووید 19 بیش از آنکه یک ویروس باشد و جان انسانها رادر معرض تهدید قرار دهد، یک جریان ممتد و عمیق بود که توانست طی حدود یک سال موجی از تغییر و تحولات کوچک و بزرگ را در سرتاسر جهان و در عرصههای مختلف علمی، فرهنگی، اقتصادی، گردشگری، آموزشی، سیاسی و…. ایجاد کند. تحولاتی که برخی قالب و ساختارهای پیشین را برای همیشه دستخوش تغییر و دگرگونی قرار داد و برخی را نیز برای مدتی کوتاه با تحولاتی روبرو کرد. در این میان روند شهرسازی و معماری نیز به عنوان یکی از حوزههای مرتبط با زندگی روزمره انسان دستخوش تغییراتی از جانب ویروس کرونا قرار گرفت. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در این زمینه پژوهشی را تهیه کرده که در ادامه به برخی از دستاوردهای آن اشاره میشود.
اینکه پایههای سنگی و اصلی پل خواجو نه متعلق به دوره ساسانی که یادگاری از دوران هخامنشیان در حدود 2500 سال پیش است، اینکه گنجینه بهغایت ارزشمندی از آثار هنری دوره صفوی و قاجاری جایی در قلب اصفهان نگهداری میشود که مردم این شهر کمتر از ارزش آن باخبرند، اینکه برج خورشید در عمارت موزه هنرهای تزئینی اصفهان یکی از اصلی ترین دیدبانهای شهر در عصر صفویه بوده است، اینکه مسجد جامع بزرگ این شهر یادگارهایی از دورههای متعدد تاریخی را در خود دارد و میتوان نام پادشاهان عصر صفوی از صدر تا پایان را در آن یافت و… همه و همه دانستههای ارزشمندی درباره نصف جهان است و هدیهای از سوی ما به شما در گفتوگو با افراد متعددی که به واسطه تخصص و شغلشان ارتباط مستقیمیبا بناهای تاریخی اصفهان دارند.