روایت حاج مهدی منصوری، مداح و رزمنده هشت سال دفاعمقدس، از آن روزها و آن سالها اگرچه روایت عشق و عاشقی است، اما این روایت آنجا دلنشینتر میشود که از محرم و دلدادگی رزمندگان به امامحسین(ع) میگوید.
حال و هوای محرم در کربلای جبههها به روایت «حاج مهدی منصوری»
در ضمیمه بیسیمچی روزنامه اصفهان زیبا چهارشنبه ۴ مردادماه ۱۴۰۲ بخوانید
«ناصر ابراهیمزاده» معروف به «ناصر قناد»، از 10سالگی طعم دنیای کیک و شیرینی را چشیده و در قنادی «بابک» و «قنادی نوشین» اصفهان چندسالی کام مردم را شیرین کرده است.
«کردستان» و ناآرامیهایش نقطه شروع پروازهای نظامی و عملیاتیاش است و «بصره» نقطه پایان آن؛ درست وقتی که عراقیها در حین «عملیات رمضان» او را در آسمان میزنند، هلیکوپترش آتش میگیرد و خودش هم تا پای مرگ میرود!
در دوران جنگ، مسئله تغذیه نیروها بهخصوص تأمین نان، اهمیت زیادی داشت. آشپزخانه ممکن بود دو وعده یا یک وعده باشد؛ ولی لشکر هر سه وعده به نان نیاز داشت.
ضمیمه پایداری/ دوره جدید شماره سوم/ ضمیمه شماره 4601/ چهارشنبه 14 تیر 1402
قدرتالله میرزایی، بنیانگذار تعمیر سلاح در سپاه و مبتکر و طراح نخستین سلاح انفرادی در ایران به نام «رسا» است و شاید به همین دلیل است که میگوید: «هنوز هم من را با یک تفنگ در کنارم میشناسند.»
امروز در «بیسیمچی» از مردی میگوییم که توانست در هشت سال جنگ تحمیلی صنایع مهماتسازی را در اصفهان راهاندازی کرده و روز و شب خود را وقف جنگ کند تا مبادا جایی، کمبودی برای رزمندگان احساس شود.
روایت متفاوتی از هشت سال جنگ تحمیلی در گفتوگو با «قدرتالله میرزایی»؛ طراح نخستین سلاح انفرادی در ایران و بنیانگذار تعمیر سلاح در یگانهای رزم سپاه و مدیر صنایع مهماتسازی اصفهان در سالهای جنگ
در ضمیمه بیسیمچی روزنامه اصفهان زیبا چاپ چهارشنبه ۱۳ تیرماه ۱۴۰۲ بخوانید
از بچگی عشق نوار کاست داشت و همیشه در تب و تاب تهیه و ضبط نوارهای صوتی بود. همین شد که در دوران جنگ هم در همین راستا فعالیت کرد و مسئولیت صوت واحد تبلیغات لشکر 14 امام حسین (ع) را از اواخر سال 62 تا شش ماه بعد از جنگ برعهده گرفت.
برنامه غذایی ما بسته به آنچه در آشپزخانه داشتیم، متغیر بود. همیشه غذای خطها با هم فرق داشت. غذای خط اول، دوم و سوم جدا بود. مسلما بهترین غذا از آنِ بچههای خط اول بود.
منِ اصفهانی خجالت میکشم بگویم شوکتپور را نمیشناسم. منِ اصفهانی خجالت میکشم بگویم در اصفهانی که شهره به شهید و شهادت است، اسمی از شوکتپور نشنیدهام؛ حتی عکسش را هم بر درودیوار شهرم ندیدم.