صفحه آخر
پنج خوان برای ورود به پایه هفتم
۱۱:۲۷ - چهارشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۳

پنج خوان برای ورود به پایه هفتم

سال گذشته واقعا روال پیچیده‌ای برای گزینش داشتیم؛ آن‌قدر که به همکارم گفتم: «نمی‌دانم اگر خودمان در این هفت‌خوان می‌افتادیم، سالم از آن بیرون می‌آمدیم یا نه!»

دلم بهانه‌ا‌ت را می‌گیرد
۱۱:۴۳ - سه‌شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳

دلم بهانه‌ا‌ت را می‌گیرد

استکان‌های کمر باریک چای را جلوی‌شان می‌گیرم. مداحی «من ایرانم و تو عراقی» از شبکه‌ تلویزیونی در حال پخش است. علیرضا و مهدی با پشت دست اشک غلتیده روی گونه‌هاشان را پس می‌زنند و چای برمی‌دارند.

این نرفتن باارزش است
۱۱:۳۶ - سه‌شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳

این نرفتن باارزش است

تلویزیون را خاموش می‌کنم. خسته و کلافه‌ام! از اینکه هر روز خیل عظیم عشاق را می‌بینم و می‌دانم که نمی‌توانم به آن‌ها بپیوندم؛ از اینکه هر روز یک‌ نفر «حلالم‌کنید، عازمم» گذاشته و قرار نیست من عازم باشم.

موکب نداءالاقصی
۱۰:۵۸ - دوشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۳

موکب نداءالاقصی

عمود ۸۳۳، موکب نداء الاقصی. قدم‌های خسته‌شان را می‌بینم که روی صندلی پلاستیکی آرام می‌گیرند. زن و مرد، بزرگ و کوچک، چشمان بی‌رمقشان را دوخته‌اند به تریبون روبه‌رویشان. عبدالله میکروفن در دست می‌گیرد.

حسرت
۱۰:۵۴ - دوشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۳

حسرت

پیرزن هنوز روی چهارپایه نشسته و چشم‌به‌راه مهمان‌های ابوسجاد بود. به‌رسم هر سال، از اول تا آخر صفر کارش همین بود.

طریق‌العسر، طریق‌العشق
۱۰:۴۲ - دوشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۳

طریق‌العسر، طریق‌العشق

فرض کن راهی‌ات کنند بدون اینکه از قبل کوله‌بارت را بسته باشی. فقط از یک تماس تلفنی آغاز شد سفر اربعین امسال؛ اما این بار تنها زیارت هدف نبود.

خدا مهربان است؛ باران نمی‌بارد
۱۰:۲۰ - پنجشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۳

خدا مهربان است؛ باران نمی‌بارد

چشم‌هایش زلال‌اند؛ آن‌قدر که دلت می‌خواهد ساعت‌ها در آن غرق شوی. زبانش را تا جایی که بی‌بی یادم داده می‌فهمم.

آقای مشکوک
۰۹:۴۹ - سه‌شنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۳

آقای مشکوک

با نوای «هلابیکم یا زواری» مردان عرب، راهش را به‌ طرف موکب‌های کنار جاده کج می‌کند. با چشم دنبال جایی برای نشستن می‌گردد.

جذب کنید؛ اما نه از هر راهی!
۰۹:۴۲ - سه‌شنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۳

جذب کنید؛ اما نه از هر راهی!

خاطرم هست اولین بار که می‌خواستم در متوسطه اول تدریس کنم، از طریق استاد عزیزم در همان دوره (که البته آن زمان می‌گفتند دوره راهنمایی) اقدام کردم.

«کودتای 53»  وقتی مستند از تاریخ فراتر می‌رود
۱۱:۰۸ - دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳

«کودتای 53» وقتی مستند از تاریخ فراتر می‌رود

روز 28 مرداد 1332 یکی از روزهای تاریک و سرنوشت‌ساز تاریخ ایران است. زمانی که آرزوهای یک ملت برای استقلال و آزادی در برابر نقشه‌های پنهان قدرت‌های جهانی فروریخت.

خشت اول برای دبیران انشا
۱۲:۴۷ - یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۳

خشت اول برای دبیران انشا

خوشبختانه یا متأسفانه درس انشا از معدود درس‌های آموزش‌وپرورش است که می‌شود خلاقیت دانش‌آموزان را با آن کشف کرد.

دیر آمدی
۱۲:۴۴ - یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۳

دیر آمدی

سنگش را هم ثریا انتخاب کرده بود. توخالی بودن قبر را جز ثریا و پدرش نمی‌دانستند. وقتی عزیز همان‌طور بی‌قرار خودش را انداخت روی عکس اصغر، بی‌رمق پرسید: «عروس، چرا بی‌من پسرم رو خاک کردن؟»