این روزها یک اتفاق تکراری در شبکه نمایش خانگی، کانون توجهات را به خود معطوف کرده است. اتفاقی که طی ماههای اخیر برای سریالهای «قورباغه» و «میخواهم زنده بمانم» رخ داده و حالا برای «زخم کاری» تکرار شده است. ساترا (سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر) که هنوز مهر مسئولیتش در حوزه اعطای مجوز به تولیدات شبکه نمایش خانگی خشک نشده، مواردی را بهعنوان ممیزی بر قسمت هفتم «زخم کاری» مطرح کرده و چون کارگردان حاضر نشده این اصلاحیهها را اعمال کند، از پخش آن جلوگیری به عمل آمده است.
بالاخره و پس از ۱۶ ماه رکود سینماها، یک فیلم پرمخاطب روی پرده آمد تا نجاتبخش گیشه سال ۱۴۰۰ باشد. در طول این ۱۶ ماه، حدود ۱۲ فیلم ایرانی به روی پرده رفت که تقریبا هیچیک از آنها آثار پرمخاطب نبودند. در این میان، دو فیلم شنای پروانه و خوب، بد، جلف ۲ که گمان برده میشد با استقبال حداکثری مخاطبان مواجه میشوند، فروش چندانی نداشتند تا صاحبان آثار پرفروش ریسک چندانی برای نمایش فیلم خود در دوران کرونا نکنند.
«دومین و سومین جشن پاتوق فیلم کوتاه اصفهان» به همت پاتوق فیلم کوتاه اصفهان و انجمن سینمای جوانان استان اصفهان و با حمایت شهرداری، حوزه هنری اصفهان، دبیرخانه جشنواره بین المللی فیلمهای کودکان ونوجوانان، شرکت تبلیغاتی رویانو، موسسه فرهنگی هنری نوای مهر سپاهان و مجتمع تصویری عکاسان از ششم تا هشتم تیرماه اکران آثار در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد. در این جشن 36 اثر پذیرفته شده به نمایش درآمد که 15 اثر در بخش مسابقه و 21 اثر در بخش نگاه نو بود. به همین بهانه با کارگردانهای جوان و نوجویی که آثارشان در جشن پاتوق به نمایش درآمد، به گفــتوگــو پرداختیم.
جلسه نقد و بررسی فیلمهای کوتاه اکرانشده در روز دوم پاتوق فیلم کوتاه اصفهان به همت پاتوق فیلم کوتاه اصفهان و انجمن سینمای جوانان استان اصفهان و با حضور سیاوش گلشیری و عطیه سلطانی، کارشناسان سینما برگزار شده و ازطریق صفحه اینستاگرام پاتوق فیلم کوتاه به صورت زنده برای مخاطبان پخش شد. سیاوش گلشیری، کارشناس سینما گفت: این فیلمها در دورههـــــای مختلفی ساخته شده است. به اعتقاد من این فیلمها چند ایراد کلی داشتند. از منظر آسیبشناسی باید بگویم ظرفی که بیشتر فیلمها باید در آن ساخته میشد گنجایش دیدهشدن نداشت. در بعضی از آثار ساختار فیلم متناسب نبود و هیچکدام از قسمتها در خدمت یکدیگر نیستند.
اولین برخورد با فیلم روایت ذهنی مـــاســت که لاجـــــرم بصری است. روایت ذهنی هـمان روایت فریمهاست، فریمهایی که با بازوی واقعیت یا بهتر بگویم با بازوی امکان، جان میگیرد و تداوم پیدا میکند و تو را به جهان فیلم نزدیک میکند. جهانی که حالا چرخ هایش به واسطه تخیل و امکان به پویش در آمده و تبدیل به عکسهای متحرکی شده که واقعی به نظر میرسد.
وقتی سالن تاریک میشود و تصویر بر پرده سپید میافتد، گریزگاه ما از رخدادها و آوارها آغاز میشود. حالا ماییم و تصویر و نور و رنگ و یک خیال خوش؛ با سینماست که ما تا فراسوی رؤیاها میرویم. تا خود خود خود آرزو، آرزویی که تنها در سینما شکل بیشکلش را به رخ میکشد.
سینما هنوز هم حال خوشش را از آدمی دریغ نکرده است، چنان جادو میکند و آدمی را زیر و زِبر میکند که دلت میخواهد تا ابد در نبرد تن به تنِ نور و تاریکی و رنگ، دل ببازی و بخندی و بچرخی و بغض کنی.
جلسه نقد و بررسی فیلمهای کوتاه اکرانشده در روز اول پاتوق فیلم کوتاه اصفهان به همت پاتوق فیلم کوتاه اصفهان و انجمن سینمای جوانان استان اصفهان با حضور مصطفی حیدری و احمدرضا سیستان، کارشناسان سینما برگزار شد و از طریق صفحه اینستاگرام پاتوق فیلم کوتاه به صورت زنده برای مخاطبان پخش شد. مصطفی حیدری، کارشناس سینما در این جلسه گفت: مشکل اصلی فیلمها معمولا در فیلمنامهنویسی است و این موضوع معمولا بعد از اکران فیلمها مورد توجه قرار میگیرد. اما سؤال اصلی این است که چرا ما هنوز درگیر این مسئله هستیم؟ با اینکه هر روزه آموزشهای بهروزتری انجام میگیرد و رویکردهای متفاوت و خلاقی به سینما اضافه میشود. همچنین در حوزه فیلمنامه نویسی کتابهای زیادی موجود است که فیلمسازان میتوانند آنها را مطالعه کنند تا بتوانند در شخصیتسازی موفقتر عمل کنند.
پس از 16 ماه رکود کامل بر صنعت سینمای ایران، این روزها اخبار دلگرمکنندهای مبنی بر اکران یک یا دو فیلم پرفروش به گوش میرسد. دو فیلمی که تضمین مالی 2 میلیارد و 500 میلیونی وزارت ارشاد را دریافت داشته و میتوانند با یک برنامهریزی درست، رکود 16ماهه سینماها را از بین برده و گرمابخش گیشه تابستانی باشند. البته که این خوشایندی، زمانی محقق خواهد شد که خیز جدید کرونا، آسیبی به سینماها وارد نیاورند. همواره با قرمزشدن شرایط کرونایی هر شهر، سینماها، نخستین اماکنی هستند که تعطیل میشوند و چرخه صنعتی این هنر را تحتالشعاع قرار میدهند. نکتهای که سبب شده تا تهیهکنندگان، سرمایهگذاران و پخشکنندگان آثار پرفروش، رضایت چندانی به نمایش اثر خود (ولو با کمک بلاعوض و چندمیلیاردی ارشاد) نداشته باشند.
کلوئی ژائو، کارگردان چینی، در هنگام دریافت جایزه اسکارخود گفت: «همیشه هر جای دنیا که رفتهام، در آدمهایی که دیدهام، خوبی یافتهام». این احساس در سومین فیلم بلند ژائو وجود دارد، شعری با لحن ملایم و با پیچشهایی از جنس پیچشهای ژانر وسترن که رگههایِ غنیِ رأفتِ انسانی جاری در حاشیههای شهر را بیرون میکشد. همچنین فیلم با کتاب جسیکا برودرــ منبع اقتباس فیلمــ سرزمین خانهبهدوشها: بقا در آمریکا در قرن بیستو یک، هماهنگ است. کتابی که نویسنده در آن داستان واقعی «کوچنشینان جدید» را که بعد از نابودی پساندازهایشان «در دوران رکود بزرگ» به جاده زدند، بازگو کرده، کوچنشینانی که برای آنها هم «همچون هر شخص دیگری تنها حفظ بقا کافی نیست… ما به امید هم نیاز داریم و در جاده این امید وجود دارد».
«دورهمی» حالا دیگر بهعنوان یکی از برندهای رسانهملی مطرح است. برنامهای که توانسته طی چهار فصل تولید برنامه، نهتنها رکورد مخاطبان تلویزیون را بهنفع خود جابهجا کند، بلکه یکی از سه برنامه تلویزیون باشد که رضایت قابلتوجهی از مخاطبان را به دست آورد. افتخاراتی که به باور بسیاری از کارشناسان، نه از بابت ساختار و مهندسی برنامهسازی، بلکه بهخاطر حضور کاراکتر محبوبی چون «مهران مدیری» رقم خورده است.
بحث نمایش فوتبال در سینماهای کشور، هماکنون چندسالی است که با جدیت از سوی سینماداران دنبال میشود. در نیمههای دهه 90، این اتفاق تنها محدود به نمایش دربی پایتخت بود و بعدها با استقبال فراوانی که از جانب مخاطبان به عمل آمد، پای سایر تورنمنتهای فوتبال ملی و حتی رقابتهای والیبال هم به این غائله باز شد تا درآمدزایی خوبی برای سینماداران به وجود بیاید. شدت استقبال به اندازهای بود که برخی پردیسهای بزرگ پایتخت، چندسالن خود را به نمایش بازیها اختصاص میدادند. باشدتیافتن این شکل بلیتفروشی، پلیس پایتخت وارد عمل شد و هرگونه بلیتفروشی با این محوریت را منوط به دریافت مجوز عنوان کرد. اتفاقی که کار را کمی سخت کرد و بههمین دلیل، از شدت پخش مسابقات فوتبال و والیبال در سینماهای پایتخت کاسته شد.
پالینکیل در مقاله بدنامش در نیویورکر «بزرگ کردن کین» (Raising Kane) که حرف اصلیاش این است که فیلمنامهنویس حق هرمان جی. منکویتس بود که اعتبار کامل برای نوشتن همشهریکین را بگیرد (به جای شریک شدن با اورسن ولز)، نوشت: «صنعت فیلم از ادعای خسارتهای مالی وحشت داشت»، و در عین حال در پرانتز اشاره میکند که: «صنعت سینما همیشه در ترس به سر میبرد و همیشه بیش از همه به فیلمهایی افتخار میکند که در بزرگداشت شجاعت است». در اینجا کیل دارد به ترسهای آن دوره سرمایهگذاران بزرگ فیلم از انتقام روزنامهدار بزرگ ویلیام رندولف هِرست اشاره میکند که الگوی واقعی منکویتس برای چارلز فاسترکین بود و برخلاف بسیاری از مطالب دیگر در آن مقاله که اعتبارش از آن زمان تا کنون مدتهاست زیر سوال رفته این ادعا، ادعایی درست است. اما کیل میتوانست به فهرست چیزهایی که هالیوود در بزرگداشتشان کم نمیگذارد «فیلمهای مربوط به خود هالیوود» را هم اضافه کند.