بنا به درخواست ظلالسلطان از ناصرالدین شاه، اولین مدرسه به شکل جدید آن، در عمارت هشتبهشت اصفهان ایجاد شد.
هنگامی که شاهعباس به حکومت رسید، کوشید تا ارامنه ساکن ارمنستان را به سرحد ایران کوچ دهد و آن منطقه را از سکنه خالی کند.
شهریور سال 1030 هجری قمری؛ اصفهان در تب و تاب است. از دردی میسوزد که غوغایش جهانی را بیتاب میکند.
این طور که از شواهد و قرائن برمیآید، نام نقش جهان برمیگردد به باغی با همین نام که در مجاورت محل کنونی میدان بوده است.
در گذشته، به هنگام غروب، تشریفات و مراسم مذهبی در میدان نقشجهان صورت میگرفته است.
اصفهان از اولین شهرهایی بود که دستور منع خرید و فروش و استعمال دخانیات را صادر میکند.
روزی، شاهعباس به بازار و دیدار «ملاعبدالله» در مدرسه ملاعبدالله رفت. در کمال تعجب مدرسه را خالی از طلبه دید.
«صارمالدوله» فرزند «ظلالسلطان»، به حساب اینکه نوه ناصرالدینشاه و از نوادگان صفویه است، خود را وارث صفویه دانست و بر میدان نقشجهان که متعلق به دودمان صفویاش میدانست، ادعای مالکیت کرد.
«ژان باپتیست تاورنیه» از جهانگردانی است که در ابتدای پادشاهی شاه سلیمانصفوی در اصفهان بودهاست.
میدان نقشجهان با ابعاد وسیعش، بهترین مکان برای بازی چوگان بوده است. در این بازی، دو تیم ششنفره سوار بر اسب، با چوبهای بلند و سرکجی که در اختیار داشتند، میبایست گوی مسابقه را از چنگ یکدیگر ربوده و وارد دروازه حریف کنند.
خبر آمدن سیل به گوش مردم رسیده بود. همه برای تماشا و سیر و سیاحت بهسوی زایندهرود هجوم آورده بودند. ازدحام عجیبی در سرتاسر مسیر زایندهرود دیده میشد.
حاج محمدحسین کازرونی، از تجار اواخر عصر قاجاریه و اوایل عصر رضاشاه است. او را دومین مرد ثروتمند اصفهان بعد از حاج محمدابراهیم ملکالتجار میدانستند با تاسیس دو شرکت«اسلامیه» و «مسعودیه»، با هدف ترویج کالاهای وطنی، به عرصه فعالیت اقتصادی وارد شد.