نوجوان
NONE
11:02 - چهارشنبه 19 خرداد 1400

تیمارگر پرندگان

شما تابه‌حال به مادرتان آسیب زده‌اید؟ مثلا سرش داد بزنید یا خدایی نکرده با مشت بزنید در شکمش؟ می‌دانم که این پرسش عجیبی است؛ اما راستش مجبور شدم برای ورود به مبحث اصلی چنین پرسش عجیب‌غریبی بپرسم تا شما کمی شوکه شوید و فکرتان قلقلک شود؛ حتی خجالت‌زده هم بشوید! از قدیم گفته‌اند که طبیعت مادر دوم انسان است؛ اما هیچ‌کدام ما این نکته مهم را جدی نگرفته‌ایم. شاید برای همین است که سالیانه چندین جنگل در آتش می‌سوزد، درختان زیادی قطع می‌شود، هزاران پرنده به دلیل غفلت ما انسان‌ها می‌میرند، حیوان‌های بسیاری شکار می‌شوند و زمین روزبه‌روز حالش بدتر می‌شود.

NONE
09:45 - چهارشنبه 5 خرداد 1400

به‌دنبال حلقه

«-پرواز کنید احمق‌ها!
گندالف عزیزم! با گفتن این حرف، تقریبا همه را وحشت‌زده کردی. ما با چه چیزی قرار است پرواز کنیم؟ پشت عقاب‌ها و شاهین‌های کوهستان؟ منظورت این بود همه‌مان دممان را روی کولمان بگذاریم، فرار کنیم و حتی پشت سرمان را نگاه نکنیم؟ واقعا قصدت از واردکردن من به این سفر خطرناک، ول‌کردن در حساس‌ترین جای ممکن بود؟ راه سختی را تا اینجا طی کرده‌ایم و مطمئنم حتی یک ذره هم به پایان نزدیک نشده‌ایم. قرار بود حلقه‌ها را ناپدید کنی یا خودت را؟

NONE
10:24 - چهارشنبه 29 اردیبهشت 1400

چند قدم فاصله تا رسیدن

بیماران فیبروز سیستیک (یک بیماری نادر ریوی) باید از بیمار مشابه خودشان شش قدم فاصله داشته باشند، وگرنه به راحتی باعث انتقال بیماری‌شان و مرگ همدیگر می‌شوند. هر چند وقت یک بار، باید برای چک‌آپ یا حتی پیوند ریه در بیمارستان بستری شوند. برای این بیماری هنوز درمان و داروی قطعی پیدا نشده و خیلی ساده می‌تواند کودکان را هم تا آخر عمرشان درگیر کند. این وضعیت ناجور برای شما آشنا نیست؟ نزدیک دو سال است کارهایی مثل سوار اتوبوس‌شدن، در آغوش گرفتن عزیزانمان، در رستوران‌ها و بدون نگرانی غذاخوردن، بیرون‌رفتن با دوستان و معاشرت مثل قبل برایمان به خاطره‌ای دور شده است.

NONE
10:17 - چهارشنبه 29 اردیبهشت 1400

روزی سینه سختش را می‌شکافی!

باد به آرامی جابه‌جایم می‌کرد. راستش را بخواهید، از زمان شروع سفرم از اقیانوس هند  زمان زیادی نمی‌گذشت. همین دیروز با پیوستن قطرات جدیدی، بالاخره تبدیل به یک ابر بالغ شدم. حالا می‌توانستم به‌تنهایی سفر کنم و دنیای شگفت‌انگیز را نظار‌ه‌گر باشم. همین‌طور که اوج می‌گرفتم و از فلات تبت دور می‌شدم، ناگهان صدایی شنیدم. صدای گریه! از درون خرابه‌ای می‌آمد. چشمان آبی‌ام را تیز کردم و مادری را دیدم. کیف مدرسه‌ای در دست داشت. چادر سیاه‌رنگش به خاطر نشستن روی آجرهای تکه‌تکه‌شده، خاکی شده بود. بلندبلند نام دخترش را صدا می‌زند. افراد دیگری نیز آنجا ایستاده بودند. سرهایشان پایین بود.

NONE
10:32 - چهارشنبه 22 اردیبهشت 1400

گتسبی بزرگ

زمانی که رمان «گتسبی بزرگ» در دهه بیست میلادی منتشر شد، توجه چندانی به آن نشد؛ اما چندین سال بعد از مرگ اسکات فیتزجرالد، معروف شد و در رده بهترین کتاب‌های کلاسیک آمریکا قرار گرفت. در آن زمان، تجارت الکل در آمریکا ممنوع بود؛ اما افراد زیادی از قاچاق نوشیدنی‌های الکلی، به ثروت رسیدند. شخصیت اصلی داستان، جی گتسبی، احتمالا از این راه ثروتمند شده است. او هر هفته مهمانی‌های شلوغی می‌گیرد که انگار همه نیویورک به عمارت او می‌آیند تا خوش بگذرانند؛ اما هویت خودش در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

NONE
10:29 - چهارشنبه 22 اردیبهشت 1400

چترهای وارونه برای نجات توت‌های شهر

«برای اولین بار در تاریخ، بیشتر جمعیت کره خاکی در مراکز شهری زندگی می‌کنند. از 4 میلیارد جمعیت فعلی کره زمین، تقریبا یک سوم شهرنشــینـان را کـودکـــان تشکـیـل می‌دهند. تخمین زده می‌شود که تا سال 2050، تقریبا 70درصد از کودکان جهان، ساکن مناطق شهری خواهند بود.» این‌ها بخشی از سخنان آغازین دکتر ویل پارکس، نماینده یونیسف در ایران، در اولین کنفرانس ملی شهرهای دوستدار کودک است. با خواندن همین جملات می‌توان به حضور پررنگ کودکان در شهر و جامعه پی برد و اگر تا دیروز آدم‌بزرگ‌ها این گروه سنی را در حاشیه می‌دیدند، اکنون به اهمیت حضور و فعالیتشان واقف شده‌اند. برای همین است که در سال گذشته به صورت رسمی، اصفهان با عضویت در شبکه جهانی، «ابتکار شهر دوستدار کودک یونیسف» به‌عنوان اولین شهر کاندیدای دوستدار کودک در ایران معرفی شد تا از این طریق، شهر فرصت‌های بـزرگی برای زندگی، یادگیری و رشد کودکان فراهم آورد.

NONE
09:54 - چهارشنبه 15 اردیبهشت 1400

مونالیزای هلندی

دختری با گوشواره مروارید به مونالیزای هلند معروف است؛ احتمالا به خاطر مرموز بودن نقاشی و حتی هنرمندی که این اثر را کشیده است. نقاشی دختری با گوشواره مروارید معروف‌ترین اثر یوهانس ورمیر است. بیشترین داستان‌ها را درباره هویت مدل نقاشی ساخته‌اند که در زمینه‌ای تاریک و با پوششی نامتعارف در قرن هفدهم کشیده شده است. ورمیر در زمان خودش، چندان مورد توجه قرار نگرفت و تنها در شهر خودش دلف که در هلند است، شناخته شده بود. به نظر می‌رسد از خدمتکارانش یا اعضای خانواده پرجمعیتش به‌عنوان مدل استفاده می‌کرده است.

NONE
09:52 - چهارشنبه 15 اردیبهشت 1400

انتخاب خانه و خانواده دوم

در همه برهه‌های زندگی، در هر سنی که باشیم، عملا در دو محیط جداگانه زندگی می‌کنیم. منظورم این است که هم‌زمان که در محیط خانواده زندگی می‌کنیم، به‌صورت موازی در مکان‌هایی اجتماعی مثل دانشگاه، مدرسه یا محیط کار هم در حال گذراندن زندگی روزمره هستیم. انتخاب محیط خانوادگی هیچ‌گاه بر عهده ما نبوده است. از هیچ‌کسی قبل از تولدش نظرسنجی نکرده‌اند که دوست دارد به محض بازکردن چشمانش در دنیا، در چه خانواده‌ای باشد. همه ما به‌صورت اتفاقی، یا حتی شانسی، در خانه و خانواده‌هایی به دنیا آمده‌ایم که هیچ نقشی برای انتخابشان نداشتیم.

NONE
05:24 - چهارشنبه 8 اردیبهشت 1400

خالی‌کردن ذهن در زیر سیگاری

یک قرار دسته‌جمعی گذاشته بودیم برای کوهنوردی. صبح یک روز تعطیل، 10 نفر آدم بودیم با هر سنی. همین ماجرا را جذاب‌تر می‌کرد؛  این‌که 10 آدم متفاوت یک هدف مشابه داشتند: رسیدن به قله. ساعت هفت صبح در دامنه کوه وعده کرده بودیم. صبحانه خوردیم و بعدازآن آماده شدیم برای پیمایش کوه. همه‌چیز خوب پیش می‌رفت تا اینکه کم‌کم چند نفری از جمع اعلام کردند که توان ادامه ندارند. همان‌جا ماندند و گفتند که بقیه ادامه مسیر را بدون آن‌ها برویم.

NONE
10:21 - چهارشنبه 25 فروردین 1400

ایده نامیرا

گای فاکس از دیدن سربازانی که برای دستگیری‌اش آمده بودند، تعجب کرد؛ هنوز هم کسی نمی‌داند چه کسی نقشه‌اش را برای به هوا فرستادن پارلمان لو داده است. او می‌خواست پارلمان انگلیس را در روزی که جیمز اول افتتاحش می‌کند، منفجر کند و حداقل لندن ناامن‌تر از گذشته بشود. بعد از اعتراف گای فاکس تحت شکنجه، او و همدستانش جلوی همان پارلمان اعدام شدند و روز پنجم نوامبر، به روزی ماندگار و معروف به روز فاکس در بریتانیا تبدیل شد. انگار هنوز هم عروسک‌هایی را به شکل او درست می‌کنند و در آن روز آتش می‌زنند.

NONE
10:18 - چهارشنبه 25 فروردین 1400

به دنیای هم‌ودو خوش آمدید

امروزه وقتی پای دغدغه به میان می‌آید، ناخودآگاه فارغ از تمام مسائلی که بزرگ‌سالان با آن سروکار دارند، به یاد نوجوانانی می‌افتیم که مخصوصا در این زمان کرونا دغدغه‌هایشان دوبرابر شده است؛‌ مشکلاتی مثل کلاس‌های آنلاین و کاهش سطح یادگیری، دغدغه‌های فکری و درونی و خیلی چیزهای دیگر که روزهایشان را خسته و خسته‌کننده‌تر می‌کند.  اما دغدغه‌های نوجوانان که در حساس‌ترین مرحله زندگی خود قرار دارند و در عصری به نام عصر تکنولوژی زندگی می‌کنند به اینجا ختم نمی‌شود و حتی بیشتر و بیشتر هم می‌شود و بالاخره باید در این وسط کسی گره کور این دغدغه‌ها را باز کند و اینجاست که نام «هم‌ودو» به‌میان می‌آید.

NONE
11:08 - چهارشنبه 18 فروردین 1400

تبریک سال نو با تله‌پاتی

خب… من هم نمی‌دانم از کجا شروع کنم؛ درست مثل داستان و فیلم‌نامه‌هایی که نویسنده با این جمله می‌خواهد اعصاب آدم را خورد کند. این‌طوری مخاطب پیش خودش می‌گوید: جونت در بیاد دیگه یا مثلا می‌گوید: جون بکن خب.
اما من نمی‌خواهم خیلی شما را در خماری نگه دارم .  یک‌راست می‌روم سر اصل مطلب.