با جاریشدن زایندهرود در روزهای گذشته، چهره شهر خندان شده است و صدای پای این آب، شادی و نشاط را نهتنها برای اصفهانیها بلکه برای سایر گردشگرانی که از شهرها و کشورهای مختلف قدم به این شهر تاریخی گذاشتهاند، به ارمغان آورده است.
حالا چند روزی است که زایندهرود، بعد از مدتها پا به اصفهان گذاشته و صدایش به شهر زندگی و رونق دوباره بخشیده است؛زایندهرودی که قبل از بازگشایی گفته شد، قرار است سهماه مستمر در بستر رودخانه جاری باشد و کشاورزان بتوانند حقابه خود بهمنظور کشت تابستانه را تأمین کنند.
در بحث پیرامون «شهرهای اقماری» یا همان سکونتگاههای حاشیهای با تراکم بالا، یکی از محورهای اصلی که باید مورد مداقه قرار گیرد، پدیده مهاجرت است.
به گزارش اصفهان زیبا؛
تمدید خودکار اجاره بها با سقف مشخص، میتواند ثبات ایجاد کند، ولی اگر با مشوقهای کافی برای مالکان همراه نباشد و بدون ضمانت اجرایی و نظارت اجرا شود، ممکن است مکانیزمهای دور زدن سیاست شکل بگیرد.
تمام آنچه به عنوان ذرات معلق باعث آلودگی هوای اصفهان میشود، ناشی از فعالیتهای انسانی نیست، بلکه آلودگی طبیعی نیز تأثیر بالایی دارد.
آسمان اصفهان روز گذشته خاکآلود بود تا اصفهانیها به روال سالهای گذشته گرد و غبار استشمام کنند و در تنگنا قرار گیرند.
این روزها سخن از واردشدن کشور به دوره ترسالی میشود؛ با بارش بارانهای مطلوب در فروردین و اردیبهشت، برخیها مدعی شدند که خشکسالیهای پیدرپی به اتمام رسیده و حالا دوران جدیدی آغاز شده است.
حذف میوه از سبد معیشتی خانوار، یکی از پیامدهای آشکار و نگرانکننده کاهش قدرت خرید مردم در ماههای اخیر است. برخلاف گذشته که میوه جزو اقلام ثابت سبد خرید و یخچال خانهها بود، اکنون بسیاری از خانوادهها، بهویژه در دهکهای پایین درآمدی، خرید میوه را از اولویتهای خود کنار گذاشتهاند.
سازمان بهزیستی کشور بهتازگی تصمیم گرفته است تا طرحی را اجرا کند و به واسطه آن به شناسایی افرادی بپردازد که پس از جنگ دچار آسیب شدهاند.
گواهینامه گرفتن این روزها سخت شده است؛ چرا که نهتنها هزینههای آموزش بالا رفته است که سایر هزینههای جانبی مثل سنجش بینایی و خرید کتاب و… نیز به آن اضافه میشود تا دریافت آن و نشستن پشت فرمان خودرو برای برخی از افراد روزبهروز سختتر شود.
وقتی به آمارهای نگرانکنندهای که اصفهان را در رتبه دوم کاهش نرخ باروری کشور قرار داده است نگاه میکنیم، پیش از هر تحلیل آماری یا نگاه مدیریتی با یک دوگانگی روبرو میشویم؛ شکافی میان آنچه در ذهن آدمها میگذرد و آنچه در واقعیتِ خیابانها و خانهها جریان دارد.