نوستالژیهای دهه شصت هیچگاه به پایان نمیرسد؛ از رفتن به مدرسه در برفوباران گرفته تا سختگیریها و تنبیههای گاهبهگاه توسط معلمان؛ از تأکید بر نظموانظباط دانشآموزان تا برگزاری کلاسهای جبرانی و اضافه.
در شهرهای سنتی مثل اصفهان، کسبه برای شهروندان شاید فراتراز یک کاسب معمولی که تنها قرار است به خرید و فروش اقلام خود مشغول باشند، هستند و برخیهایشان به دلیل قدمت و همچنین ریش سفید بودن و کیفیت خدمات ارائه شده، جایگاه ویژه ای دارند.
«فضایی امن و همدلانه»، «رمزگشایی الگوهای شخصیت و زخمهایی که داریم!»؛ کافی است اینستاگرام را باز کنید تا با انبوهی از صفحههایی روبهرو شوید که گروهدرمانی را تبلیغ میکنند؛ صفحههایی که صاحبانشان خود را روانشناس، روانکاو، رواندرمانگر یا مشاور توسعه فردی معرفی کرده و پستها و استوریهای مختلفی نیز دراینباره میگذارند.
میل به ازدواج در اصفهان افزایش یافت؛ این موضوعی است که به تازگی از سوی مدیرکل ثبت احوال استان اصفهان اعلام شده است.
مهریه در ایران دیگر صرفا یک رسم ازدواج یا یک تعهد مالی ساده نیست. این نهاد در طول زمان چنان با ناامنی اقتصادی، نابرابری جنسیتی، تورم، ضعف حمایت اجتماعی و دشواریهای طلاق گره خورده که در بسیاری از خانوادهها به یکی از مهمترین منابع تنش و منازعه تبدیل شده است.
مصوبه جدید در خصوص اصلاح برخی مقررات مربوط به طلاق و مهریه، پیش از آنکه به قانون تبدیل و ابلاغ شود، خود به کانون تقابل دیدگاهها در افکار عمومی بدل شده است.
اصرار برخی پزشکان به تجویز داروهای خارجی و در دسترس نبودن بعضی از این داروها و البته گرانی سر به فلک کشیده آنها بیماران را سرگردان کرده است؛ بیمارانی که بنا به تجویز پزشک باید داروی خارجی پیدا کنند و برای همین هم راهی این داروخانه و آن داروخانه میشوند!
حصه برای خیلیها فقط نام یک محله در حاشیه اصفهان است؛ جایی که معمولا در خبرها از اعتیاد، کارتنخوابی و نبود امنیت میخوانیم؛ اما آنچه در دل این محله میگذرد، زخمی عمیقتر و پنهانتر دارد.
در روزهایی که گرمای طاقتفرسای تابستان بر پهنه جغرافیای ایران و عراق سایه انداخته بود، در زیر پوست این جامعه نبض عجیبی برای ورود به یکی از عظیمترین پدیدههای اجتماعی و مذهبی یعنی راهپیمایی اربعین تپید؛ بهنحوی که دیگر نمیتوان آن را صرفا یک مناسک تقویمی یا سنت مذهبی سالانه نامید.
بیماران هموفیلی از نبود دارو در داروخانههای شهر شکایت دارند و میگویند که این موضوع جانشان را به خطر انداخته است؛ کمبود دارویی که در روزهای گذشته «اصفهانزیبا» در گفتوگو با جمعی از بیماران و همچنین کارشناسان این حوزه بهطور مفصل به آن پرداخت.
سارقان به هیچچیز رحم نمیکنند؛ سرقت برای آنها تنها در بردن طلا و جواهر از خانهها خلاصه نمیشود بلکه آنها حتی کابلهای تلفن را هم میبُرند و فرار میکنند؛ اتفاقی که باعث قطعی خطوط تلفن شهروندان میشود و آنها را در تنگنا قرار میدهد.
حس و حالش با همه سفرها فرق دارد؛ سفری که آدمهای مختلف با هر میزان اعتقادی راهی آن میشوند. برای رفتن به این سفر نیاز به هزینه آنچنانی و بستن چمدان نیست؛ کافی است تنها یک کولهپشتی برداری و راهی شوی.