توجه به «پیری جمعیت»، موضوعی بود که رهبر معظم انقلاب در اولین دیدار خود با رئیس دولت چهاردهم و کابینهاش مورد تأکید قرار دادند: کشور به سمت پیری میرود، باید مقررات قدیمی کنترل جمعیت را تغییر داد …
دامنه اعتراض پرستاران که در چند روز اخیر در استانهای مختلف با تجمع روبهروی بیمارستانها و استانداریها مطالبههای خود را فریاد زدند، بالاخره به اصفهان نیز رسید؛ بهطوریکه در روزهای گذشته پرستاران اصفهانی و همچنین جمعی از نیروهای فوریتهای پزشکی هم دست به اعتراض زدند و خواستار رسیدگی به حقوحقوقشان شدند.
برخی از پرستاران در گوشهوکنار کشور دست به اعتراض زدهاند و از وضعیت شغلی خود گلایه دارند؛ پرستارانی که در دوران کرونا از جان خود گذشتند و البته وعدههای بیفرجام بسیاری به آنها داده شد …
بازنشستههای تأمین اجتماعی خستهاند. خیلیهایشان میگویند مدام هشتشان گرو نهشان است و تابوتوان اداره هزینههای زندگی را ندارند …
بیماران دیابتی دیگر جانبهلب شدهاند و کمبود قلم انسولین در داروخانهها و سهمیهبندی آن، آنها را کلافه کرده است.
روزانه در پیج اینستاگرامی متخصصان زیبایی، تصاویری از اشخاصی منتشر میشود که برای انجام کارهای زیبایی ارزان به پزشکان غیرمتخصص یا افرادی مراجعه میکنند که به قول خودشان دورهدیدهاند …
خوددرمانی ازجمله مشکلات موجود در چرخه درمان و یکی از مهمترین دلایل مصرف بیرویه دارو در کشور محسوب میشود.
یکم تا هفتم مرداد، هفته حمایت از بیماران هموفیلی است. این مناسبت بهانهای برای معرفی بیماری هموفیلی و اختلالهای انعقادی به عموم مردم و ارائه مطالبههای بیماران خاص هموفیلی است.
تا همین یکیدوماه پیش، شاید نام پشه «آئدس» و بیماری «تب دِنگی» به گوش کمترکسی خورده بود و تنها معدود افرادی از نیش زهرآلود این حشره موذی خبر داشتند.
واژه «دخترم» از زبانش نمیافتد؛ وقتی لابهلای حرفهایش از هفتسال مادریکردن برای «جانا» حرف میزند؛ دختری که شرایطش با خیلی از کودکانی که در دور و اطرافش زندگی میکنند متفاوت است.
سال گذشته اگرچه وزارت بهداشت خبر از تحت پوشش قرار گرفتن هزینههای درمان روان داد؛ اما بررسیها حاکی از این است که هنوز برخی از بیمهها زیر بار این مسئله نرفتهاند …
وقتی پدر و مادر از بیمارستان وارد خانه شدند، میکائیل، پسر دهسالهشان از شادی فریاد کشید. چیزی که سالها منتظرش بود رخ داده بود و حالا خواهر کوچکش را کنارش داشت. نوزاد کوچک، پیچیده در پتوی صورتیرنگ، مثل فرشتهها خوابیده بود و پسرک حتی میترسید به او دست بزند! پدر و مادرش هم خوشحال بودند، گرچه گاهی صورت مادرش از درد جمع میشد.